شهرنشینی و بزهکاری

 

رشد شهرنشینی و شهرگرایی پدیده­ای قابل ملاحظه­ای است که با افزایش بزهکاری در ارتباط بوده و می­بایست از دیدگاه جامعه­شناسی و سیاست جنایی به آن نگریست. اگر محیط شهری مورد ملاحظه و مداقه قرار گیرد و ویژگی زندگی شهری مد نظر باشد. درخواهیم یافت که به چه علت زمینه بزهکاری شهری فراهم است. در این موضوع بحث تراکم محیط شهری و وضعیت فیزیکی شهری به عنوان یکی از عوامل جرایم شهری مطرح است. طبق اطلاعات مرکز آمار ایران، طی 40 سال گذشته نرخ شهرنشینی در ایران از 31% درصد در سال 1335 به 61% در سال 1375 افزایش یافته است، موردی که در این میان حائز اهمیت است، چگونگی رشد نرخ جمعیت شهرنشینی است، بدیهی است که مهاجرت­های بی­رویه از اصلی­ترین دلایل رشد نرخ جمعیت شهرنشینی ایران محسوب می­شود و این رشد بی­رویه به دلیل توسعه­یافتگی اقتصادی و فرهنگی و صنعتی شدن روند تولیدات صورت نگرفته است(علیوردی نیا، 1383،153).

در نتیجه، نرخ بالای وقوع انحرافات اجتماعی از جمله پیامدهای رشد بی­رویه شهرنشینی است به علت آنکه بخش عظیم جمعیت شهرهای ایران نوعاً از مهاجران تشکیل شده، لذا به دلیل عدم تطابق اجتماعی آنان با محیط جدید و عدم جامعه­پذیر شدن برخی از آنان، انحرافات و جرایم فراوانی توسط این افراد به وقوع می­پیوندد.

اگرچه میزان افزایش جرایم با توسعه شهرها و افزایش جمعیت آنها در ارتباط است، اما، این قاعده کلی اختلافات موجود میان شهرها را نیز منتفی نمی­سازد، برای مثال آمار نشان می­دهد در شهر تورنتوی کانادا از هر یکصد هزار نفر، سه نفر به قتل می­رسند. در حالی که در شهر دیترویت در  ایالات متحده که با تورنتو فاصله­ی کمی دارد، این رقم به 88 نفر می­رسد(زابو، 2000،45).

این آمار و ارقام به ما نشان می­دهد که بالا بودن جمعیت تنها عامل تعیین­کننده در افزایش بزهکاری نیست و عوامل بسیاری در این امر دخالت دارند؛ محله­هایی که در آنها میزان جرم بالاست، محله­هایی است که با میزان بیکاری بالا، خانواده­های متراکم، گسترش حاشیه­نشینی، گسترش اعتیاد و قاچاق مواد مخدر و سایر معظلات مرتبط با بزهکاری دست به گریبان است؛ لذا وضعیت و موقعیت هر شهر از جهات مختلف می­تواند در کاهش یا افزایش آمار جرایم مؤثر باشد. در عین حال تردیدی نیست که شهرهای بزرگ و پرجمعیت، بیش از محیط­های شهری برنامه­ریزی شده و دارای تراکم کم، احتمال آلودگی به نرخ­های بالای جرم را دارند.

در ادامه به بررسی وضعیت و موقعیت شهرها و شرایط اجتماعی و فیزیکی جرم­زای آن می­پردازیم.

از جمله مسائلی که در جرم­شناسی مورد توجه قرار می­گیرد، تقسیم­بندی جرایم به جرایم شهری و غیرشهری است. نرخ رشد جمعیت در بیشتر کشورهای جهان سوم معادل 2 تا 3 درصد است و این در حالی است که نرخ رشد شهرنشینی تقریباً دو برابر این مقدار است. علت افزایش رشد شهرها هجوم امواج عظیم جمعیت مهاجران بیکار روستایی است، روستاهایی که به دلیل مشکل کمبود اشتغال و درآمد، دیگر توان حفظ جمعیت خود را ندارند و در نتیجه آن فرار مردم و سکنه انها به سوی شهرهاست. این افراد به صورت الونک­نشین، زاغه­نشین در هر گوشه و کناری سکنی گزیده و برخی از ایشان نیز در پیاده­روها و زیر پل­ها روزگار می­گذرانند(چارلز، 1384، 12) .

طبق آمار اینترپل به نقل از دادگاه اروپا در موضوع امنیت شهرها، نرخ جرایم ملی به ازاء هر هزار نفر را با نرخ شهرهای بزرگ مقایسه می­کند و به این نتیجه می­رسد که معمولاً نرخ جرایم شهرهای بزرگ نزدیک به دو برابر نرخ جرایم ملی هستند(شافت، 2001، 85).

این برتری نرخ جرایم در شهرها به ویژه شهرهای بزرگ که در آمارها و پژوهش­ها خود را نشان می­دهد به دلیل ویژگی­های خاص این گونه جوامع است که به مواردی از آنها اشاره می­کنیم .

1-1-2-1-3  ویژگی­های اجتماعی شهرها

زندگی شهری ویژگی­های خاص خود را دارد به نحوی که گاهی این ویژگی­ها زمینه ساز بروز انحرافات و بزهکاری نیز می­گردد. با شناخت این ویژگی­ها می­توان در جهت تغییر وضعیت­ها و فرصت­های ارتکاب جرایم گام­های مؤثر و مفیدی برداشت. خصوصیات بیرونی و ظاهری شهرها به عنوان مجموعه­ای به هم پیوسته از قشرها و گونه­های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و جمعیتی که دارای مشخصات ویژه نیز می­باشند باید مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. لذا برخی ویژگی­ها جوامع شهری مدرن که در شناسایی وضعیت کج­روی و انحرافات مورد توجه واقع می­شود به شرح زیر بیان می­گردد:

  • بی­نامی و گمنامی در شهر،

این ویژگی بیانگر قشرهای مختلفی است که در یک منطقه شهری زندگی می­کنند و کمتر همدیگر را می­شناسند.

افراد در چنین مراکزی کمتر با همدیگر در تماس هستند و در مواردی نیز بدون این که با نام یکدیگر آشنایی داشته باشند با هم در ارتباط هستند. در شهرهای بزرگ افراد فقط تا جایی که نیاز است با هم ارتباط برقرار می­کنند و این تماس­ها بیشتر مقطعی و موردی است. این وضعیت که امروزه در بسیاری از جوامع شهری به چشم می­خورد عوارض مختلف اجتماعی، روانی، عاطفی، و نظایر آنها را به دنبال آورده است.

2) فرد گرایی،

صنعتی شدن و زندگی همراه با تخصص و غرق شدن فرد در زندگی شلوغ و متراکم شهری سبب شده تا پدیده فرد گرایی در نقاط شهری هر چه بیشتر افزایش یابد، شهرنشینان عموماً از خانواده خود و نظام ارزشی گذشتگان پیروی نمی­کنند و بدین گونه ارزش­های جدیدی را جستجو می­کنند که هر چه بیشتر فرد گرایی را در آنها کند.

3) بحران مسکن،

یکی دیگر از مشکلات زندگی شهری بحران مسکن و کاشانه است که در پی رشد سریع جوامع شهری به اشکال مختلفی بروز کرده است. این پدیده که عمدتاً ناشی از مهاجرت بی­رویه و افزایش جمعیت است، بیشتر دامنگیر اقشار ضعیف­تر در جامعه است.

3- فاصله طبقاتی،

4- بیکاری و بحران اشتغال ،

5-تحرک اجتماعی،

6-کمبود احساس هم­دردی با جامعه  ،

7-پایین بودن وحدت و هماهنگی با خانواده،

8- سستی در زمینه­های اخلاقی، شخصیت ناموزون ،

9-بی­سازمانی اجتماعی ،

10-ویژگی­های مربوط به زندگی زناشویی.

کالین و دوبوی[1] با توجه به درصد بالای بزهکاری در شهرها ضمن تحقیقی راجع به وضعیت شهرنشینی و توسعه آن به این نتیجه رسیدند که توسعه شهرنشینی ضمن این که نشان دهنده بسیاری از فاکتورهای مثبت در زندگی یک جامعه است، باعث به وجود آمدن مشکلات بسیاری از جمله بزهکاری است . در خصوص رابطه میان سکونت در مناطق شهری و ارتکاب جرایم تردیدی نیست چنان که بیشترین ورودی کانون­های اصلاح و تربیت را ساکنین شهرهای بزرگ تشکیل می­دهند و بیشترین بزهکار در مناطق حاشیه­نشین و پر جمعیت سکونت داشته و بیشترین ورودی­های کانون­های اصلاح وتربیت با توجه به نوع جرم مرتکب سرقت شده­اند(شافت،2001، 51).

در شهرهای بزرگ به همان اندازه که ضریب اشتغال بالاست و زمینه کار مساعد است به همان اندازه نیز نرخ بیکاری زیاد است. کثرت اموال و کالا و دارایی در شهر، امکان ارتکاب جرم سرقت را بسیار بالا می­برد. گاهی شمار کالاهای موجود در یک خانه شهری از تمامی آنچه در یک روستا دیده می­شود ارزش مالی بیشتری دارد، بنابراین زمینه ارتکاب سرقت به لحاظ موجود بودن کالاهای منقول مهیاتر است. علاوه بر آنچه در بالا ذکر شد عادات مصرفی ساکنین شهرها محرکی قوی برای تمسک به روش­های گوناگون تهیه نیازمندی­های ایشان گاهی به طریق نامشروع از قبیل سرقت، کلاه­برداری، اختلاس و… قرار می­گیرد، فاصله طبقاتی، نبود کنترل نامحسوس مانند آنچه روستاییان به هم دارند، تضعیف اعتقادات مذهبی مبین پاره­ای از دلایل تفاوت نرخ جرایم مالی در روستا و شهر است که البته قابل تسری به سایر تخلفات هم هست.

[1]-chalin and Dubois