بررسی مفصل موضوع : فساد مالی در جامعه -زیاده خواهی و افزون طلبی -داستان حکم داوود

زیاده خواهی و افزون طلبی

طمع عبارت است از توقع داشتن در اموال مردم و آن نیز یکی از شاخه‌های دوستی دنیا و از جمله رذائل هلاک کننده است. در روایات و احادیث این صفت رذیله بسیار مذمت شده است. انسانی که گرفتار طمع و فزون خواهی است، همواره او را می‌کشاند به هر عملی که موجب ازدیاد داشته‌های او است.

نتیجه حرص و طمع و افزون خواهی تعدی و ظلم است. و این صفت زشت جرم و راه ارتکاب به جرائم را برای انسان هموار می‌نماید و پرهیز از آن در جلوگیری از ستم و تعدی و نگهداری نفس از ارتکاب به جرائم از امور لازمه زندگی سالم و معتدل و منطقی بشر است.

1-2-1-2-3 داستان حکم داوود

قرآن داستانی از زندگی حضرت داوود[1] برای پیامبر بازگو می‌کند و می‌فرماید: آیا داستان شاکیان هنگامی که از محراب بالا می‌رفتند به تو رسیده است؟ با این که داوود مراقبین و همراهانی داشت، طرفین نزاع از راه غیر معمول از دیوار محراب و قصر او بالا رفتند و این عمل موجب وحشت داوود شد. اما آنها به زودی وحشت او را از بین بردند و گفتند: نترس. دو نفر شاکی هستیم که یکی از ما بر دیگری ستم کرده است. و برای داردسی آمده‌ایم.

شاکی گفت : این برادر من است او نود و نه گوسفند دارد و من یکی بیش ندارم اما او اصرار دارد که این یکی را هم به من واگذار و در سخن بر من غلبه کرده است.

حضرت داوود می‌فرماید او مسلماً با درخواست یک میش تو برای افزودن آن به میش‌هایش بر تو  ستم نموده است. داوود ادامه می‌دهد این تازگی ندارد، بسیاری از شریکان و دوستان به یکدیگر ستم می‌کنند. مگر کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام می‌دهند، اما عده آنان کم است.

2-2-1-2-3 داستان اصحاب سبت

آنچه از داستان اصحاب سبت در قرآن آمده این است که جمعی از بنی اسرائیل بودند که در بندری به نام ایله در کنار دریا زندگی می‌کردند. خداوند برای امتحان آنان توسط پیامبرشان فرمان داد که روز شنبه، صید ماهی را تعطیل کنند اما طمع و افزون خواهی آن را می‌کشاند به عدم فرمان پذیری خداوند و در نتیجه مرتکب تعدی و خلاف می‌شوند و با توجیه گری و کلاه گذاری به حساب خودشان، در کنار دریا حوضچه‌هایی را می‌کندند و روز شنبه ماهی‌ها را در حوضچه‌ می‌آمدند، حوضچه‌ها را می‌بستند و در روزهای بعد آنها را صید می‌کردند. می‌گفتند خداوند روز شنبه گرفتن ماهی را بر ما نهی کرده لذا ما روز دیگری می‌گیریم که نتیجه این کار غضب الهی بود و خداوند عذاب سختی بر آنان فرستاد و به هلاکت رسیدند.

3-2-1-2-3 تأثیر افزون طلبی و زیاده خواهی بر ارتکاب به جرم و جنایت

نقش افزون طلبی و طمع در ارتکاب به جرم و تأثیر آن در کشانیدن انسان به تعدی و افتادن در دام فسق و ظلم و به دیگران کاملاً مشهود و بدیهی است و مبارزه جدی با این خواست نفسانی نباید از نظر دور داشت. ثانیاً باید به عوامل موثر در تعدیل این صفت و احیاناً تشدید آن توجه کرد. چه عواملی روحیه افزون طلبی و طمع به امور مادی در انسان را تشدید می‌کند و نیز نفس را در جهت بهره گیری از آن برای فسق و تصدی و ارتکاب به جرایم تشویق و تحریص می‌نماید.

3-1-2-3 جهل و نادانی

جهل و نادانی یکی از آفات روحی و اخلاقی انسان محسوب می‌شود. این مسئله به معنی عدم شناخت مقام پروردگار، بی‌توجهی به مسأله قیامت، ناآگاهی نسبت به بی‌اعتبار بودن و ناپایدار بودن مال و ثروت دنیوی و بی‌خبری از وسوسه‌های شیطان و افراد شیطان صفت می‌باشد که اسباب بسیاری از خطاها و لغزش‌ها را تشکیل می‌دهد.

امام علی(ع) در این زمینه می‌فرماید: کسی که وضع روزگار (بی‌اعتباری دنیا) را بداند، از آمادگی برای سفر آخرت غافل نمی‌شود.

محتوای کلام مولی الموحدین (ع) این است که چنین فردی در نهایت غفلت و بی‌خبری، آن چنان در لغزش‌ها و گناهان خود غوطه‌ور می‌شود که فکر می‌کند در این دنیا همیشه جاوید و ماندنی است.

امام علی(ع) همچنین در نامه خود به مالک اشتر می‌فرماید: جهل و نادانی سرچشمه هر شر و بدی است و همچنین باعث تباهی معاد و آخرت انسان می‌شود.

   1-3-1-2-3 تأثیر جهل و نادانی بر ارتکاب جرم و جنایت

جهل و نادانی سبب گناه در انسان است و او را به بدی می‌کشند که بیشتر منظور ما جهل به آثار گناه و نتیجه حاصله از بدی و نیز جهل نسبت به هدف و آینده فکری است. در هر دورانی به تناسب جهل و نادانی هر جامعه‌ای خود بیشترین اثر در جرم و جنایت داشته است.

حضرت یوسف می‌فرماید: خداوندا ! رنج زندان برای من خوشتر از این کار زشتی است که زنان از من تقاضا دارند. باری اگر تو حیله اینان به لطف و عنایت از منع دفع نفرمایی به آنها میل کرده از اهل جهالت گردم.[2]

در این آیه عین تمایل به زنان و تسلیم این میل و خواست نفسانی شدن از نظر حضرت یوسف جهل و نادانی است. در نهایت آنچه موجب نجات وی می‌گردد علم او به این است که جرم و گناه عین جهل و حماقت است.

آیاتی مشاهده می‌شود که عمل و جنایت برادران یوسف نسبت به او نتیجه جهل آنان ذکر شده و در نتیجه جهل فکر قتل و طرد یوسف را در سر پرورانده‌اند.

در آیه 55 سوره شریفه نمل نیز تمایل قوم لوط به مردان و اجتناب از زنان برای شهوت‌رانی نتیجه جهل آن قوم ذکر شده است.

در سوره مبارکه عادیات وقتی سخن از ناسپاسی و کفران انسان نسبت به پروردگارش می‌شود و نیز از حب مال دنیا سخت فریفته و بخیل می‌شود. حب دنیا و فریفتگی به آن من‌جمله اسباب موثر در ارتکاب جرم و جنایت است که نتیجه جهل و نادانی است.

2-2-3 نقش عوامل اجتماعی و محیطی برافزایش جرم و بزهکاری دراسلام

یکی از عوامل مهمی که درتشکیل شخصیت انسان و روحیات واخلاق او نقش اساسی دارد، محیط پرورش و زندگی اوست که شامل خانواده وجامعه می باشد. انسان درجریان فرایند اجتماعی شدن خود، بسیاری ازصفات وخصوصیات اخلاقی و رفتاری خود را از والدین ، اعضای خانواده ، دوستان ، افراد جامعه کسب می کند. چنانچه این بستر، پاک ومنزه باشد، فرد متأثر از صفات ویژگی های مثبت وخوب گردیده و درغیر اینصورت ، آنچه کسب می شود رذایل اخلاقی و رفتاری می باشد. درقرآن مجید به کرات درباره این موضوع بحث شده است که یکی ازنمونه های آن آیه ای است که خداوند سبحان درآن می فرماید : سرزمین پاکیزه روئیدن گیاهانش به فرمان خدا می روید، اماسرزمین های بدطینت و(شوره زار) جزگیاه ناچیز و بی ارزش ازآن نمی روید، این گونه آیات رابرای آنها  که شکرگذارند بیان می کنیم.[3]

دراین مبحث به نقش عوامل اجتماعی ومحیطی برافزایش جرم وبزهکاری دراسلام وبخصوص قرآن می پردازیم.

1-2-2-3 عوامل وزمینه های خانوادگی

عامل وراثت وتربیت ازعوامل مهم و مؤثر در شکل گیری اخلاق و شخصیت فرد محسوب می شود از دیدگاه تعالیم اسلامی چگونگی ارتزاق ( حلال یاحرام ) ، حالات وشرایط روحی وروانی مناسب حالت انعقاد نطفه ازجمله مسائلی است که به جنین منتقل می شود و می تواند زمینه های سعادت و یا سعایت او را فراهم کند و همچنین بسیاری ازصفات ویژگی های روحی و روانی والدین به کودک منتقل می شود.

درقرآن مجیدخطاب به خواهرهارون آمده است : ای خواهرهارون! نه پدرت مرد بدی بود ونه مادرت زن بدکاره ای .[4] که منظور ایزدتعالی ازاین خطاب گوشزد کردن اهمیت وراثت درتربیت فرزندان می باشد. همچنین مولی علی (ع) فرموده است : اخلاق پاک ونیک دلیل وراثت های پسندیده انسان است.

امیرالمومنین (ع) درپاین جنگ باخوارج در پاسخ به  شخصی که خطاب به آن حضرت عرض کرد ای امیرمومنان ، خوارج همه نابود شدند، فرمود : سوگند به خدا هرگز! آنها نطفه های درپشت پدران ورحم مادران وجود خواهند داشت ، هرگاه که شاخی ازآنان سربرآورد قطع می گردد تا اینکه آخرینشان به راهزنی ودزدی تن درمی دهند .[5]

تأثیرخون وانتقال بدهی ها به  ارث بردن وگذاشتن صفات  در این  جملات امیرمومنان (ع) به  خوبی آمده است وخود دلیل محکم تأثیرگذاری وتأثیرپذیری از زمینه های ارثی وخانوادگی است اعم از ارث بردن فضایل و یا رذایل وپستی هایی که منتقل می شوند.

توجه به قانون وراثت دراین مثال ثمرات بی ارزنده ای دارد و اسلام که آیین جامع وسازنده ای است دراین خصوص دستورات و رهنمودهای فراوانی دارد.امروز از نظرعلمی و دینی از مسلمات است که  همانگونه  که فرزندان درشئون جسمی از پدر ومادر به ارث می برند، درمسائل معنونی وحالات روحی نیزتأثیرپذیرند و ارث می برند. شجاعت ، پاکدامنی ، اراده ، وتدین ، ترس ، ناپاکی ، بی بندوباری مسائلی هستند که به  فرزندان منتقل می شود.

حضرت نوح قوم گنهکارخود را نفرین می کند وچنین می گوید که : پروردگارا، احدی ازکافران را در روی زمین زنده مگذار، چرا که اگرآنها را  زنده بگذاری بندگانت را گمراه  می کنند و جز نسلی فاجر و کافر را به وجود نمی آورند.[6]

حضرت نوح چه زمانی چنین نفرین می کند؟ زمانی که می آید و می گوید من رسول مهربان هستم . از راه خیرخواهی آنان را به  پیروی ازخداوند دعوت می کند و به آنان وعده بخشش وکرم الهی می دهد، اما آنان در نتیجه عناد وجهل گوش ننهادند جامه به رخسار انداختند، برکفراصرار ورزیدند ولجوج بودند  وسخت راه  تکبرپیمودند.

دراین خصوص اسلام مخصوصاً در تشکیل خانواده دستوراتی دارد که باید مورد آموزش و توجه قرار گیرد، اما چون دراین مثال نمی گنجد ازبحث آن خودداری و فقط یک اشاره  گذرا داریم :

  1. نقش پدرومادرمورد توجه قرارگیرد ؛
  2. توجه به مصالحه وایجاد روابط با افراد باشخصیت واصیل؛
  3. توجه به ایمان درخانواده طرف مورد نظر؛
  4. توجه به خوش خوئی ها؛
  5. عدم ازدواج با زن کم عقل؛
  6. پاکدامنی زن وخانواده او؛
  7. پرهیزاز ازدواج با شرابخوار؛
  8. توجه به پاکدامنی و خویشتن داری مادر؛
  9. توجه به تربیت صحیح براساس وظایف ودستورالعمل های مهم اسلامی وانسانی؛
  10. پرهیز از محبت و عشق کاذب؛
  11. توجه به غذای حلال وحرام که ازموارد مسلم و مهم و تأثیرگذار است . همین طورکه درجسم تأثیردارد درروح انسان نیزاثردارد . دراین مورد غذاهایی که ازطریق حرام مثل رشوه، ، دزدی ، احتکار، مال یتیم ، پول شراب وزنا و…… بدست می آید بایدمورد توجه قرارگیرد و از آن پرهیزشود.

2-2-2-3 دوستان و همنشینان

موضوع دیگری که تأثیرعمیق آن به تجربه ثابت شده است وهمه علمای اخلاق وتربیت برآن اتفاق نظردارند، مسئله معاشرت ودوستی است . غالباً دوستان وهمنشینان ناباب وناصالح سبب آلودگی وتباهی افراد پاک شده اند وعکس آن نیزصادق است که بسیاری ازافراد گنهکار وناپاک به وسیله  مجالست وبرخورد با افراد مومن ومتقی به خود آمده وبه جرگه آنها پیوسته اند .

درقرآن واحادیث تأکیدات فراوانی برروی تأثیردوست ومعاشرشده است ویکی ازمواردی که به  وضوح اشاره به  دوری جستن ازافراد وهمنشینان ناصالح است سوره فرقان آیات 27-29 است که خداوند سبحان درآن ، سخنان ستمکاران که دال برندامت وپشیمانی آنها ازاعمال خود است و همنشینی ودوستی با افراد ناباب وکافر را بازگو می کند.

« بخاطرآور روزی که  ستمکاران دست خود را از شدت حسرت می گزند و می گوید: ای کاش با رسول خدا راهی را برگزیده بودم ! ای وای برمن ، کاش فلان ( شخص ناصلاح ) را دوست خود انتخاب نکرده  بودم اومرا از یادآوری خلق گمراه ساخت» .

همچنین ازحضرت علی (ع) نقل شده که همنشینی باخوبان بدان را به خوبان ملحق می کند وهمنشینی با بابدان نیکان را به بدان ملحق می سازد.

درعصرپیامبر(ص) دو نفراز مشرکان درمکه بنام های عقبه  بن ابی معیط وابی بن خلف باهم دوست  بودند. عقبه هروقت از مسافرت باز می گشت ، غذایی ترتیب می داد وبزرگان قوم خود را به خانه دعوت می کردبا اینکه اسلام نیاورده بود پیامبر(ص) را نیزدعوت می کرد ودوست داشت که درغذای اوشرکت نماید.

روزی ازسفربرگشت وطبق معمول ازاشراف قومش دعوت نمود وپیامبر(ص) نیزدعوت کرد، هنگامی که پیامبر برسرسفره گسترده اونشست فرمود: من ازغذای تونمی خورم مگراینکه شهادت به یکتایی خدا و رسالت آن حضرت بزبان آورد وقبول اسلام کند.

عقبه شهادت به یکتایی و رسالت آن حضرت به زبان آورد وقبول اسلام کرد. این  خبر به گوش دوستش ابی رسید و او اعتراض کرد و به اوگفت : تواز دینت منحرف شده  ای ، عقبه گفت من منحرف شده ام ، ولی مردی برمن وارد شدوحاضرنبود ازغذایم بخورد جزبه این کارومن هم شهادتین گفتم .

ابی گفت : من هرگزازتوراضی نمی شوم مگردر  برابر پیامبر ایستاده و به او توهین نمایی . عقبه فریب خورد وبه خواست دوست بدخود مرتد شد وسرانجام درجنگ بدر جزء سربازان لشکر کفر و شرکت به جنگ مسلمانان آمد وکشته  شد. همین طورکه ابی دوستش نیزکشته شد. درآیات فوق نتیجه این دوستی را ذکرمی نماید که درنتیجه این دوستی انگشت حسرت به دندان گرفته  می گزد ومی گوید ای کاش فلان شخص گمراه را  دوست خود نمی گرفتم .

دوست بد موجب گمراهی وانحراف انسان می شودوانتخاب اوبراثرپیروی ازنفس وشیطان است ودرنتیجه باروی آوری به جرم وجنایت ازدرگاه  خداوند مطرودوغوطه  وردرفسادوانحراف می شود .

درآیات متعددی خداوند فرمان پرهیز و دوری ازافراد بد وعدم همنشینی ودوستی با بدکاران را گوشزد نموده وتاکید کرده،با استهزاکنندگان به آیات خداوند ننشیند،تا به سخن دیگری بپردازند زیرا در غیر اینصورت شما هم ازآنان خواهید بود.[7]

وقتی بهشتیان ازاهل جهنم سوال می کنندچه عامل وسببی موجب شد شمادردوزخ فرستاده شوید؟ ازجمله    آنان اینست که « وکنا نخوضم الخائضین » ما  پیوسته با اهل باطل همنشین وهم صدا وهم ناله بودیم .[8]

دراین باره همچنین روایات زیادی درباره همنشین وپرهیزازمصاحبت وهمراهی دوستان بد ازاهل بیت (ع) رسیده است ، طوری که کمترموضوعی است که در روایات مانند این موضوع سرزنش شده است برای مسلمانان سزاوارنیست که باشخص فاجروهرزه واحمق ودروغگو، رفاقت ودوستی نماید.[9] ، و یا در جایی دیگر پیامبراکرم(ص) می فرماید: انسان بر دین دوست وهمنشین خود است[10] ، و یا در جایی دیگرامام جواد(ع) می فرماید: ازهمنشین یا بدکارپرهیزکن که  اوهمچون شمشیربرهنه است ظاهری زیباواثری زشت دارد(مجلسی، 1403، 199).

شاید بهترین داستان قرآنی درباب دوست ناباب داستان فرزند نوح باشدجایی که « نوح ازراه شفقت فرزندش را صدا کرد و او را خواند که به کشتی درآید تا نجات یابد و تصریح فرمود: با  کافران همنشینی وهمراهی نکن چون هلاک خواهی شد. اما او نپذیرفت ودرنتیجه همراهی وهمنشینی با اهل کفربه هلاکت رسید.[11] به بعد لذا وقتی فرزندنوح در ورطه نابودی قرارگرفت ، حضرت نوح به خداوندعرض کردبارپروردگارا فرزندمن اهل بیت من است که به لطف دادی….

خداوند فرمود: ای  نوح فرزند توهرگز با  تو اهلیت ندارد وعمل او بسیار ناشایسته است .[12]

منظورخداوند ازاینکه می فرماید او اهل تو نیست چیست ؟

همنشین دوستان بد از علل و زمینه های اجتماعی گناه است ، چنانچه همنشین ودوست خوب ، عامل خوبی برای سوق دادن فرد و جامعه به سوی کارهای نیک وسعادتمند است . امروزه ازنظرعلمی وعمل ثابت شده که انسان ازناحیه همراهان و همنشینان تحت تأثیراست . دوست بد و همنشین فاسق و فاجرحتی پسرنوح را به سوی گناه می کشاند طوری که خاندان نبوتش را ازدست  می دهد و در شمار نا اهلان قرارمی گیرد. طوری که حضرت نوح ازاینکه او را اهل خود می داند از درگاه خداوند عذرخواهی می کند و دعا و درخواست بخشش برای کسی همچون پسرش در قرآن مجید نتیجه جهل می داند . خداوند اینگونه افراد را جزء اهل و همنشین مؤمنان نمی داند. دوری شیطان از درگاه رحمت پروردگار در نتیجه مجادله و بحث و عدم فرمان پذیری او باعث گردید بگوید قسمتی از بندگانت را زیراطاعت خود می کشم و آنها را سخت گمراه می کنم (ترجمه 119 نساء ) شیطان بعضی ازاسباب و عوامل گمراهی که در دست دارد و ذکر می کند عواملی هستند مثل :

  1. آرزوهای دراز ؛
  2. بریدن گوش حیوانات که منظورکشاندن آنان برای بندگی وعبادت بت هاست؛
  3. امر تا خلقت خدا را تغییر دهند. این ضرر غیر قابل جبرانی است که شیطان بر پایه سعادت انسانی می زند.

این جمله اشاره به آن است که خداوند در نهاد اولی انسان توحید و یکتاپرستی و هرگونه صفت وخوی پسندیده را قرارداده است . ولی وسوسه های شیطان و هوی وهوس ها انسان را ازاین مسیر صحیح منحرف  می سازد و به بیراهه می کشاند (طباطبایی، 1374، 454).

3-2-2-3  فقر و تنگدستی

گاهی طغیان براثر نداری است گاهی بر اثر ثروت زیاد و بادآورده طغیان می نماید. ثروت وسرمایه گاهی زمینه لازم را فراهم می آورد وانسان را به فساد وگناه می کشاند.

سرمایه وبی نیازی علت و فاعل فساد نیست بلکه درنتیجه دارایی وقتی انسان خود را بی نیاز و پولدارمی بیند طغیان می کند وقتی انسان با دید اینکه سرمایه از من است و در تحصیل آن هرطور بخواهم آزاد هستم  ، داشته باشد این تفکر بی نیازی او را به فساد و تباهی می کشاند.

بینش حضرت سلیمان درمورد سرمایه اینست که ، خداوند ازفضلش عنایت فرموده است . « هذامن فضل ربی لیبلونی اشکرام اکفر»[13] اما درمقابل قارون که دارای ثروت انباشته وبسیاری است وقتی ازاو ذکات مطالبه می شودمی گوید « انما اوتیته  علی علم عندی » [14]

فزون طلبی که درنتیجه ، صاحب آن غافل و مغرور و مست کند خود سبب مهمی درجرم وجنایت است ونتیجه آن طغیان است لذا درقرآن اینگونه دارائی زشت شمرده شده وصحبان اینگونه دارایی وسرمایه شدیداً مورد هشدارواخطارقرارداده است .

امام باقر(ع) فرمود: درزمان رسول خدا درآغازهجرت یکی ازمومنین اهل صفه به نام سعد بسیاردر فقر و ناداری به سرمی برد و همیشه در نماز جماعت ، ملازم رسول خدا بود و هرگز نمازش ترک نمی شد. رسول خدا(ص) وقتی او را می دید از فقر وتهیدستی او بسیار اندوهگین می شد. مدتی گذشت، خداوند توسط جبرئیل دو درهم به حضور پیامبرآورد و فرمود: خداوند اندوه تورا بخاطرسعد دریافت آیا دوست داری که  او بی نیاز شود پیغمبرفرمود بلی . جبرئیل دو درهم را به پیامبرداد و فرمود به سعد بده وبه او بگو تجارت نماید. پیامبروقتی سعد را دید فرمود ای سعد آیا تجارت می دانی ؟ سعد گفت چیزی ندارم تجارت کنم . پیامبرآن دو درهم را به او داد. سعد مشغول تجارت شد تا آنجایی پیش رفت که درکنار مسجد محلی برای کسب و کارخرید و مشغول تجارت شد هنگام نماز سعد هنوز مشغول تجارت بود طوری که کم کم سعد نماز به موقع  را فراموش کرد. پیامبر وقتی او را به این وضع دید به اوگفت « یا سعد شغلتک الدنیا عن الصلوه » او در پاسخ چنین می گفت : چه کارکنم ثروتم را تلف کنم ؟ به این مرد متاعی فروخته ام می خواهم پولش را بستانم و…..

نهایت  اینکه سرگرمی وغوطه ورشدن به دنیا و دلبستگی به آن انسان را غافل می کند وآنچنان غرق در دنیا می شود که  وقتی به سوی کارهای خیرخوانده  می شود کرمی شود و نمی شنود در حالی که  برای دنیای خود هرکاری می کند.

فقر و تهیدستی زمینه  انجام و ارتکاب به بزهکاری فراهم می آورد و انسان مرتکب گناه  می شود در سوره اسراء آیه  31 خداوند رحمان با نهی از کشتن و قتل فرزندان از روی ترس از فقر و تهیدستی می فرماید : « هرگز نفس محترمی که خدا قتلش را حرام شمرده مکشید مگر آنکه به حکم حق مستحق قتل شود و کسی که خون مظلومی به ناحق بیزد ما به ولی او حکومت و تسلط بر قاتل دادیم پس در مقام انتقام آن ولی در قتل و خونریزی اصراف نکند ……» اعراب جاهلیت به دو سبب مرتکب قتل فرزندان خود می شدند. امروزه هم متاسفانه  این تفکرغلط یعنی برای جلوگیری ازفقر و تهیدستی و ترس فرزندان خود را می کشند. یعنی همان سببی که موجب قتل فرزندان است . وقتی اعتماد وتوکل به  خداوند نباشد، ترس از فقر و تهیدستی سبب جنایت است و این خطایی بسیار بزرگ است .

در روایات فقر اقتصادی مذمت شده است « الفقرالموت الاکبر» ویا « القبرخیرمن الفقر» و در بعضی روایات طلب حلال برانسان  واجب است و بی نیازی ازمردم لازمه یک زندگانی شرافتمندانه  برای انسان مسلمان است.

این احادیث و روایات دلیل براین است که فقر و تهیدستی خود عامل مهمی است و چه بسیار انسان به وادی پست و کارهای ناشایست بکشاند. دراین خصوص وظیفه آحاد جامعه مخصوصاً حکومت اسلامی است   زمینه های لازم برقراری عدالت اقتصادی سالم را ملاک قرار دهد و زمینه زندگی سلام و اقتصاد پویا را برنامه ریزی نماید که خود نقش عمده ای در جلوگیری از بزهکاری و جرم و جنایت دارد بسیاری ازگناهان معلول این نابسامانی و ناهنجاری اقتصادی است که نمی شود ازنظر دور داشت امیرالمومنین (ع) درنهج البلاغه درحکمت 319  می فرماید: همانا فقر، دین انسان را ناقص وعقل را سرگردان و عامل دشمنی است .

4-2-2-3 اعانت وکمک به جرم ومجرم

یکی ازاسباب ارتکاب به جرایم درجامعه همانا اعانت به آن است چرا که کمک به جرم و جانی علاوه بر اینکه مجرم را گستاخ تر و جری تر می کند و او را در زمینه ارتکاب به  جرایم دیگر تقویت می کند، رغبت انسان های سست ایمان را به ارتکاب جرایم وگسترش روحیه بی پروایی در دیگران را بر می انگیزاند. دراسلام و مخصوصاً درقرآن استعانت به نیکوکاری امر و اعانت به تعدی تجاوز نهی شده است . این نهی شدید پروردگار بر عدم کمک به  مجرم درارتکاب جرم و به ظالم به ظلم ، نقش عمیق وتأثیر عظیم آن همانا بستن راههای ارتکاب به  جرم وگناه است و از این جهت که می تواند سبب جرم وتعدی باشد و زمینه ارتکاب به معاصی و جرایم را فراهم آورد بسیار نکوهیده شده است .

تقوی که همان امتناع عوام و اجتناب از معاصی و محارم است عین پرهیز از جرم و جنایت وعمل به ارزش ها واعمال پسندیده است که برآن باید استعانت کرد. این اعانت به جرم ومجرم به اشکال مختلفی می تواند باشد و خود بحث بسیارگسترده ومهمی را می طلبد. هرکس به شکلی می تواند استعانت به اثم وعدوان نماید. عمل هرکس به تناسب  شخصیت ، موقعیت، میزان نفوذ، توانایی علمی او وپذیرش وموقعیت اودرجامعه به عنوان الگویی رفتاری ومخصوصاً برای طبقه حاکم همه اعمال و رفتار آنان با توجه به تأثیرآن و هموار نمودن راههای ارتکاب و…منجمله نقش متولیان امور دراجرای عدالت و تثبیت حدود وحقوق اجتماعی افراد، می تواند سبب و زمینه ساز ارتکاب جرایم و یا پرهیز از شرارت وبزهکاری باشد. دراین خصوص نقش متولیان جامعه ، مربیان جامعه ، حاکمان جامعه ، نباید نادیده گرفته شود و به آن توجه نکرد که امروزه ضرورت توجه به این از امور بدیهی ولاینفک دربحث سبب شناسی جناحی درجامعه است .

اعانت وکمک به جرم ومجرم می تواند آثار زیر که به  نوبه خود موجب افزایش جرم وبزهکاری درجامعه را فراهم کند

ایجاد زمینه اتکا به ظالمان که بسیارخطرناک است .

وشما مومنان هرگزنباید به ظالمان همراه ودوست شوید وگرنه آتش کیفرآنان درشما هم خواهد گرفت.[15]

ایجادزمینه همنشینی با ستمگران

بعدازآنکه متذکرکلام خدا شدی، دیگر با گروه ستمکاران مجالست نکن . [16]

ایجادزمینه فرمانبرداری افراد، مخصوصاً افرادی که آمادگی بیشتری دارند از ظالمین و مرتکبین جرایم.

اگر امورجامعه طوری اداره شود که انسان ها برای گذران زندگی ناچار به متابعت و همراهی     انسان های بزهکار و اهل خلاف شوند و برای گذراندن زندگی ناچارسکوت کنند و کورکورانه فرمان برند زمینه ارتکاب به جرایم بوجودمی آورد .

بدعت گذاری

مدح مرتکب ومتعدی وفروتنی درمقابل گناهکار

سلب آزادی قانونی دیگران

رضایت به گناه

کسی که به  کارگروهی خشنود باشد مانند آن است که با ایشان درآن کارهمراه بوده و بر هرکننده کار باطل و نادرست دوگناه است یکی گناه بجا آوردن آن و دیگری گناه رضا وخشنودی به آنکه در نیت و دل است .

دستور مهم اسلام در امر به معروف و نهی ازمنکرهمانا مبارزه جدی با همین روحیه بی تفاوتی و بی توجهی درجامعه است که این روحیه نیزجرم وامانت به جنایت وگناه ومعصیت است .

عدم تادیب و برخورد جدی و متوازن با مطالعه آثاروتأثیرآن

عدم توجه به  مجازات و یا خدای نخواسته عدم عدالت دربرخورد با بزهکاری وبزهکاران .

تلاش برای آشکارکردن جرائم و مخصوصاً جرائمی که جنبه عفت عمومی دارد وبه عفاف جامعه بر  می گردد.

 

 

 

 

 

وزارت امور اقتصادی و دارایی هدف خود را تنظیم سیاست‌های مالی و اقتصادی کشور و ایجاد هماهنگی در امور مالی و اجرای سیاست‌‌های مالیاتی و تنظیم و اجرای برنامه همکاری های اقتصادی و سرمایه‌گذاریهای مشترک با کشورهای خارجی در نظر گرفته و وظیفه مهم  آن، تنظیم سیاست‌‌های اقتصادی و مالی کشور و ایجاد هماهنگی در اجرای آنهاست . اما سایر وظایف آن عبارتند از :

– پیشنهاد، دریافت ، بررسی و انجام کلیه‌ی امور مربوط به سرمایه‌گذاری‌‌های ایران در خارج و سرمایه‌گذاری‌های خارجی در ایران و همچنین کمک‌های اقتصادی و فنی ایران به کشورهای خارج :

– تنظیم و اجرای برنامه‌ی  همکاری‌های اقتصادی و مالی فنی ایران با سایر کشورها و سازمانها و موسسه‌های اقتصادی و مالی بین‌المللی و ایجاد هماهنگی در اعمال نظارت به ‌این گونه روابط و مناسبات بین‌المللی؛

– نظارت بر فعالیت‌های مالی و اقتصادی بخش خصوصی در جهت اجرای برنامه‌های توسعه‌ی اقتصادی

– اجرای برنامه های مربوط به امور پولی ، بانکی ، بیمه‌ای ، ارزی و اعتباری کشور که به موجب قوانین و ضرورت موضوع به عهده وزارت امور اقتصاد و دارایی محول میشود:

– نظارت بر تشخیص و وصول مالیات مستقیم و همچنین وصول مالیتهای غیرمستقیم و حقوق و عوارض و هزینه‌های گمرکی؛

– مراقبت در امر وصول سایر منابع درآمدی دولت که در قانون بودجه ی کل  کشور منظور می‌شود:

– اجرای مراقبت عمومی واردات ، صادرات ، قراردادهای بازرگانی ، موافقت‌های پایاپای و اعمال مقررات گمرکی درباره معافیت‌ها و ممنوعیت‌‌ها

– تهیه  و تنظیم صورتحساب عملکرد بودجه‌ی سالانه کل کشور؛

– رسیدگی  به وجودی و نظارت تمرکز حساب اموال دولتی دراختیار دستگاهه‌ای اجرایی:

– رسیدگی به موارد تخلف از اجرای مقررات درآمد پرداخت هزینه‌ها واقدام در مورد آنها طبق ماده 91 قانون محاسبات عمومی کشور؛

– انجام سایر وظایفی که برطبق مقررات  قانون محاسبات عمومی  کشور و سایر مقررات مالی  به وزارت امور اقتصاد و دارایی محول شده است .

از موسسات وابسته به وزارت امور اقتصاد و دارایی می‌توان به سازمان مور مالیاتی سازمان خصوصی سازی ، گمرک جمهوری اسلامی ایران ، سازمان حسابرسی ، بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران و …. اشاره کرد که هر کدام از این نهادها به پیشگیری از فساد مالی کمک شایانی می‌کنند.(حسینی، 1388،158)

وزارت امور اقتصاد و دارایی علاوه ‌بر نقش اساسی در ترسیم سیاسی اقتصادی کشور از آن جا که تامین قسمتی از اعتبارات و بودجه دولت از طریق این دستگاه تأمین می‌شود از اهمیت خاصی  برخوردار می‌باشد .  زیرا اهمیت وصول مالیات یک واقعیت غیرقابل انکار می‌باشد که مودی و ممیز مالیاتی در این خصوص از جایگاه مهمی برخوردارند . بدیهی است چنانچه تدابیر  پیشگیری از جرم در مراکز مالیاتی پیش‌بینی نگردد این مراکز می‌توانند فرصت شیوع فساد را فراهم کنند.

1-4 انواع فساد مالی

برای درک بهتر نسبت به به پیشگیری از وقوع جرم در این وزارت خانه ابتدا بایستی تعریف کاملی از انواع مختلف فساد مالی و افتصادی و سپس علل و در نهایت پیامدهای آن در دست داشت و در نهایت بتوان به امر پیشگیری از وقوع جرم و نقش این نهاد پرداخت .

گرچه نمی‌توان تعریف دقیقی از فساد مالی ارئه داد اما می‌توان اقسام و مصادیق فساد مالی را مشخص ساخت از جمله این مصادیق می‌توان به موارد زیر اشاره کرد .

1-1-4  رشوه[17]

تعاریف مختلفی از رشوه و ارتشاء در آثار حقوق دانان داخلی و خارجی ارائه شده است که نسبت  به تفاوت نظام‌های حقوق کشورهای مختلف و آراء حقوق دادن هر یک به جنبه‌ها و خصوصیاتی از این جرایم اشاره نموده‌اند ) ملازمیان ، 1387، 12)  رشوه وجهی (نقدی یا جنسی) است که در یک رابطه آلوده و قاعده داده یا گرفته می‌شود نفس دادن یا گرفتن رشوه تخلف است و باید آن را جرم فساد مالی دانست( ربیعی ، 1382، 33) رشوه می‌تواند به صورت یک مبلغ ثابت درصد ضعیفی از یک قرارداد  یا هر گونه وجه یا امتیاز دیگری از نوع پول که معمولاً به یک مقام دولتی که می‌تواند قراردادها را از جانب دولت منعقد یا منافع را بین شرکت‌ها ، افراد ، تجار و مراجعه کنندگان توزیع نماید و پرداخت می‌شود( رهبر ، 1381، 11) قانون گذار داخلی رشاء و ارتشاء را در قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و  اختلاس و کلاهبرداری مصوب 1367 مجمع تشخیص مصلحت نظام در موارد 3 و4 جرم انگاری نموده است علاوه براین قانون، مواد 588 تا 594 قانون مجازات اسلامی نیز موارد دیگری از این جرم را پوشش داده است در قوانین فعلی  جرم و رشاء و ارتشاء به لحاظ دارا بودن جنبه ی عمومی غیرقابل گذشت هستند و معمولاً از دیدگاه حقوقی در زمره جرایم  علیه امنیت و آسایش عمومی مطرح می‌گردند( حسینی ، 1384، 36) هر چند که جنبه‌ی مالی و اقتصادی آن هر روز پررنگ تر و گسترده ‌تر می‌شود ماده 8 کنوانسیون پالرمو (2000) به ارتشاء اختصاص یافته است . در کنوانسیون مریدا (2003) نیز در موارد 15 و 16 ارتشاء دولتی و در ماده 21 ارتشاء در بخش خصوصی جرم‌انگاری شده است از تفاوت‌های این کنوانسیون با قانون ایران در جرم انگاری ارتشاء در بخش خصوصی است که قانون ایران در این خصوص ساکت است .

2-1-4 اختلاس[18]

در قوانین و مقررات مربوط به اختلاس در کشور ما تعریف مشخص و کاملی از این جرم ارائه نشده و صرفا ً شرایط و اوضاع و احوال لازم جهت تحقق جرم اختلاس بیان گردیده است حقوق‌دانان تعاریف منطقی از جرم اختلاس را در آثار خود ارائه نموده‌اند برخی اختلاس را عبارت است از خیانت مامور دولت در تصاحب وجوه یا اسناد یا اموال متعلق به دولت است و یا نسبت به سایر وجوه یا اسناد یا اموال اشخاص است که به نفع خود یا دیگری که برحسب وظیفه به او سپرده است) ولیدی ، 1386، 220) می‌دانند . در تعریف دیگری ضمن اشاره کلی به برداشتن مال غیر  از راه خدعه در بیان عناصر اختلاس چند مورد بیان شده از جمله این که مرتکب کار ضد دولت یا شهرداری یا بانک‌ها اعم از رسمی یا غیررسمی باشد و با داشتن قصد متقلبانه ، مالی منقول یا وجه نقد را که به مناسبت انجام وظیفه‌اش به او سپرده‌اند بردارد( جعفری لنگرودی ، 1382، 19) به تعبیر دیگر می‌توان گفت که اختلاس برداشت از منابع به وسیله‌ی افرادی است که مدیریت این منابع به آن ها سپرده شده است . اختلاس هنگامی اتفاق می‌افتد که کارکنان ناسالم اموال کارفرمایان خود یا مقام‌های دولتی ، منافع عمومی را حیف و میل و یا از آن سوء‌استفاده می‌کنند.

اختلاس شکلی از فساد مالی و سوء استفاده از قدرت و نوعی خیانت در امانت مامور دولتی نسبت به اموالی است که برحسب وظیفه به او سپرده شده است در بسیاری از کشورهای فاسد اختلاس بخش بنیادی از امکان حیف و میل منابع توسط اشراف حاکم است که زیان و ویرانگری آن از رشوه هم خیلی بیشتر است قانون گذار ایرانی موضوع خود را نسبت به این جرم با وضع قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری مصوب 1367 مجمع تشخیص مصلحت نظام در مواد 4 و5  نشان داده است در کنوانسیون پالرمو ایتالیا (2000) به صورت خاص بحثی از جرم اختلاس به میان نیامده است و در مواد 8 و 9 آن تحت عناوین کلی  فساد مالی به برقراری شرایط و خصوصیات فساد مالی و تعهد دول عضو به جرم انگاری و اتخاذ تدابیر باز دارنده و پیشگیرانه پرداخته است ، در کنوانسیون مریدا (2003) ماده 17 آن تحت عنوان کلی حیف و میل ، اختلاس و استفاده غیر مجاز از اموال توسط مقام‌های دولتی و ماده 22 تحت عنوان اختلاس اموال در بخش خصوصی ، شرایطی را مقرر داشته‌اند . درمقایسه این کنوانسیون‌ها با قانون ایران می‌توان به بحث اختلاس در بخش حقوقی اشاره کرد که قانون ایران در این مورد ساکت است.

3-1-4 پولشویی

امروزه با عنایت به گسترش فعالیت گروههای جنایتکار سازمان یافته و توجه به این امر که جنایات ارتکابی این گروه‌ها منافع مادی بسیاری را از طریق ارتکاب جرایم نصیب این گروهها می‌نماید طبیعتاً جهت مخفی نمودن منشأ نامشروع این دارایی‌ها تطهیر پول مورد توجه این باندهای جنایتکار قرار می‌گیرد تا با ادغام یا انتقال یا تبدیل درآمدهای ناشی از جرم یا اموال و دارایی‌های مشروع ، ریشه‌ی در درآمدها مخفی بماند. تعاریف متعددی در خصوص پولشویی ارائه شده است در یکی از تعاریف پولشویی عبارست از انجام دادن یک رشته اقداماتی است که به منظور پنهان ساختن منشاء غیرقانونی درآمدهای حاصل از جرایم سازمان یافته فراملی و تبدیل آن به سرمایه و دارایی به ظاهر قانونی صورت می‌گیرد( ولیدی ، 1386، 265) و در تعریف دیگری به صورت خلاصه و عام : پولشویی عبارت است از انجام هرگونه عملیات به منظور قانونی جلوه دادن درآمدهای غیرقانونی دانسته شده است( حیدری ، 1383، 132).

مطابق  تعریفی که در شصت و چهارمین مجمع عمومی اینترپل در چین به اتفاق آراء به تصویب رسید پولشویی عبارتست از هر گونه عمل نامشروع که به منظور پنهان ساختن یا تغییر ماهیت غیرقانونی در امرهای حاصل شده ، به نحوی که به نظر برسد منشاء تحصیل آنها قانونی بوده‌اند(  طیبی فر ، 1382، 189).

قانون گذار ، ایرانی با تصویب قانون مبارزه با پولشویی در بهمن ماه سال 1386 مصادیق جرم پولشویی را بیان کرده است ولی تعریفی از آن ارایه نکرده است، اولین سند بین‌المللی که تعهداتی برای دولتهای امضاء کننده به وجود آورد تا عمل تطهیر درآمدهای نامشروع را در قوانین داخلی خود جرم انگاری نماید کنوانسیون سازمان ملل متحد علیه قاچاق موادمخدر و داروهای روان گردان مصوب 1988 می‌باشد که به کنوانسیون وین معروف است در سال 1370 به موجب قانون الحاق ایران به کنوانسیون سازمان ملل متحد برای مبارزه با قاچاق مواد مخدر و داروهای روان گردان مصوب مجلس شورای اسلامی عملاً دولت ایران به این کنوانسیون ملحق شده است( باقرزاده ، 1383، 237).

4-1-4  اخذ پورسانت در معاملات خارجی

اصطلاح پورسانت و جرم اخذ پورسانت در معاملات دولتی خارجی تا قبل از سال 1372 در کشور ما وجود نداشته و برای اولین بار در ماده واحده منع اخذ پورسانت مصوب (27/4/1372) به عنوان یکی از جرایم مالی ناظر به تخلفات مامورین در انجام وظایف محوله و سوءاستفاده مامورین دولتی علیه دولت در انجام ماموریت‌ها به تصویب مجلس رسید و وارد نظام کیفری ما گشت – معنای لغوی واژه پورسانت در زبان انگلیسی و فرانسه ، درصدی پرداخت کردن و به عبارتی پرداخت درصدی از قیمت فروش کالایی به ‌خریدار یا عامل آن از سوی فروشنده است ( حسینی ، 1384، 23) اخذ پورسانت در معاملات خارجی عبارتست از دریافت درصدی از مبلغ کل قیمت کالای خریداری شده از ناحیه مشتری (کارمند دولت) است که فروشنده خارجی کالا براساس توافق قبلی با خریدار بعد از انجام معامله و دریافت کل قیمت کالای مورد معامله با میل و اراده خود آن را به طرق گوناگون به مامور دولتی (خریدار) پرداخت می‌کند( ولیدی، 1386، 266).

مقررات ماده واحده قانون ممنوعیت اخذ پورسانت در معملات خارجی مصوب 1372 دارای همگامی و قابلیت انطباق با مفاد کنوانسیون‌های پالرمو (2000) و مریدا (2003) سازمان ملل برای مبارزه با جرایم سازمان یافته فراملی و فساد مالی نیز می‌باشد هر چند ماده یا موادی از این دو کنوانسیون صراحتاً به اخذ پورسانت اشاره‌ای ننموده است اما تدابیر منطقی و مثبت کنوانسیون با اتخاذ تصمیم و جرم انگاری اشکال مختلف فساد مالی را از تعهدات دول عضو دانسته است طبیعتاً دست دول عضو را در اعمال حاکمیت و مجازات اقسام مختلف فساد مالی که اخذ  پورسانت را نیز می‌توان از مصادیق آن دانست باز گذاشته است.

5-1-4 رانت جویی [19]

از گذشته‌های دور تا به امروز همواره در کشورهای مختلف  به دلیل ساختار ناموزون اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و اداری جامعه و تمرکز زیاد قدرت منابع و اختیارت در دست طبقه حاکم  ، امتیازات و اعتبارات ویژ‌ه‌ای برای گروههای خاص وجود داشته است این گروه‌ها بدون آن که فعالیت ‌های مفید و سازنده‌ای انجام دهند تنها با توجه به شرایط خاص جامعه از منابع سرشار اقتصادی بهره می‌برند وجود چنین شرایطی و برخورداری گروهی  خاص از امتیازات ویژه ی اقتصادی که برای آنان درآمدی خارج از حوزه‌ی استحقاق آنها را به ارمغان می‌آورد در اصطلاح اقتصادی به (رانت ) معروف است به عبارت دیگر رانت درآمد ناشی از اشتغال یک حق نهادی است بدون این که مالک برای دریافت این درآمد کمکی به تولید اجتماعی کرده باشد ، رانت گاهی دقیقاً مترادف با فساد مالی به کار می‌رود رانت جویی از مفهوم اقتصادی رانت یعنی عواید افزون بر تمام هزینه‌های مربوط مشتق می‌شود در همان چیزی است که اکثر مردم آن را سودهای انحصاری می‌دانند.

قانون گذار ایرانی در ماده 2 قانون تشدید مرتکبین اختلاس، ارتشاء و کلاهبرداری مصوب 1367 مجمع تشخیص مصلحت نظام  به رانت‌جویی اشاره کرده است . هر کسی به نحوی از انحاء امتیازاتی را که به اشخاص خاص به جهت شرایط مخصوص تفویض می‌گردد نظیر جواز صادرات و واردات و آن چه عرفاً موافقت اصولی گفته می‌شود در معرض خرید و فروش قرار دهد و یا از آن سوء‌ استفاده نماید و … . مجرم محسوب و علاوه‌بر رد اصل مال به مجازات سه ماه تا 2 سال  حبس یا جریمه نقدی معادل دو برابر مال به دست آمده محکوم خواهد شد.

6-1-4 سوء استفاده از موقعیت [20]

فرایندی است که در آن بعضی از صاحب منصبان به طور سازمان یافته از سمت سیاسی خود برای تعمیم  ، تضمین و گسترش منافع شخصی استفاده می‌کنند در این رابطه می‌‌توان به قانون مجازات اعمال نفوذ برخلاف حق و مقررات قانونی مصوب 1315 اشاره نمود که این قانون چهار ماده‌ای در قدیمی‌ترین مفاد قانونی در زمینه مبارزه با فساد مالی و  اداری است.

 

7-1-4  تبعیض ‌گری[21]

روی دیگر سکه فساد مالی است و آن مرتبط با دولتمردانی است که به منابع عمومی دسترسی داشتند و قدرت لازم را برای تصمیم‌گیری در توزیع این منابع و دادن امتیازهای خاص به افراد مشخص دارند . تبعیض‌گری رفتار تقریباً روزمره اکثر مقام‌های مسئول فاسد بی‌نفع نزدیکان خود مانند خانواده ، طایفه ، قوم ، هم  کیشان یا محلی‌هاست تبارگماری- قوم گرایی ، پارتی بازی از اشکال تبعیض‌گری می‌باشد( رهبر ،1381، 14).

2-4 علل فساد مالی

فساد یک پدیده  اجتماعی بی‌نهایت پیچیده است که علل اجتماعی – اقتصادی و سیاسی فراوانی  را در برمی‌گیرد فساد افزاینده نشانه‌ای از ضعف در سیستم سیاسی – اقتصادی و اجتماعی یک کشور است . در نگاه کلی می‌توان گفت که فساد مالی در کشورهایی شایع است که نهادهای حاکمیت آن ضعیف باشند و خط‌مشی و سیاست حاکم در یک کشور عرض را برای ظهور آن فراهم کند و نهادهای نظارتی نیز نادید گرفته شود یا خودشان دچار فساد شوند.

فرایند شکل گیری فساد مالی به  عوامل مختلفی از جمله عوامل  اقتصادی – اجتماعی – سیاسی و فرهنگی دارای همبستگی می‌باشد که از آن می توان به موارد زیر اشاره کرد .

1-2-4  ضعف شفافیت

از دیگاه اقتصادی شفافیت به معنای اطلاع  رسانی حقیقی و همه جانبه در عرصه‌ فعالیت‌های اقتصادی و روشن بودن ساز و کارهای حاکم بر روابط اقتصادی یعنی چگونگی تولید و توزیع ثروت در جامعه است( پناهی ، 1382، 37) وجود یک نظام شفاف مالی در جامعه بسیار حائز اهمیت می‌باشد . این خصیصه باعث می‌شود افراد جامه در جریان امور جاری کشور قرار گرفته و احساس تعلق خاطر بیشتری نیز به جامعه پیدا می‌کنند(حسینی ، 1388، 230) وجود شفافیت مالی در ابعاد مختلف در وهله اول مستلزم ارائه اطلاعات قابل اعتماد درباره اهداف کلان سیاست‌های مالی دولت و انتشار اطلاعات تفصیلی درباره‌ی عملیات دولت می‌باشد.

عدم شفافیت لازم مالی و اقتصادی موجب عدم ثبات و اختلال در تخصیص بهینه منابع . شکل گیری انحصارات و پیدایش اقتصاد پنهان می‌گردد و راه را برای انواع فساد مالی و اقتصادی فراهم می‌آورد . از سویی روشن نبودن وضعیت مالی اشخاص در زمان تصدی مشاغل دولتی نیز حاشیه امنی را برای افراد مختلف جهت ارتکاب جرایم اقتصادی فراهم کرده  گروه‌هایی از مردم را که دارای درآمد ثابت بوده و به دلیل افزایش نرخ تورم آسیب پذیر می‌گردند را در معرض ارتکاب این نوع بزهکاری قرار می‌دهد.

در قانون اسلامی ایران به موجب اصل 42 ارزیابی دارایی تنها در مرد دارایی مقامات معینی نظیر رهبر  – رئیس جمهور و وزیران و در مقطع زمانی قبل و بعد از تصدی سمت مربوط صورت می‌‌گیرد از سویی دیگر عدم  امکان کنترل مالی و ردیابی تخلفات انجام شده بهترین روش برای کشف فساد مالی – افزایش امکان ردیابی یا سیر فعالیت‌های اقتصادی می‌باشد که در صورت عدم شفافیت گردش پول – کالا و خدمات در کشور امکان کشف فساد از این طریق به حداقل می‌رسد.

2-2-4 ضعف نظارت‌های درون سازمانی

اصولاً مؤثرترین و کارآمدترین نظارت‌ها مواردی است که در درون سازمانها و نهادها وجود دارد که اصولاً به آن خط اول مبارزه نیز گفته می‌‌شود مدیران درستکار و با لیاقت حداکثر حسابرسی دقیق ، قوانین شفاف ، اصول اخلاقی . همه می‌توانند از بروز تخلفات و مفاسد مالی جلوگیری کند مدیران و مسئولان ذی ربط باید با به کارگیری روش‌های درست و شفاف بر کلیه فعالیت‌ها و عملکرد کارکنان نظارت داشته باشند و قاعدتاً باید مندرج گزارش‌ها مربوطه را در اختیار نهادهای ذی‌ربط قرار دهند البته برای این که بتوانند وظایف واقعی خود را به درستی انجام دهند نباید هیچ گونه فشاری توسط احزاب سیاسی – مراکز قدرت و شخصیت‌های بلند پایه قدرتمند برآنها وارد شود.

3-2-4 شفاف نبودن مقررات قوانین و فرایندهای مربوط

     عدم شفافیت در مقررات قوانین و روند دادرسی زمینه‌های مساعدی برای فساد مالی فراهم می‌آورد به عبارتی عدم شفافیت قوانین و مقررات موجب می‌گردد که زد وبندها و معاملات درون سازمانی به سادگی صورت پذیرد( ربیعی ، 1387، 110).

زیرا گاهی قوانین و  مقررات به نحوی تنظیم می‌شود که فقط حقوق دانان کار آزموده قادر به فهم آن هستند و معمولاً این قوانین درباره مسائل اساسی مهم بوده و تفسیرهای متعددی از آن می‌شود و از این طریق راه برای فساد مالی باز می‌گردد از جمله ماده 3 قانون تشدید مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری که در خصوص تعیین مجازات مرتشی دچار ابهام می‌باشند لذا قوانین و مقررات باید به نحوی تنظیم  گردد که تفسیرها متعددی به همراه نداشته باشد یا این که آنقدر از لحاظ مفهومی و لغوی تخصصی نباشند که صرفاً حقوق دانان مجرب و کارآزموده قادر به فهم آن باشند در کشورهایی که قوانین و مقررات در خصوص مسایل اساسی مبهم است روند و روش‌های سیاست‌گذاری و سایر اقدام‌هایی مانند رقابت‌هایی که در مورد پروژه‌های دولتی وجود دارد نیز مبهم  خواهد بود بنابراین زمینه‌های بروز فساد مالی خود به خود به وجود می‌‌آید.