حاشیه نشینی و افزایش جرم و بزهکاری

افزایش جمعیت شهری و کاهش نظارت عمومی
افزایش بی¬رویه جمعیت می¬تواند عامل بروز جرم باشد . گزارش سازمان ملل متحد تحت عنوان وضعیت جهان در سال 1990 حاکی از آن است که جمعیت دنیا سریع¬تر از آنچه انتظار می¬رود رو به فزونی است. هم¬اکنون در هر ثانیه سه نوزاد متولد می¬شود و به این ترتیب روزانه 250 هزار نفر به جمعیت کره خاکی افزوده می¬شود. متأسفانه این افزایش بیشتر در کشورهای فقیر دیده می¬شود. از این رو جهان به خصوص در مناطق شهری با انفجار جمعیت روبروست. در دنیایی که حتی قادر به تأمین بیش از نیمی از نیازهای اساسی جمعیت خود و به خصوص در کشورهای رو به توسعه نیست چگونه می¬توان انتظار داشت رشد بی¬رویه جمعیت فاجعه¬ای برای نوع بشر نباشد؟(ستوده، 1384، 64)
جامعه به موازات گسترش یافتن و متراکم شدنش تسلط کمتری بر فرد دارد و در نتیجه دیگر به خوبی گذشته قادر نیست گرایش¬های ضد اجتماعی را که پیدا می¬شوند مهار کند. برای پی¬بردن به این مطلب کافی است شهرهای بزرگ را با شهرهای کوچک مقایسه کنیم. در روستاها یا شهرهای کوچک هر کسی بخواهد از عادت¬های مردم تخلف کند با مخالفت¬هایی که گاه نیز شدید است رو به رو می-شود. در شهرها این همان ویژگی بی¬نامی و گمنامی است که به آن اشاره کردیم. هر کوشش برای استقلال عمل و رفتار در حکم رسوایی و بی¬آبرویی در چشم مردم است ولی به عکس در شهرهای بزرگ افراد معمولاً بیشتر از قید و بند عمومی آزادند این امری است که در تجربه ثابت شده است که و در اعتبار آن نمی¬توان تردید داشت.
شهرنشینی نابهنجار و گسترش حاشیه¬های فقیر، اتلاف منابع و انرژی را در پی دارد. ترافیک، آلودگی هوا، شهرنشینان را تهدید می¬کند و شهرها را با تخریب جنگل¬ها و فضای سبز و شدت گرفتن اختلالات عصبی و آسیب¬های اجتماعی مختلف مواجه می¬کند(ستوده، 1384، 63).
3-1-2-1-3 معماری شهری
برخی جرم¬شناسان روشی را مورد توجه قرار داده¬اند که در آن طراحی ساختمان¬ها و معماری شهری می¬تواند بر نرخ بزهکاری تأثیرگذار باشد. استدلال آنان این است که فقدان فضای قابل دفاع یا نظارت در معماری ساختمان¬ها می¬تواند موجب رواج انحراف و بزهکاری گردد. اینگونه نظریات راجع به ساختمان¬ها و طرحی آنها اولین بار توسط نیومن که یک مهندس معماری بود، مطرح گردید. وی طراحی ساختمان¬هایی که به صورت مجتمع ساخته شده بودند، را به دلایل مختلف مورد انتقاد قرار داد و ادعا کرد چنین مجتمع¬هایی که به دلیل داشتن ورودی و خروجی¬های متعدد و محوطه¬ عمومی و کنترل نشده از سایر انواع ساختمان¬ها در برابر جرایم آسیب¬پذیرترند(ماروین، 1978، 670).
از دیدگاه برخی محققان موقعیت، مکان و زمینه¬ای که در آن رفتار بروز می¬کند و فضای ارتکاب جرم، فرصت و انگیزه¬ها را برای ارتکاب جرایم فراهم می¬آورد. مردم تحت تأثیر این نوع مکان¬ها و فضا و دارای محدودیت و یا آزاد و یا رها می¬شوند و این شرایط می¬تواند الهام¬بخش ازدحام، تراکم و نوع فضا و جو اجتماعی نیز باشد. زمینه¬های مکانی و محیطی ارتکاب جرم در این پژوهش¬ها، توسط برخی محققان در چهار محور ذیل مورد بررسی و تحقیق قرار گرفته است:
ماهیت ساختمان¬هایی که در آن زندگی می¬کنیم.
روابط ساختمانی که بر فضای محله احاطه دارد.
روابط همسایگی با سایر ساکنین شهر یا شهرک
موقعیت منطقه و ملیتی که در آن زندگی می¬کنیم.
در سیاست جنایی اسلام به ساخت منازل وسیع و دارای مساحت کافی توصیه شده و گاهی سعادت انسان یا شقاوت و انحراف او با این امر مرتبط دانسته¬اند. پیامبر گرامی اسلام در این خصوص می¬فرمایند: از موجبات سعادت و نیک¬بختی انسان مسلمان داشتن محل سکونت وسیع و مناسب است(حرعاملی، 1414، 588).
چه بسا منازل وسعت کم موجب می¬شود فرزندان دختر و پسر اجباراً در یک اتاق خواب بخوابند که خود زمینه انحراف و کجروی را فراهم می¬سازد یا گاهی فرزندان با والدین خود در یک اتاق می-خوابند که به نوعی موجب مفسده خواهد بود. در روایات گاهی نکات دقیقی در مورد موضوعات زمینه¬ساز جرم در منازل مسکونی مورد توجه و تصریح قرار گرفته است. امام باقر (ع) نیز در روایتی بدبختی و شقاوت زندگی را با تنگی و کم¬وسعتی منزل مرتبط دانسته¬اند(برقی، 1411، 611).
امام علی (ع) در رابطه با تأثیر محیط بر فرد می¬فرماید: شباهت مردم به محیط اجتماعی خود بیشتر از شباهت آنان به صفت خانوادگی¬شان می¬باشد. همچنین وقتی محیط اجتماع آلوده شود، سجایای اخلاقی و فضایل واقعی از رونق می¬افتد و برعکس رذایل و ناپاکی در بین مردم رایج می-شود(ابن حدید، 1404؛ 209).
موضوع مسکن در آموزه¬های اسلامی تا آنجا مورد توجه و اهمیت واقع شده که فقها و مراجع در فتاوای خود این گونه عنوان نموده¬اند که انسان مستطیع که حج بر او واجب شده می¬تواند قبل از ایام حج با خریدن خانه وسیع و مناسب، خود را از استطاعت خارج و به حج که یکی از واجبات موکد در اسلام است، نرود، در حالی که برای بسیاری از امور دیگر مجوزی نمی-دهند(گلپایگانی،1413، 11).
4-1-2-1-3 حاشیه¬نشینی و بزهکاری
حاشیه¬نشینی از آن جهت که در بردارنده فرصت¬ها و موقعیت¬های فراوان جرم است، مورد توجه می¬باشد. این پدیده مشتمل بر معضلاتی مانند وجود خرابه¬ها، کارگاه¬های متروکه و سایر امکان مناسب برای ارتکاب جرایم، نامساعد بودن شرایط بهداشتی، مسکن نامناسب، کمبود امکان تفریحی و رفاهی و سایر نیازها، جمعیت متراکم، بیکاری و عدم نظارت و کنترل امنیتی کافی می¬باشد. تغییر این وضعیت¬ها و فرصت¬ها از یک سو و پیشگیری از مهاجرت از سوی دیگر در نتیجه کنترل پدیده حاشیه¬نشینی را راه¬کارهای مناسب پیشگیری از این وضعیت می¬باشند. در فرهنگ شهر و شهرنشینی، حاشیه¬نشینی تا حدود زیادی مترادف با مفاهیمی چون زاغه¬نشینی و آلونک¬نشینی به کار برده شده است. حاشیه¬نشینی نوعی از سکونت است که در آن افراد در مناطق مجاور شهر اقامت دارند و از حداقل امکانات بی¬بهره¬اند. میل به مهاجرت از نواحی روستایی به نواحی شهری خصوصاً به مراکز استان¬ها موجب شده است، پدیده حاشیه¬نشینی به صورت یک معضل جدی مطرح شود. حاشیه-نشین¬ها با معضلات فراوانی روبرو هستند که معضل بزهکاری را تشدید می¬کنند. بخش عمده¬ای از شکل¬گیری جرم و مشکلات اجتماعی، حاصل وضعیت¬های مذکور است که می¬تواند به تشدید مشکلات اجتماعی منجر شود. اگر سیاست¬های اقتصادی و به ویژه سیاست¬های مسکن منجر به افزایش مناطق حاشیه¬نشین شود و مناطق حاشیه¬نشین به دلیل ویژگی¬های خاص که دارند و جرم¬خیز هستند دربرنامه¬ریزی شهری نادیده گرفته شوند، تلاش برای تحقق امنیت اجتماعی تأثیری نخواهد داشت.
در جوامع با رشد پدیده مهاجرت به شهرهای بزرگ و نیز حاشیه¬نشینی و در نتیجه افزایش جرایم در کجروی¬های اجتماعی در حواشی شهرها مواجه هستند. نتایج تحقیقات نیز این موضوع را اثبات کرده که کانون¬های جرم¬خیز ابتدا حواشی شهرها و سپس نقاط مرکزی را در بر می¬گیرد.
مشکلات زندگی حاشیه¬ای مانند وضعیت نامناسب مسکن، وضعیت نامناسب اشتغال، شرایط بحرانی بهداشت حاشیه¬نشین¬ها، تراکم جمعیت، میزان محدود خدمات اجتماعی شامل خدمات شهری، مراکز تفریحی، آموزشی، بهداشت و آب و برق، وضعیت نابسامان آموزشی و امثال آن محیط و زمینه¬ای مساعد برای رشد سریع بزهکاری را فراهم کرده است. فقدان نظارت امنیتی، وجود تعداد زیادی افراد نیازمند و بیکار، سطح پایین سواد، فقدان روشنایی کافی در معابر و وضعیت جغرافیایی بعضی مناطق وجود مخروبه¬ها و فضاهای خلوت و مخفی، همه باعث می¬شود مجرمین به راحتی در آنجا پناه گیرند و تا زمانی که این عوامل زمینه¬ساز وجود داشته باشد، این مناطق بالقوه جرم¬خیز خواهند ماند.
جوانان حاشیه¬نشین با فرهنگ ویژه روزها عازم مراکز شهر می¬شوند تا کاری پیدا کنند. با توجه به فقدان تخصص و آموزش کافی، عمدتاً دست به کار دست¬فروشی، کار در میدان میوه و تره¬بار، سیگارفروشی و امثال آن می¬پردازند و به این ترتیب به صورت سربار در فعالیت¬های شهری در می-آیند. این مشاغل غیرتخصصی و زائد خود به عنوان یک عامل سوق¬دهنده به سوی جرم عمل می¬کنند. به عنوان مثال در یک مطالعه مربوط به مشاغل افراد معتاد، همه افراد نمونه مشاغل کاذب و غیرتخصصی داشتند(رضایی، 1387، ص،7).
متأسفانه در حاشیه شهر، محیط برای خیلی از بزهکاری¬ها و نابهنجاری¬ها همچون خرید و فروش مواد مخدر، تکدی¬گری، فساد، اختلافات و نزاع¬های خیابانی فراهم است. به دلیل اینکه شناخت ساکنان در این مناطق بسیار کم است، لذا محیط برای کارهایی چون دایرکردن مراکز استعمال مواد مخدر و مراکزی چون خانه فساد و اعمال خلاف عفت عمومی مهیاتر است تا مناطق مرکزی شهر که شناخت اهالی از هم بسیار بیشتر است. تقابل خرد و فرهنگ¬ها در حواشی شهرها یکی از عوامل در افزایش معضلات اجتماعی در این مناطق بوده و به دلیل اینکه کنترل مناسبی بر بافت حاشیه¬ها و حومه¬های شهرها نیست، لذا حاشیه¬نشینی خود به خود به عاملی مهم در تشدید معضلات و مفاسد اجتماعی تبدیل می¬شود. ساکنان حاشیه¬ شهر معمولاً دارای درآمد زیر خط فقر هستند و توزیع مواد مخدر، گسترش جرم و جنایت، گسترش آسیب¬های اجتماعی و شیوع بیماری و سوءتغذیه از پیامدهای پدیده حاشیه¬نشینی به شمار می¬روند. وجود اشتغال کاذب، فرهنگ نامتناجس، نبود الگوی مناسب آموزش و پرورش، بی¬سوادی و کم¬سوادی را به عنوان ویژگی¬های مناطق حاشیه¬نشین یاد کرد.