دسته: دسته بندی نشده

پایان نامه کیفیت زندگی مبتلایان به سندرم روده تحریک پذیر  

 پایان نامه رشته  روانشناسی

دانشگاه آزاد اسلامی
 
دانشکده ی تحصیلات تکمیلی، گروه روانشناسی
پایان نامه برای دریافت درجه ی کارشناسی ارشد
گرایش بالینی
عنوان:
بررسی رابطه بین ویژگی­های شخصیتی و سبک­های تفکر در پیش بینی کیفیت زندگی مبتلایان به سندرم روده تحریک پذیر
 
سال ۹۴-۹۳
فهرست
چکیده ۸
فصل یکم: مقدمه پژوهش. ۹
۱-۱ مقدمه. ۱۰
۱-۲ بیان مسئله. ۱۲
۱-۳ اهمیت و ضرورت پژوهش. ۱۶
۱-۴ اهداف پژوهش. ۱۶
۱-۴-۱ هدف اصلی ۱۶
۱-۴-۲ اهداف فرعی ۱۶
۱-۵ سوال های پژوهش. ۱۷
۱-۶ تعاریف مفهومی و عملیاتی ۱۷
۱-۶-۱ تعاریف مفهومی ۱۷
۱-۶-۱-۱ سندرم روده تحریک پذیر. ۱۷
۱-۶-۱-۲ ویژگی های شخصیت. ۱۷
۱-۶-۱-۳ سبک های تفکر. ۱۸
۱-۶-۱-۴ کیفیت زندگی ۱۸
۱-۶-۲ تعاریف عملیاتی ۱۸
فصل دوم: پیشینه پژوهش. ۲۰
۲-۱ شخصیت. ۲۱
۲-۱-۱ نظریه های شخصیت. ۲۲
۲-۱-۱-۱ نظریه بقراط ۲۲
۲-۱-۱-۲ نظریه کرچمر. ۲۳
۲-۱-۱-۳ رویکرد صفات. ۲۳
۲-۱-۲ تیپ های روانشناختی یونگ. ۲۵
۲-۱-۳ عوامل پنج گانه شخصیت. ۲۶
۲-۱-۳-۱ روان نژندی N 26
۲-۱-۳-۲ برونگرایی  E 27
۲-۱-۳-۳  انعطاف پذیری O. 28
۲-۱-۳-۴ دلپذیر بودنA 29
۲-۱-۳-۵  مسئولیت پذیری وبا وجدان بودنC 29
۲-۱-۴ شخصیت و کیفیت زندگی ۳۰
۲-۲ سندرم روده تحریک پذیر. ۳۲
۲-۲-۱ تظاهرات بالینی ۳۳
۲-۲-۲ معیارهای تشخیصی ۳۵
۲-۲-۳ معیارهای تشخیصی روم ۳. ۳۶
۲-۲-۴ برخورد تشخیصی ۳۷
۲-۲-۵ پاتوفیزیولوژی سندرم روده تحریک پذیر. ۳۸
۲-۲-۵-۱ حرکات دستگاه گوارش. ۳۹
۲-۲-۵-۲ افزایش حساسیت احشایی آوران. ۳۹
۲-۲-۵-۳ التهاب میکروسکوپیک. ۴۱
۲-۲-۵-۴ سندرم روده تحریک پذیر بعد از عفونت. ۴۲
۲-۲-۵-۵ اختلال عملکرد روانی ۴۳
۲-۲-۵-۶ سایر مکانیسم های احتمالی ۴۴
۲-۲-۶ درمان. ۴۴
۲-۲-۶-۱ اصول کلی ۴۴
۲-۲-۶-۲ ارتباطات درمانی ۴۵
۲-۲-۶-۳ آموزش بیمار. ۴۵
۲-۲-۶-۴ اصلاح رژیم غذایی ۴۵
۲-۲-۶-۵ درمانهای روانی- اجتماعی ۴۶
۲-۲-۶-۶ درمان دارویی ۴۷
۲-۲-۶-۶-۱ داروهای آنتی اسپاسمودیک. ۴۷
۲-۲-۶-۶-۲ داروهای ضد افسردگی ۴۸
۲-۲-۶-۶-۳ داروهای ضد اسهال. ۴۹
۲-۲-۶-۶-۴ بنزودیازپین ها ۵۰
۲-۲-۶-۶-۵ آنتاگونیستهای گیرنده ۳هیدروکسی تریپتامین(سروتونین) ۵۰
۲-۲-۶-۶-۶ آگونیستهای گیرنده ۴هیدروکسی تریپتامین(سروتونین) ۵۰
۲-۲-۶-۶-۷ لوبی پروستون. ۵۱
۲-۲-۶-۶-۸ آگونیستهای گوانیلاتسیکلاز. ۵۱
۲-۲-۶-۶-۹ آنتی بیوتیکها ۵۲
۲-۲-۶-۶-۱۰ درمانهای جایگزین ۵۲
۲-۳ سبک های تفکر. ۵۳
۲-۳-۱ تفکر. ۵۳
۲-۳-۲ انواع تفکر. ۵۳
۲-۳-۲-۱ تفکر منطقی ۵۳
۲-۳-۲-۲ تفکر انتقادی ۵۴
۲-۳-۲-۳ تفکر خلاق ۵۵
۲-۳-۳ سبک تفکر. ۵۸
۲-۳-۵ انواع سبک‌ها ۶۰
۲-۳-۶ انواع سبک‌های تفکر. ۶۲
۲-۳-۶-۱ سبک‌های تفکر هریسون و برامسون. ۶۳
۲-۳-۶-۲ سبک‌های تفکر رابرت جی و استرنبرگ. ۶۳
۲-۳-۶-۲-۱ بخش عملکرد‌ها ۶۳
۲-۳-۶-۲-۲ سطوح ۶۴
۲-۳-۶-۲-۳ یادگیری‌ها ۶۴
۲-۳-۶-۲-۴ اشکال. ۶۴
۲-۳-۶-۲-۵ حوزه‌ها ۶۴
۲-۴ کیفیت زندگی ۶۸
۲-۴-۱ تعاریف. ۶۸
۲-۴-۲  بررسی نظریه های مختلف در مورد کیفیت زندگی ۷۰
۲-۴-۲-۱ نظریه های مبتنی بر فرد و خانواده ۷۰
۲-۴-۲-۲ نظریه های روانشناختی ۷۲
۲-۴-۲-۳ نظریههای انسان شناسی ۷۲
۲-۴-۳ مدلهای مطرح در بحث کیفیت زندگی ۷۴
۲-۴-۳-۱ مدل فلس وپری ۷۴
۲-۴-۳-۲ مدل فرایند ارزیابی کیفیت زندگی دی و جانکی ۷۴
۲-۴-۳-۳ مدل مفهومی فرانز. ۷۵
۲-۴-۳-۴ مدل مفهومی فرل. ۷۶
۲-۴-۴ ابعاد کیفیت زندگی ۷۶
۲-۴-۴-۱ بعد جسمانی ۷۶
۲-۴-۴-۲ بعد روانی ۷۶
۲-۴-۴-۳ بعد اجتماعی ۷۷
۲-۴-۴-۴ بعد محیطی ۷۸
۲-۵ بررسی پژوهشهای موجود ۸۰
فصل سوم: روش پژوهش. ۸۶
۳-۱ روش پژوهش. ۸۷
۳-۲ معرفی متغییرها ۸۷
۳-۳ جامعه آماری ۸۷
۳-۴  نمونه آمار. ۸۷
۳-۵ روش نمونه گیری ۸۷
۳-۶ ابزار پژوهش. ۸۸
۳-۶-۱ پرسشنامه ۵ عاملی NEO-FFI 88
۳-۶-۲ پرسشنامه سبک های تفکرTSI 88
۳-۶-۳ پرسشنامه IBS-QOL 89
۳-۷ شیوه اجرا ۸۹
۳-۸ روش های تحلیلی آماری ۹۰
فصل چهارم: یافته های  پژوهش. ۹۱
۴-۱ آمار توصیفی ۹۲
۴-۲ آمار استنباطی ۹۷
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری ۱۱۲
۵-۱ بحث و نتیجه گیری ۱۱۳
۵-۲ محدودیت‏ها ۱۲۶
۵-۳ پیشنهادات. ۱۲۶
۵-۳-۱ پیشنهادات پژوهشی ۱۲۶
۵-۳-۲ پیشنهادات کاربردی ۱۲۶
فهرست منابع. ۱۲۷
منابع فارسی ۱۲۸
منابع غیر فارسی ۱۳۶
پیوست. ۱۴۱
پیوست ۱ : پرسشنامه ویژگی های شخصیتی ۱۴۲
پیوست ۲ : پرسشنامه سبک های تفکر. ۱۴۴
پیوست ۳ : پرسشنامه کیفیت زندگی مبتلایان به سندرم روده تحریک پذیر. ۱۴۷
فهرست جداول
جدول ۱: شاخصهای توصیفی سن و مدت زمان ابتلا به سندروم روده تحریک پذیر آزمودنیها ۹۲
جدول ۲: شاخصهای توصیفی ویژگیهای جمعیت شناختی آزمودنیها ۹۳
جدول ۳: شاخص توصیفی وضعیت تاهل آزمودنیها ۹۳
جدول ۴: شاخص توصیفی وضعیت تحصیلی آزمودنیها ۹۴
جدول ۵: شاخصهای توصیفی ویژگیهای شخصیتی، سبکهای تفکر، کیفیت زندگی آزمودنیها. ۹۴
جدول ۶: شاخصهای توصیفی ویژگیهای شخصیتی آزمودنیها. ۹۵
جدول ۷: شاخصهای توصیفی سبکهای تفکر آزمودنیها ۹۶
جدول ۸: ضریب همبستگی بین ویژگی های شخصیتی و کیفیت زندگی مبتلایان به IBS 97
جدول۹ : ضرایب رگرسیون استاندارد شده و استاندارد نشده ویژگی های شخصیتی آزمودنیها. ۹۸
جدول ۱۰: ضریب همبستگی بین سبکهای تفکر و کیفیت زندگی مبتلایان به IBS 99
جدول ۱۱: ضرایب رگرسیون استاندارد شده و استاندارد نشده سبکهای تفکرآزمودنیها. ۱۰۰
جدول ۱۲: همبستگی داخلی بین ویژگیهای شخصیتی در افراد مبتلا به IBS . 101
جدول ۱۳: همبستگی داخلی بین سبک تفکر قانونی با دیگر سبکهای تفکر در افراد مبتلا IBS. 102
جدول ۱۴: همبستگی داخلی بین سبک تفکر اجرایی با دیگر سبک های تفکر در افراد مبتلا IBS. 103
جدول ۱۵: همبستگی داخلی بین سبک تفکر قضایی با دیگر سبک های تفکر در افراد مبتلا به IBS . 104
جدول ۱۶: همبستگی داخلی بین سبک تفکر کلی با دیگر سبک های تفکر در افراد مبتلا به IBS . 105
جدول ۱۷: همبستگی داخلی بین سبک تفکر جزعی با دیگر سبک های تفکر در افراد مبتلا به IBS. 106
جدول ۱۸: همبستگی داخلی بین سبک تفکر آزاداندیش با دیگر سبک های تفکر در افراد مبتلا به IBS. 107
جدول ۱۹: همبستگی داخلی بین سبک تفکر محافظه کار با دیگر سبک های تفکر در افراد مبتلا به IBS. 108
جدول ۲۰: همبستگی داخلی بین سبک تفکر سلسله مراتبی با دیگر سبک های تفکر در افراد مبتلا به IBS. 109
جدول ۲۱: همبستگی داخلی بین سبک تفکر سلطنتی با دیگر سبک های تفکر در افراد مبتلا به IBS . 110
جدول ۲۲: همبستگی داخلی بین سبک تفکر اولگاریشی با دیگر سبک های تفکر در افراد مبتلا به IBS. 110
جدول ۲۳: همبستگی داخلی بین سبک تفکر آنارشیست با دیگر سبک های تفکر در افراد مبتلا به IBS. 111
جدول ۲۴: همبستگی داخلی بین سبک تفکر درونی با دیگر سبک های تفکر در افراد مبتلا به IBS 111
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین ویژگی­های شخصیتی و سبک­های تفکر در پیش بینی کیفیت زندگی مبتلایان به سندرم روده تحریک پذیر اجرا گردید. جامعه پژوهش شامل افراد مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر ساکن کرمانشاه بود. نمونه گیری به صورت بیماران مبتلا به سندرم روده تحریک پذیرِ در دسترس با شرط داشتن حداقل سواد خواندن و نوشتن بود. از ۴۰۰ نفر آزمودنی­ خواسته شد پرسشنامه­های ویژگی­های شخصیتی(NEO-FFI)، سبک­های تفکر(TSI) و پرسشنامه کیفیت زندگی(IBS-QOL) را تکمیل کنند. برای تحلیل داده‏ها از شاخص‏های آماری توصیفی شامل فراوانی، درصد، میانگین، انحراف معیار و ضریب همبستگی پیرسون و برای بررسی رابطه متغییرها از تحلیل رگرسیون در نرم افزار spss-16 استفاده شده است. نتایج پژوهش رابطه معناداری بین ویژگی­های شخصیتی و سبک های تفکر با کیفیت زندگی مبتلایان به سندرم روده تحریک پذیر را نشان داد. و در نتیجه به سوال­­های پژوهش پاسخ داده شد و بر اساس ویژگی­های شخصیتی و سبک های تفکر  کیفیت زندگی مبتلایان به سندرم روده تحریک پذیر پیش بینی شد.
واژگان کلیدی: ویژگی­های شخصیتی، سبک­های تفکر، کیفیت زندگی ،مبتلایان به سندرم روده تحریک پذیر، کرمانشاه، IBS
فصل یکم: مقدمه پژوهش
۱-۱ مقدمه
بسیاری از جوامع به سبب بهبود وضعیت بهداشت محیط، بهداشت فردی و سایر معیارهای بهداشتی مثل واکسیناسیون، شاهد ریشه کنی، حذف و کاهش چشمگیر در وقوع بیماری­های واگیر بوده ­اند ولی از طرفی به دلیل تغییرات در الگوی زندگی، الگوی تغذیه، الگوهای رفتاری، پیدایش عوامل خطر فیزیکی و شیمیایی، گسترش زیاد بیماری های غیر واگیر رخ داده است. بیماری های گوارشی یکی از مهم­ترین و شایع­ترین بیماری­های مزمن غیرواگیر است. اختلالات گوارشی بار اقتصادی و فشار روانی زیادی را به جامعه و سیستم بهداشتی و درمانی تحمیل می­ کنند. از بین انواع اختلالات گوارشی، دردهای راجعه شکم وسندرم روده تحریک پذیر بیشتر مورد توجه قرار گرفته اند چرا که بر اساس مطالعات مبتنی بر جامعه، شیوع زیادی داشته اند (درد های شکمی ۱۰درصد و سندرم روده تحریک پذیر۱۳ درصد) (ملک زاده و همکاران، ۲۰۰۹). سندرم روده تحریک پذیر(IBS)[1] از شایع­ترین بیماری­های گوارشی است که افراد مبتلا با طیف وسیعی از علائم گوارشی و غیر گوارشی به پزشکان مراجعه می­ کنند هر چند مجموعه علائم درد مزمن شکمی و تغییرات اجابت مزاج شایع­ترین شکایات دراین بیماران می­باشد (لانگ استرت و تامپسون و چِی، ۲۰۰۶). سندرم روده تحریک پذیر جزوه اختلالات تهدید کننده حیات نیست و نه نیاز به جراحی دارد و نه باعث کاهش بقای بیماران می­شود. این ویژگی ممکن است منجر به دست کم گرفتن تاثیر بالقوه این سندرم به عنوان مشکل سلامت واقعی شود که می تواند تاثیر جدی بر فعالیت­های روزانه و کیفیت زندگی بیمار بگذارد(مونیکس[۲]،۲۰۱۱). علائم سندرم روده تحریک پذیر تمایل دارند در طول زمان تغییر کنند. شدت علائم هم تفاوت دارند و به طور واضح می ­تواند کیفیت زندگی این افراد را مختل کند و منجر به هزینه های مراقبتی بالا شود (لانگو و همکاران، ۲۰۱۲). این سندرم در همه جهان شایع است و حدود ۲۰ درصد از بزرگسالان در ایران به سندرم روده تحریک پذیر مبتلا هستند و بیش از ۳ میلیون از مراجعات سالانه به متخصصین گوارش مربوط به علائم و نشانه­ های سندرم روده تحریک پذیر است(سایت سندرم روده تحریک پذیر، ۲۰۱۳). شیوع این بیماری در افراد جوان بیشتر است هر چند که مطالعات مبتنی بر جامعه نشان داده است که شیوع سندرم روده تحریک پذیر با افزایش سن بیشتر می­شود و به نظر می­رسد که این بیماری در افراد مسن اغلب تشخیص داده نمی­ شود یا کمتر تشخیص داده می­شود و یا به عنوان بیماری دیگری تقسیم بندی می­شود. در بیشتر مطالعات نسبت ابتلا زنان به مردان، ۲ به ۱ است و شیوع این سندرم درنژاد سفید و سیاه برابر است (فلدمن[۳] و همکاران، ۲۰۰۶).
آنچه بیش از همه در نظریات روانشناسان در مباحث شخصیت مورد توجه قرارگرفته است تفاوت‏های فردی است. یعنی ویژگی‏های یک فرد را از فرد دیگر متمایز می‏کند هرانسان آمیزه‏ای از سه ویژگی نوعی فرهنگی-فردی را تشکیل می‏دهد. (آلپورت[۴]، ۱۹۶۱) معتقد است شخصیت سازمان پویایی از سیستم های روان تنی فرد است که رفتار و افکار خاص تعیین میکند. ابعاد پنچگانه شخصیت شامل: روان رنجورخویی، برون‏گرایی، پذیرا بودن، سازگاری، مسؤلیت‏پذیری است(جان[۵]،۱۹۹۰، بهنقلاز پروین)
از نظر استرنبرگ[۶]، سبک تفکر عبارت است از شیوه ترجیحی تفکر. سبک بر چگونگی ارتباط برقرار نمودن افراد، مشکل گشائی‌ها و ربط یافتن آنها با یکدیگر تاثیر بسزایی دارد. برای تشخیص سبک تفکر دیگران سه راه مشخص وجود دارد: مشاهده رفتار در هنگام پرداختن به امور، پرسش از دیگران درباره چگونگی ادراک آنها از سبک اشخاص و تکمیل نمودن یک یا چند پرسشنامه روانشناسی(هنری[۷]، ۲۰۰۱). از نظر استرنبرگ سیزده سبک تفکر وجود دارد که به پنج بُعد قابل تفکیک هستند شامل: کارکردها (شامل سبک­های تفکر قانونی، اجرایی، قضایی)، شکل­ها (شامل سبک­های تفکر سلسله مراتبی، اولگاریشی، سلطنتی، آنارشیست)، سطح­ها (شامل سبک­های تفکر کلی و جزعی)، حوزه­ها (شامل سبک­های درونی و بیرونی)، گرایش­ها (شامل سبک­های تفکر آزاداندیش و محافظه کارانه).
امروزه بررسی کیفیت زندگی، ابعادی مانند سلامت جسمی، آسایش روانی، روابط اجتماعی و روابط فامیلی، خودپنداره، استقلال، عدم وابستگی به محیط، وضعیت اقتصادی و مسکن، تحصیل، اوقات فراغت را شامل می­شود.(مجله دانشکده بهداشت و انستیتوی تحقیقات بهداشتی)
در ایران هزینه های سالانه سندرم روده تحریک پذیر در مطالعه ای که توسط روشندل و همکارانش (۲۰۱۰) انجام شده است ارزیابی شده که در این مطالعه هزینه کل سالانه سندرم روده تحریک پذیر ۸/۲ میلیون دلار برای جمعیت بالغ شهری برآورد شده است که بار سنگینی بر اقتصاد ایران، به عنوان کشور در حال توسعه محسوب می شود .
با توجه به ازمان این سندرم، شیوع بالای آن در جوانان و بار بیماری آن بر فرد، خانواده و سیستم بهداشت و درمان کشور، تعیین وضعیت اپیدمیولوژیک سندرم روده تحریک پذیر در جامعه ایرانی و شناخت بیشتر از بیماری در جامعه، ضروری به نظر می رسد. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین ویژگی­های شخصیتی و سبک­های تفکر بر کیفیت زندگی مبتلایان بر سندرم روده تحریک پذیر انجام شده است. نتایج این پژوهش می ­تواند متخصصان را در انجام مداخله­های مناسب و ضروری جهت ارتقای کیفیت زندگی و همچنین پیش بینی و پیشگیری شیوع این بیماری بر اساس عوامل روانشناختی در جامعه ی ایرانی یاری نماید.
۱-۲ بیان مسئله
سندرم روده تحریک پذیر از شایعترین اختلالات گوارشی است (تامپسون و اروین و همکاران، ۲۰۰۲)، به طوری که در هر زمان حدود ۱۰تا۲۰ درصد از افراد بالغ جامعه به علائمی منطبق با این تشخیص مبتلا می باشند و درصد عمده ای از مراجعات به متخصصین گوارش و همچنین پزشکان عمومی را به خود اختصاص داده است. در آمریکا سالانه هشت بیلیون دلار درآمد کشور صرف هزینه­ های بهداشتی این بیماری می­شود (میتچل و دورسمن، ۱۹۸۷)، شیوع بالای این اختلال و طیف سنی درگیر که اکثراً شامل افراد جوان و نیروهای فعال جامعه است از دیگر علل توجیه کننده زیانهای ناشی از آن محسوب می­شود. بیماران مبتلا سه برابر افراد غیرمبتلا برای مشکلات گوارشی و غیرگوارشی به پزشک مراجعه می­ کنند (بوروم، ۲۰۰۱)، به این ترتیب سندرم روده تحریک پذیر شایع­ترین تشخیص در بیماران گوارشی و از جمله ده علت اصلی مراجعه به پزشکان عمومی(زمان ، ۲۰۰۲) و هفتمین تشخیص سرپایی شایع می­باشد.(یامادا ، آلپرس ، لاینه ، ۲۰۰۳)،  بر اساس مطالعات جمعیتی به عمل آمده شیوع آن در ایران از حدود ۵/۳ درصد تا ۸/۵ درصد گزارش شده است، لیکن به نظر می­رسد شیوع بیماری در اقشار خاصی بالاتر باشد، به طوری که در مطالعه­ای بر روی دانشجویان پزشکی به عمل آمد شیوع سندرم روده تحریک پذیر حدود ۵/۱۸ درصد گزارش شده است (قنادی و امامی و همکاران، ۲۰۰۵؛ مسررتی و صابری و همکاران، ۱۹۹۵).
اهداف پژوهش
۱-۴-۱ هدف اصلی
هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی رابطه بین ویژگی­های شخصیتی و سبک­های تفکر در پیش ­بینی کیفیت زندگی مبتلایان به سندرم روده تحریک پذیر در شهرستان کرمانشاه در سال ۱۳۹۳ است.
۱-۴-۲ اهداف فرعی

  • تعیین سهم ویژگی­های شخصیتی در پیش ­بینی کیفیت زندگی مبتلایان به سندرم روده تحریک پذیر.
  • تعیین سهم سبک های تفکر در پیش بینی کیفیت زندگی مبتلایان به سندرم روده تحریک پذیر.
  • تعیین سهم ویژگی­های جمعیت شناختی در پیش ­بینی کیفیت زندگی مبتلایان به سندرم روده تحریک­پذیر.
  • تعیین همبستگی داخلی زیرمقیاس­های، ویژگی های شخصیتی و سبک های تفکر در افراد مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر.
  • تعیین نمره میانگین کیفیت زندگی افراد مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر در کرمانشاه

۱-۵ سوال های پژوهش

  • آیا ویژگی­های شخصیتی توان پیش ­بینی کیفیت زندگی مبتلایان به سندرم روده تحریک پذیر را دارد؟
  • آیا سبک­های تفکر توان پیش ­بینی کیفیت زندگی مبتلایان به سندرم روده تحریک پذیر را دارد؟
  • آیا بین زیرمقیاس­های ویژگی­های شخصیتی در افراد مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر همبستگی داخلی وجود دارد؟
  • آیا بین زیرمقیاس­های سبک­های تفکر در افراد مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر همبستگی داخلی وجود دارد؟
  • میانگین کلی نمره کیفیت زندگی مبتلایان به سندرم روده تحریک پذیرِ کرمانشاه در سال ۱۳۹۳ چه مقدار است؟
  • آیا بین ویژگی­های جمعیت شناختی و کیفیت زندگی مبتلایان به سندرم روده تحریک پذیر رابطه ای وجود دارد؟

۱-۶ تعاریف مفهومی و عملیاتی
۱-۶-۱ تعاریف مفهومی
۱-۶-۱-۱ سندرم روده تحریک پذیر
تامپسون[۸] بنیانگذار معیارهای تشخیصی و بالینی روم­۲ اینطور عنوان کرد که سندرم روده تحریک پذیر یکی از شایع­ترین اختلالات گوارشی است که با درد شکمی مزمن و تغییر اجابت مزاج در غیاب هر گونه اختلال عضوی مشخص می­شود.(تامپسون و اروین و پری و رانس، ۲۰۰۲)
۱-۶-۱-۲ ویژگی های شخصیت
شخصیت تعاریف بسیار زیادی دارد آنچنان که آلپورت[۹] بیش از ۵۰ تعریف شخصیت را بررسی کرد و بعد تعریف خود را از شخصیت این چنین ارائه داد ” شخصیت سازمان پویایی از نظام­های جسمی-روانی در فرد است که رفتار و افکار ویژه او را تعیین می­ کند “.
ویژگی­های شخصیتی از نظر مک گرا و موسکا[۱۰] شامل پنج مولفه­ی: روان رنجورخویی در برابر ثبات هیجانی ، برون گرایی در برابر درون گرایی، انعطاف پذیری در برابر تجربه­ها یا اندیشه­ها، دلپذیر بودن، مسولیت پذیری یا گرایش به کار است.
۱-۶-۱-۳ سبک های تفکر
به گفته­ی ژانگ[۱۱] (۲۰۰۰) سبک­های فکری به شیوه ­های ترجیحی افراد در استفاده از توانایی­های آنها اشاره می­ کند.
از نظر استرنبرگ[۱۲] سیزده سبک تفکر وجود دارد که به پنج بُعد قابل تفکیک هستند شامل:

  1. کارکردها (شامل سبک های تفکر قانونی ، اجرایی و قضایی)
  2. شکل ها ( شامل سبک های تفکر سلسله مراتبی ، اولگاریشی ، سلطنتی و آنارشیست )
  3. سطح ها ( شامل سبک های تفکر کلی و جزعی)
  4. حوزه ها (شامل سبک های درونی و بیرونی)
  5. گرایش ها ( شامل سبک های تفکر آزاداندیش و محافظه کارانه).

۱-۶-۱-۴ کیفیت زندگی
امروزه بررسی کیفیت زندگی، ابعادی مانند سلامت جسمی، آسایش روانی، روابط اجتماعی و روابط فامیلی، خودپنداره، استقلال، عدم وابستگی به محیط، وضعیت اقتصادی و مسکن، تحصیل، اوقات فراغت را شامل می­شود (مجله دانشکده بهداشت و انستیتوی تحقیقات بهداشتی).
۱-۶-۲ تعاریف عملیاتی
سندرم روده تحریک پذیر: در این پژوهش منظور از سندرم روده تحریک پذیر نمره­ای است که فرد در معیارهای تشخیصی روم۳ (Rome III) بدست آورده است.
ویژگی­های شخصیتی: در این پژوهش منظور از ویژگی­های شخصیتی نمره­ای است که فرد در پرسشنامه پنج عاملی نئو (NEO  )[۱۳] بدست آورده است.
سبک­های تفکر: در این پژوهش منظور از سبک­های تفکر نمره­ای است که فرد در پرسشنامه سبک­های تفکر( TSI)[14]  کسب کرده است.
کیفیت زندگی: در این پژوهش منظور از کیفیت زندگی نمره­ای است که فرد در پرسشنامه بررسی کیفیت زندگی (IBS-QOL  )[۱۵] بدست آورده است.
[۱]Irritable Bowel Syndrome
[۲] Monnikes H
[۳] Feldman M
[۴] Alport
[۵] John
[۶] Sternberg
[۷] henry
[۸]. Tompson WG
[۹] . Alport
[۱۰] . Mackgra and Moska
[۱۱] . Zhang LF
[۱۲] . Sternberg RJ
[۱۳] . NEO Personality Inventory
[۱۴] . Thinking Style Inventory
[۱۵] . Irritable Bowel Syndrome-quality of Life Questionnaire

تعداد صفحه:۱۵۴

قیمت : ۳۷۵۰۰ تومان

بلافاصله پس از پرداخت، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار میگیرد و  همچنین فایل خریداری شده به ایمیل شما نیز ارسال می شود

پشتیبانی سایت :                 asa.goharii@gmail.com

پایان نامه نحوه خوانش مخاطبان از برنامه ­های مذهبی تلویزیون

 پایان نامه رشته  علوم اجتماعی

دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام
دانشکده: علوم سیاسی و اجتماعی و تاریخ
پایان ­نامه جهت اخذ مدرک کارشناسی ارشد
رشته: تبلیغ و ارتباطات فرهنگی
عنوان:
بررسی نحوه خوانش مخاطبان از قالب         برنامه ­های گفتگوی مذهبی تلویزیون
بهمن ۱۳۹۲
فهرست مطالب
فصل اول:کلیات.۱
۱-۱-بیان مساله۲
۱-۲- ضرورت و فایده پژوهش .۵
۱-۳- اهداف تحقیق.۷
۱-۳-۱- اهداف کلی.۷
۱-۳-۲- اهداف جزئی۷
۱-۴- سوالات (اصلی و فرعی) تحقیق۸
۱-۴-۱- سوال اصلی۸
۱-۴-۲- سوالات فرعی۸
۱-۵-پیشینه تحقیق.۹
۱-۶-روش تحقیق۱۱
۱-۶-۱-روش سنجش روایی ابزار.۱۵
۱-۶-۲-روش سنجش پایایی ابزار۱۵
۱-۶-۳-محاسبه پایایی بازآزمون۱۶
۱-۶-۴-پایایی بین دو کُدگذار.۱۷
۱-۶-۵- اعتبار (روایی) مصاحبه.۱۸
انتخاب موضوع.۱۸
طراحی. ۱۹
مصاحبه. ۱۹
نسخه­برداری. ۱۹
تحلیل۱۹
تائید.۲۰
گزارشگری۲۰
۱-۶-۶-مراحل تجزیه و تحلیل داده­ ها با بهره گرفتن از روش تحلیل مضمون۲۰
آشنایی با داده­ ها ۲۱
ایجاد کدهای اولیه. ۲۱
جستجوی مضامین۲۲
بازبینی مضامین۲۳
تعریف و نام­گذاری مضمون­­ها ۲۳
تهیه گزارش ۲۳
فصل دوم: چارچوب مفهومی۲۴
۲-۱-مقدمه۲۵
۲-۲-دین۲۵
۲-۳-رسانه.۲۹
۲-۴-رابطه دین و رسانه.۳۲
۲-۵-قالب گفتگوهای رسانه­ای۴۱
۲-۵-۱-توانایی­های مجری.۴۶
۲-۵-۲-ویژگی­های ظاهری۴۶
۲-۵-۳-صدا۴۶
۲-۵-۴-حرکات و اداها۴۷
۲-۵-۵-میزان اطلاعات.۴۷
۲-۵-۶-اعتماد به نفس.۴۸
۲-۵-۷-توجه به زمان­بندی۴۸
۲-۵-۸-نوآوری در اجرا۴۸
۲-۶-تناسب قالب و محتوا۵۴
۲-۷-مخاطبین و دسته­بندی آن­ها در نظریه­ های ارتباطات۵۶
۲-۷-۱-دیدگاه رسانه محور. ۵۶
۲-۷-۲-دیدگاه مخاطب محور۵۷
فصل سوم: یافته­ های تحقیق۶۲
۳-۱-یافته­ های توصیفی۶۳
۳-۲-یافته­ های تحلیلی(تحلیل مضمون).۸۳
فصل چهارم: نتیجه ­گیری و ارائه پیشنهادها۹۹
پیشنهادها۱۰۴
منابع.۱۰۶
 
 
فهرست جداول                           
جدول۱.۱۷
جدول۲.۱۸
جدول۳.۶۳
جدول۴.۸۵
جدول۵ .۸۷
جدول۶.۸۹
جدول۷.۹۱
جدول۸ ۹۴
جدول۹.۹۶
شکل۱۱۰۱
فصل اول:کلیات
 
  

  • بیان مساله

در گذشته تا سال­ها تنها وسیله ارتباط مراجع دینی با مردم،‌ منبر بود. ارتباط کلامی روحانیت با مردم،‌ تنها وسیله و بهترین وسیله­ای بود که می­توانست بر مخاطبان تاثیر عمیقی بگذارد و جای هیچ­گونه جایگزینی را باقی نمی­گذاشت. با ورود تکنولوژی ارتباطی و اطلاع­رسانی از دروازه­های غرب، این­گونه نهادهای وابسته به مذهب، تعریف واضحی نسبت به ورود این نشانه­ های تمدن غربی و ابزار و ادوات نوینی که می­توانست در تبلیغ مورد استفاده قرار بگیرد نداشتند و یا رویکرد غالب آن­ها سلبی بود که پس زدن شیوه ­های نوین را در برداشت. در نتیجه طی سالیان، مذهبیون فاصله خود را از این گونه ابزار حفظ کرد. در این دوره(ایران پیش از پیروزی انقلاب اسلامی)، بیشتر رسانه­ های سنتی در خدمت تبلیغ دین بودند، از این رو، به رغم پخش برنامه ­هایی با موضوع دینی در رادیو و تلویزیون، در کل یک رویکرد سکولار بر رادیو و تلویزیون ملی ایران حاکم بود.
پس از انقلاب اسلامی، با توجه به استقرار حکومت دینی و قرار گرفتن امکانات و ابزاری چون تلویزیون در اختیار حاکمیت دینی جامعه، این روند گونه­ای دیگر به خود گرفت. افراد دین­داری که تا این زمان، در نظام­های ارتباطی سنتی پرچم­دار بودند و همواره از رسانه­ های نوین که در اختیار حکومت بوده، محروم بوده ­اند، با شکل­ گیری انقلاب اسلامی به ظرفیت گسترده و با اهمیتی از تکنولو­ی نوین دسترسی یافتند که این امر مستلزم بایدها و نبایدهایی در این زمینه بود. بهره­ گیری درست و شایسته از رسانه تلویزیون، در انتقال معارف دینی می­توانست و می ­تواند اهمیت این رسانه را در ایجاد جامعه­ای متناسب با اهداف و آرمان­های انقلاب و انقلابیون هرچه روشن­تر از پیش سازد. در واقع یکی از ثمرات انقلاب اسلامی ایران که بر اساس مبانی دینی شکل گرفت و تکامل یافت توجه ویژه به معارف دین مبین اسلام است. در نظام جمهوری اسلامی نیز تلویزیون به عنوان مهم­ترین و اثرگذارترین رسانه عمومی محسوب می­گردد و طبیعتا تمامی دلسوزان و علاقمندان ایران اسلامی، به منظور تبیین مباحث ایدئولوژیک، انتظارات ویژه­ای از این رسانه دارند.
پس از پیروزی انقلاب، رویکرد سکولار جای خود را به رویکرد محتوا محور یا معنامحور داد. «این رویکرد برای رسانه­ها جنبه ابزاری قائل است؛ ولی به عنوان یک متغیر وابسته، نه یک متغیر مستقل. در این رویکرد، دین به عنوان مهم­ترین نهاد معنابخش در زندگی انسان مطرح می­شود. اگر دین،‌کارکرد اصلی­اش معنابخشی به زندگی باشد و این معنابخشی با هر ابزاری انجام شود، در آن صورت می­توانیم خانواده دینی، آموزش و پرورش دینی و رسانه­هایی با رویکرد دینی داشته باشیم».[۱]  پس از شکل­ گیری انقلاب، با این دیدگاه که «رادیو و تلویزیون به عنوان ابزار، فی حد ذاته، از نظر اسلام، مشروع است و می­توان در تبلیغ دین از آن­ها استفاده کرد»[۲]؛ رادیو و تلویزیون (در قالب صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران) در خدمت منافع انقلاب اسلامی قرار گرفت و زمینه برای حضور دین و رسانه­ های نوین در ایران فراهم شد.
تجربه برنامه ­های دینی در تلویزیون پس از انقلاب اسلامی، بیشتر شبیه­سازی رسانه سنتی منبر و پخش سخنرانی­های مذهبی بوده است. هر چند توجه به آموزه­های مربوط به دین و استفاده از اصطلاحات دینی در بیشتر برنامه ­های سیما دیده می­شود؛ اما برنامه ­های دینی با موضوع و عنوان دینی بیشتر الگوبرداری از رسانه­ های سنتی بوده است. در سال­های اخیر شکل دیگری تحت عنوان گفتگوی مذهبی و در عرصه برنامه­سازی دینی شکل گرفته است. این نوع از برنامه با طرح موضوعات گوناگون از جمله مباحث اعتقادی، کلامی، فلسفی، عرفانی، اخلاقی، فقهی و . توانسته توجه بسیاری از مخاطبان را به خود جلب کند.
برنامه ­های گفتگویی مذهبی با توجه به تعداد مجری و میهمان یا میهمانان برنامه، نقشی که مجری در این برنامه ایفا می­ کند(هدایت­کننده، چالش­برانگیز یا صرفا اعلام­کننده سرفصل­های گفتگو)؛ قالب­ها و فرم­های متفاوتی به خود می­گیرد. در این پژوهش، برنامه ­هایی با یک مجری و یک میهمان به عنوان قالب گفتگوی دو نفره، دومجری و یک میهمان به عنوان قالب میزگرد و یک مجری و دو میهمان تحت عنوان قالب بحث، مورد تامل قرار می­گیرند. برنامه «سمت خدا» از شبکه اول سیما برای قالب گفتگوی دو نفره، برنامه «به سوی ظهور» از شبکه دوم سیما برای قالب میزگرد و برنامه «فصل نو»از شبکه قرآن ومعارف سیما برای قالب بحث در نظر گرفته شده ­اند.
عوامل متعدی در رابطه با برنامه ­های گفتگوی مذهبی مطرح می­شود. از جمله این عناصر می­توان به مجری و نقشی که در برنامه ایفا می­ کند، دکور و چینش برنامه، چگونگی چینش محل نشستن مجری و میهمان یا میهمانان برنامه، اشاره کرد. میزان تاثیری که هر یک از این مقوله­ها بر میزان تماشایا عدم تماشا در مخاطبین دارد، حائز اهمیت است. اهمیت این مساله برای ارتباط­گران و تولیدکنندگان رسانه­ای، به منظور توانایی برای برنامه ­ریزی­های دقیق­تر بر اساس دسترسی به آن­چه در مخاطبان و افراد هدف آنان شکل می­گیرد، دوچندان می­شود. در حقیقت برنامه ­هایی با موضوعات دینی که خود پیچیدگی­های فراوانی دارد، هنگامی که از رسانه­ای چون تلویزیون که تقریبا رسانه­ای یکسویه است و با مخاطبانی ناهمگن و دور از دسترس با شرایط فرهنگی و اجتماعی متفاوت، پخش می­شود، دچار پیچیدگی­های صدچندان می­شود. هر چند که هر برنامه­ای برای مخاطبان در حوزه­ای محدودتر و مشخص­تر از آن­چه گفته شد تولید می­شود؛ اما همین مخاطبان مفروض و شاید دسته­بندی شده، تکثر و گونه­گونی بسیار دارد. تلاش برای فهم عمیق آن­چه مخاطبان از این گونه برنامه­ ها دریافت می­ کنند و شناخت عواملی که چه در برنامه پخش شده و چه در بافت فرهنگی و اجتماعی زیست مخاطب بر این دریافت اثرگذار است، گام موثری در اصلاح برخی رویکردهای مدیریتی در تولید این برنامه­ ها به شمار می­آید.
از آن­جا که گفتگوهای تلویزیونی، مجری­محور هستند یکی از عوامل بسیار تاثیرگذار بر این درک و دریافت و در واقع خوانش مجری­های برنامه ­های فوق هستند. در این برنامه­ ها این مجری است که موضوع برنامه را معرفی می­ کند و سوالات مربوط به موضوع را از میهمان برنامه می­پرسد. در حقیقت، وی رابط بین بیننده و میهمان است. اوست که می ­تواند رابطه­ای درست و مناسب بین این دو برقرار کند و یا موجب بر هم زدن رابطه فوق شود. وظیفه جمع­بندی و نتیجه ­گیری از سخنان میهمان بر عهده اوست و اگر او نتواند از عهده این مسئولیت به خوبی برآید، ممکن است بیننده از ادامه تماشا به دلیل تخصصی بودن صحبت­های میهمان و غیرقابل فهم بودن بحث، منصرف شود. ادبیات و نوع اداها و حرکات مجری نیز بر نحوه دریافت بیننده موثر است. این­که مخاطبین با درجات متفاوتی از دین­داری از این زبان بدن و نحوه گفتار مجری چه برداشتی دارند، در این فرایند دارای اهمیت است.
عدم وجود منابع مکتوب راجع به چگونگی اجرا در برنامه ­های دینی به خصوص گفتگوهای دینی و فقدان شیوه­نامه­ای برای مجریان این برنامه­ ها، آسیب­شناسی رفتار کلامی و غیرکلامی مجریان را ضروری می­سازد چرا که هر مجری بر اساس ذوق و سلیقه شخصی به انجام حرکات و اداها . سخنانی دست می­زند که گاه برداشت­های منفی و نامناسب در ذهن مخاطب شکل گرفته و در مواردی به دل­زدگی مخاطب از تماشای برنامه منجر می­گردد.
تعداد مجری و میهمان یا میهمانان از دیگر عوامل موثر بر خوانش مخاطبان از این برنامه­هاست. برنامه­ای در قالب گفتگوی دونفره مخاطبان خاص خود را دارد و دریافت بیننده این برنامه با برنامه­ای در قالب بحث؛ با یک مجری و دو میهمان می ­تواند بسیار متفاوت باشد. علت تماشای هر نوع از این سه قالب از سوی مخاطبین، دلایل متفاوتی خواهد بود. علاوه بر این فضایی که بر هر یک از این قالب­ها حاکم است با دیگری تفاوت دارد. چالش و هیجانی که در قالب بحث، جریان دارد در دو قالب دیگر دیده نمی­ شود و شکل­ گیری تخصصی مباحث به مراتب در قالب گفتگوی دونفره، قوت و شدت بیشتری دارد. در نتیجه، میزان تاثیرگذاری مباحث دینی هر یک از سه برنامه با توجه به قالب آن­ها، بر دریافت دینی مخاطب حائز اهمیت است.
به بیان کلی آن­چه در فرم، شکل و قالب این نوع برنامه دخیل است و بر خوانش و دریافت مخاطب از برنامه، اثرگذار است در این پژوهش به مشاهده و بررسی گذاشته خواهد شد.
 
 
۱-۲-  ضرورت و فایده پژوهش
با توجه به کمبود تحقیقاتی از این دست در مراکز علمی و دانشگاهی یا مراکز و سازمان­های اجرایی از جمله سازمان­های صدا و سیما، شورای سیاستگذاری برنامه ­های این سازمان و مراکز فرهنگی دیگر، اهمیت پژوهش فوق دو چندان خواهد بود.
علاوه بر این با گسترش روزافزون استفاده از سایر رسانه­ها هم­چون ماهواره و رسانه­ های الکترونیکی و تبلیغات ضد دینی و فرهنگی این رسانه­ها و توجه دست­اندرکاران آن­ها به مباحث کارشناسی ارتباطات در محصولاتشان، انجام تحقیقاتی حول محور مباحث مهمی چون دین و دین­داری و معارف دینی با رویکرد ارتباطی و کارشناسی در برنامه ­های سیمای جمهوری اسلامی ایران بیش از پیش ضروری به نظر می­رسد.
مباحث ارتباطاتی در حوزه رسانه، چه تلویزیون و چه رادیو و ارتباط آن با مباحث و محتوای دینی طی چند سال اخیر مورد توجه مراکز علمی، دانشگاه­ها و مراکز پژوهشی به خصوص دانشکده صدا و سیما، مرکز پژوهش­های اسلامی صدا و سیما و دانشگاه باقرالعلوم(ع) (در رشته تبلیغ و ارتباطات که حول محور مباحث دینی و تبلیغ اسلامی و مباحث ارتباطاتی است)، قرار گرفته است. اما علی رغم توجه بیشتر نهادهای سیاستی و حکومتی به مطرح نمودن مباحث دینی در سطح جامعه از اوایل انقلاب اسلامی و با توجه به در دسترس بودن اکثریت افراد جامعه ایرانی به رسانه­ای چون تلویزیون بحث­های کارشناسی و پیگیری­ها و پژوهش­های علمی در این زمینه بسیار کم و اندک به نظر می­رسد. به عبارت دیگر، مباحث و محتوای ارتباطی و رسانه­ای از ابتدای انقلاب از سوی نهادهای حکومتی و دولتی، نادیده و مغفول شمرده شده و از سوی دیگر در محافل دانشگاهی و علمی نیز علم ارتباطات بدین­گونه که در سال­های اخیر با تمرکز بر موضوع رسانه­ مورد توجه قرار گرفته است، موضوع بحث نبوده است. چند سالی است که رشته ارتباطات در مقاطع گوناگون در دانشگاه، دامنه حوزه مطالعاتی خود را از رشته­های روزنامه­نگاری و روابط عمومی به حوزه­های مربوط به رسانه توسعه داده است و به علم ارتباطات به صورت محض و در محدوده نظریه­ها علی الخصوص نظریات رسانه،توجه ویژه نموده است. هم­زمان با این تغییر و تحولات، مجریان و دست­اندرکاران امر رسانه در صدا و سیما در سال­های اخیر، توجه بیشتری به رابطه دو حوزه­ پراهمیت دین و رسانه داشته اند و با برگزاری چند همایش با عنوان «دین و رسانه» و تربیت دانشجویانی در این حوزه به لزوم توجه هر چه بیشتر در این زمینه پا به عرصه عمل گذاشته است. هر چند اقدامات اخیر سازمان صدا و سیما پس از سال­ها تاخیر، اقدامات قابل توجه و تاملی بوده است اما هنوز در زمینه نظریه­پردازی و در نتیجه سیاستگذاری در خصوص برنامه ­های دینی تلویزیون به معنای عام آن(نه صرفا برنامه ­های اختصاصی با عناوین دینی) دچار کمبودهای فراوانی هستیم. البته طرح و غور در این مباحث تنها منجر به انتشار آیین­نامه­های سازمانی نخواهد شد، بلکه وجود منابع نوشتاری پژوهشی درباره این گونه برنامه­ ها به افزایش سطح اطلاعات و سواد رسانه­ای و معرفتی تصمیم­گیران، تولید کنندگان و مجریان این برنامه­ ها خواهد انجامید. علاوه بر آن­که به شکل­ گیری تحقیقات بیشتر در این حوزه و تشویق محققان منجر می­گردد. تحقیق حاضر نیز در پی روشن نمودن لایه­هایی از بخش کوچکی از گستره وسیع رابطه رسانه تلویزیون و نشر معارف دینی -که گفتگوهای مذهبی سیما را شامل می­شود- است.
[۱].  حسام الدین آشنا، میزگرد مبانی رسانه دینی، فصلنامه سنجش و پژوهش، ش ۳۵، ۱۳۸۲، ص ۹.
[۲]. مطهری،‌۱۳۸۴:۳۳۷

تعداد صفحه:۱۲۳

قیمت : ۳۷۵۰۰ تومان

بلافاصله پس از پرداخت، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار میگیرد و  همچنین فایل خریداری شده به ایمیل شما نیز ارسال می شود

پشتیبانی سایت :                 asa.goharii@gmail.com

پایان نامه کارکرد سریالهای صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران

 پایان نامه رشته  علوم اجتماعی

دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرمسار
دانشکده علوم انسانی
پایان نامه جهت اخذ مدرک کارشناسی ارشد جامعه شناسی
 
عنوان:
بررسی کارکرد سریالهای صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در سال ۹۰- ۱۳۸۹ از دیدگاه اساتید و دانشجویان دانشکده صدا و سیما
( با تاکید بر افزایش اعتماد به رسانه )
۹۰- ۱۳۸۹
 
 
عنوان                                                                                                                             صفحه
 
چکیده.             ۱۲
فصل اول: کلیات پژوهش
۱-۱- مقدمه   ۱۴
۲-۱- بیان مسئله   ۱۵
۳-۱- ضرورت و اهمیت پژوهش.   ۱۹
۴-۱- اهداف پژوهش   ۲۱
۱-۴-۱- اهداف اصلی.   ۲۱
۲-۴-۱- اهداف فرعی.   ۲۱
فصل دوم: ادبیات پژوهش
۱-۲- مقدمه   ۲۳
۲-۲- پیشینه تاریخی   ۲۴
۱-۲-۲- تحقیقات انجام شده در خارج   ۲۴
۲-۲-۲- تحقیقات انجام شده در داخل.   ۲۷
۳-۲- مبانی نظری .   ۳۲
۱-۳-۲- انواع اعتماد.   ۳۲
۱-۱-۳-۲- اعتماد بنیادی.   ۳۲
۲-۱-۳-۲- اعتماد میان فردی   ۳۳
۳-۱-۳-۲- اعتماد تعمیم یافته یا عام   ۳۳
۴-۱-۳-۲- اعتماد به نظام یا سیستم.   ۳۴
۲-۳-۲- سطوح اعتماد   ۳۴
۱-۲-۳-۲- اعتماد در سطح خرد.   ۳۵
۲-۲-۳-۲- اعتماد در سطح میانه.   ۳۷
۳-۲-۳-۲- اعتماد در سطح کلان   ۴۰
۳-۳-۲-  نظریه های مبتنی بر اعتماد.   ۴۱
۱-۳-۳-۲- مک کوایل   ۴۱
۲-۳-۳-۲- نظریه رسانه ها   ۴۵
۱-۲-۳-۳-۲-  نظریه جبرگرایی رسانه ای.   ۴۵
۲-۲-۳-۳-۲-  نظریه کاشت.   ۴۶
۳-۲-۳-۳-۲-  نظریه پوتنام.   ۴۷
۴-۲-۳-۳-۲-  نظریه وساطت.   ۴۹
۵-۲-۳-۳-۲-  نظریه استفاده و رضامندی.   ۵۰
۶-۲-۳-۳-۲- نظریه وابسته به نظام رسانه ها.   ۵۲
۷-۲-۳-۳-۲- نظریه های مبتنی بر اعتبار رسانه   ۴۳
۴-۲- چارچوب نظری.   ۵۵
۵-۲- مدل تحلیلی   ۵۷
۵-۲- فرضیه های پژوهش   ۵۸
۶-۲- تعریف مفهومی متغیرها .   ۵۹
۷-۲- تعریف عملیاتی متغیرها .   ۷۳
فصل سوم : روش شناسی 
۱-۳- مقدمه   ۷۷   
۲-۳- روش تحقیق   ۷۷
۳-۳- جامعه آماری.   ۷۷
۴-۳- تعیین حجم نمونه و شیوه نمونه گیری.   ۷۸
۵-۳- ابزار جمع آوری اطلاعات   ۷۸
۶-۳- واحد تحلیل و روش تجزیه و تحلیل داده ها.   ۷۹
۷-۳- اعتبار و روایی.   ۷۹
فصل چهارم : تجزیه و تحلیل داده ها
۱-۴- مقدمه .   ۸۶
۲-۴- آمار توصیفی   ۸۷
۱-۲-۴- آمار توصیفی مربوط به اساتید   ۸۸
۲-۲-۴- آمار توصیفی مربوط به دانشجویان.   ۹۲
۳-۴- آمار استنباطی   ۹۸
فصل پنجم : بحث و نتیجه گیری
۱-۵- مقدمه   ۱۱۴
۲-۵- خلاصه، بحث و نتیجه گیری.   ۱۱۴
۳-۵- مشکلات، دشواری ها و محدودیت های پژوهش   ۱۱۸
۴-۵- پیشنهادهای پژوهش   ۱۱۸
فهرست منابع  ۱۲۰
ضمائم   ۱۲۴
 
 
  
 
فهرست جداول
جداول                                                                                                                           صفحه
 
(۱-۱) چکیده تحقیقات خارجی مرتبط با موضوع و نتایج حاصل از آنها .  ۲۶
(۲-۲) چکیده تحقیقات داخلی مرتبط با موضوع و نتایج حاصل از آنها .  ۳۱
(۱-۳) جدول جامعه آماری .  ۷۸
(۲-۳) جدول نتایج تحلیل پایایی گویه ها با روش آلفای کرونباخ .  ۸۰
(۳-۳) جدول نتایج تحلیل دوم پایایی گویه ها با روش آلفای کرونباخ پس از حذف گویه
         های کم اعتبار. .  ۸۲
(۴-۳) جدول روش شناسی .  ۸۴
(۱-۴) جدول توزیع فراوانی مربوط به گروه های مورد بررسی. .  ۸۷
(۲-۴) جدول توزیع فراوانی مربوط به جنسیت اساتید. .  ۸۸
(۳-۴) جدول شاخصهای توصیفی مربوط به سن اساتید .  ۸۹
(۴-۴) جدول توزیع فراوانی مربوط به سطح تحصیلات اساتید .  ۹۰
(۵-۴) جدول توزیع فراوانی مربوط به رشته تحصیلی اساتید. .  ۹۱
(۶-۴) جدول توزیع فراوانی مربوط به جنسیت دانشجویان .  ۹۲
(۷-۴) جدول شاخصهای توصیفی مربوط به سن دانشجویان .  ۹۳
(۸-۴) جدول توزیع فراوانی مربوط به سطح تحصیلات دانشجویان. .  ۹۴
(۹-۴) جدول توزیع فراوانی مربوط به رشته تحصیلی دانشجویان .  ۹۵
(۱۰-۴) جدول توزیع فراوانی مربوط نظر اساتید در مورد میزان مطلوبیت کارکرد سریالها   .  ۹۶
(۱۱-۴) جدول توزیع فراوانی مربوط به نظر دانشجویان در مورد میزان مطلوبیت کارکرد
          سریالها .  ۹۶
(۱۲-۴) جدول توزیع فراوانی مربوط به نظر اساتید در مورد کارکرد سریالها در افزایش
          مخاطب. .  ۹۷
(۱۳-۴) جدول توزیع فراوانی مربوط به نظر دانشجویان در مورد کارکرد سریالها در
          افزایش مخاطب. .  ۹۷
(۱۴-۴) جدول خی دو مربوط به بررسی نظر اساتید در مورد میزان مطلوبیت کارکرد سریالها .  ۹۹
(۱۵-۴) جدول آزمون فریدمن برای مقایسه مطلوبیت کارکرد سریالها از دیدگاه اساتید .  ۱۰۰
(۱۶-۴) جدول خی دو مربوط به بررسی نظر دانشجویان در مورد میزان مطلوبیت کارکرد سریالها .  ۱۰۲ 
(۱۷-۴) جدول آزمون فریدمن برای مقایسه مطلوبیت کارکرد سریالها از دیدگاه دانشجویان    ۱۰۳
(۱۸-۴) جدول خی دو مربوط به بررسی نظر اساتید در مورد کارکرد سریالها در افزایش
          اعتماد مخاطب. ..  ۱۰۵
(۱۹-۴) جدول خی دو مربوط به بررسی نظردانشجویان در مورد کارکرد سریالها در افزایش
          اعتماد مخاطب ..  ۱۰۶
(۲۰-۴) جدول بررسی معناداری مدل برای تحلیل رگرسیون (تاثیر عوامل غیر رسانه ای بر
          اعتماد مخاطب از دیدگاه اساتید). . ۱۰۷
(۲۱-۴) جدول ضرایب بتای عوامل غیررسانه ای (دیدگاه اساتید).   ۱۰۷
(۲۲-۴) جدول بررسی معناداری مدل برای تحلیل رگرسیون (تاثیر عوامل غیر رسانه ای بر
          اعتماد مخاطب از دیدگاه دانشجویان).   ۱۰۸
(۲۳-۴) جدول ضرایب بتای عوامل غیررسانه ای (دیدگاه دانشجویان)   ۱۰۸
(۲۴-۴) جدول بررسی معناداری مدل برای تحلیل رگرسیون (تاثیر عوامل رسانه ای بر
          اعتماد مخاطب از دیدگاه اساتید). ..  ۱۰۹
(۲۵-۴) جدول ضرایب بتای عوامل رسانه ای (دیدگاه اساتید)   ۱۱۰
(۲۶-۴) جدول بررسی معناداری مدل برای تحلیل رگرسیون (تاثیر عوامل رسانه ای بر
          اعتماد مخاطب از دیدگاه دانشجویان). .  ۱۱۱
(۲۷-۴) جدول ضرایب بتای عوامل رسانه ای (دیدگاه دانشجویان). .  ۱۱۱
 
 
 
 
فهرست نمودار ها
نمودار ها                                                                                                                          صفحه
 
(۱-۴) نمودار ستونی درصد فراوانی مربوط به گروه های مورد بررسی. .  ۸۷
(۲-۴) نمودار ستونی درصد فراوانی مربوط به جنسیت اساتید.   ۸۸
(۳-۴) نمودار هیستوگرام مربوط به توزیع سنی اساتید مورد بررسی در پژوهش. .  ۸۹
(۴-۴) نمودار ستونی درصد فراوانی مربوط به سطح تحصیلات اساتید .  ۹۰
(۵-۴) نمودار ستونی درصد فراوانی مربوط به رشته تحصیلی اساتید. .  ۹۱
(۶-۴) نمودار ستونی درصد فراوانی مربوط به جنسیت دانشجویان .  ۹۲
(۷-۴) نمودار هیستوگرام مربوط به توزیع سنی دانشجویان مورد بررسی در پژوهش .  ۹۳
(۸-۴) نمودار ستونی درصد فراوانی مربوط به سطح تحصیلات دانشجویان .  ۹۴
(۹-۴) نمودار ستونی درصد فراوانی مربوط به رشته تحصیلی دانشجویان .  ۹۵
(۱۰-۴) نمودار ستونی درصد فراوانی مربوط به نظر اساتید در مورد میزان مطلوبیت
          کارکرد سریالها .  ۹۹
(۱۱-۴) نمودار ستونی درصد فراوانی مربوط به نظر اساتید در مورد مطلوبیت کارکرد
           سریالها (مقایسه ای). .  ۱۰۱
(۱۲-۴) نمودار ستونی درصد فراوانی مربوط به نظردانشجویان در مورد میزان مطلوبیت
          کارکردسریالها. .  ۱۰۲
(۱۳-۴) نمودار ستونی درصد فراوانی مربوط به نظردانشجویان درمورد مطلوبیت کارکرد
          سریالها(مقایسه ای) .  ۱۰۴
(۱۴-۴) نمودارستونی درصدفراوانی مربوط به نظر اساتید در مورد کارکرد سریالها در
          افزایش اعتماد مخاطب .  ۱۰۵
(۱۵-۴) نمودار ستونی درصد فراوانی مربوط به نظر دانشجویان در مورد کارکرد سریالها
          در افزایش اعتماد مخاطب .  ۱۰۶
 
 
 
فهرست شکل ها
شکل                                                                                                                                            صفحه
 
(۱-۲) مدل نظری اعتماد در سطح خرد . .  ۳۷
(۲-۲) مدل نظری اعتماد در سطح میانه .  ۴۰
(۳-۲) مدل نظری کارکرد رسانه در نظریه مک کوایل. .  ۴۲
(۴-۲) مدل نظری کارکرد رسانه در ایجاد اعتماد اجتماعی .  ۴۳
(۵-۲) مدل نظری تلفیق دیدگاه های اعتماد اجتماعی. .  ۴۴
(۶-۲) تاثیر رسانه بر اعتماد در دیدگاه پوتنام .  ۴۹
(۷-۲) مدل نظری عوامل موثر بر اعتماد مخاطبان به رسانه .  ۶۴
(۸-۲) مدل تحلیلی تحقیق .  ۶۷
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
چکیده
هدف از پژوهش حاضر بررسی و سنجش کارکرد سریالهای تلویزیونی تولید شده در سال۱۳۹۰-۱۳۸۹ و برخی متغیرهای مرتبط با آن، در سطح دانشجویان و اساتید ایرانی دانشکدۀ صدا و سیما بود. در مبانی نظری، از تلفیق نظریات مختلف در مبحث اعتماد و همچنین حوزه رسانه، چارچوب نظری تدوین و با بهره گیری از آن، مدل تحلیلی و فرضیات این مطالعه طراحی شدند. فرضیه ها مبتنی بر کارکرد مطلوب رسانه ملّی و موفقیت آن در افزایش اعتماد مخاطبین با پخش سریال های تلویزیونی به همراه تأثیر احتمالی عوامل غیررسانه ای (برون سازمانی) و عوامل رسانه ای (درون سازمانی) بر میزان اعتبار رسانه در نزد مخاطب و در نتیجه اعتماد آنها به رسانه تنظیم شد. روش از نوع زمینه یابی یا پیمایش بود و برای ابزار پژوهش، پرسشنامۀ حضوری محقق ساخته ای طراحی شد که طی یک پیش آزمون، مورد اعتباریابی و پایایی سنجی قرار گرفت و به وسیلۀ آن داده ها گردآوری شد. حجم نمونه با بهره گیری از جدول تعیین حجم نمونه مورگان، حدود ۲۶۵ نفر(شامل ۶۶ نفر اساتید و ۱۹۹ نفر دانشجو) از جامعۀ آماری برآورد شد، و با بهره گرفتن از روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند. یافته ها نشان داد که؛ میزان مطلوبیت کارکرد سریالهای پخش شده از تلویزیون در سال ۹۰-۱۳۸۹ و کارکرد آنها در افزایش اعتماد مخاطب به رسانه، از نظر اساتید و دانشجویان کم و رو به متوسط بوده است. همچنین متغیرهای جنسیت، سطح تحصیلات و رشته تحصیلی نمی توانستند پیش بینی کننده های معنی داری برای اعتماد مخاطب به رسانه باشند. از نظر اساتید، عینیت و موثق و معتبر بودن و از نظر دانشجویان، عوامل رسانه ای مانند صداقت، موثق و معتبر بودن، عینیت، بی طرفی، جامعیت، همگن سازی، جذابیت و انگیزه، قابلیت اعتماد پیش بینی کننده های معناداری برای اعتماد مخاطب به رسانه را نشان دادند. یافته ها نشان داد که بین سن و همچنین بین اکثریت عوامل رسانه ای و افزایش اعتماد به رسانه رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و از آنجایی که از نظر اساتید و دانشجویان رابطه بین مطلوبیت و همینطور موفقیت کارکرد سریالها با افزایش اعتماد مخاطب به رسانه کم و رو به متوسط بوده است، لذا نمی توان بین این متغیرها رابطه مثبتی قائل بود. در استنتاج نهایی، الگوی نظری مطروح در ارتباط با نقش متغیرهای مطروح در اعتماد به رسانه مورد بازبینی و بررسی قرار گرفت و به لحاظ نظری بحث و تفسیر شد.
واژگان کلیدی: رسانه، کارکرد، اعتماد، مخاطب.

فصل اول
کلیات تحقیق:
مقدمه
بیان مسئله
اهمیت و ضرورت پژوهش
اهداف پژوهش

 

  • مقدمه

تلویزیون به عنوان یکی از رسانه های جمعی مهم، با وجود عمر نه چندان طولانی توانسته است در بسیاری از مناطق جهان خود را معرفی و با توجه به تحولاتی که از نظر علمی و فناوری در جهان پدید آمده است، هر روز گستره خود را وسیع تر کند. با توجه به توانایی های زیادی که این رسانه دارد، توانسته است به صورت های گوناگون حیات بشری را در حوزه های مختلفی مانند اقتصاد، فرهنگ و امنیت اجتماعی تحت تاثیر قرار دهد (شاه محمدی،۱۸۴:۱۳۸۹). بسیاری از نظام ها تلاش می کنند با در اختیار گرفتن و جهت دهی به رسانه، در جهت تحکیم و تثبیت خود یاری بجویند؛ بنابراین یک رسانه برای حضور همیشگی خود نیاز به مخاطب و البته اعتماد او دارد (حیاتی، ۶:۱۳۸۸).
در بستر تعاملات و کنش های گروهی، اعتماد به منزله یک مکانیسم اجتماعی با کارکردهای متعدد اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و روانشناسی خود نقش مهمی را در این زمینه ایفا می کند. در واقع زندگی انسان بدون احساس اعتماد به خود، اعتماد به آینده و اعتماد به جهان پیرامون خود همراه با اضطراب و کشمکش تحمل ناپذیری است که ممکن است باعث از هم پاشیدگی فرد و نابودی وی شود. اعتماد، رشد انسان و شکوفایی استعدادها و توانایی او را تسهیل می کند و رابطه او را با دیگران به رابطه ای خلاق و شکوفا تبدیل می سازد تا فرد بتواند آرامش، امنیت، آزادی و استقلال را در کنار دیگران تجربه کند (قدیمی،۹۰:۱۳۸۶).
در پژوهش حاضر رابطه بین سریالهای سیمای جمهوری اسلامی ایران و اعتماد مخاطب به رسانه مورد نظر محقق است و این نکته مورد بررسی قرار می گیرد که کارکرد سریالهای تولید و پخش شده سیما در سال ۱۳۹۰-۱۳۸۹ از نظر اساتید و دانشجویان دانشکده صداوسیما در افزایش اعتماد مخاطب به رسانه ملی در ایران چگونه است.
۲-۱- بیان مسئله
تلویزیون از جمله وسایل ارتباط جمعی[۱] است که به سبب فراگیری و وسعتی که دارد از اهمیت فراوانی برخوردار است، چنانکه برنامه های این وسیله مهم ارتباط جمعی، بر بینندگان و مخاطبین اثر عمیقی می نهد که البته نوع اثر و میزان اثر گذاری آن یکسان نبوده و به عوامل گوناگون بستگی دارد که می توان به ساختار و نظام تلویزیون در هر جامعه که متاثر از ویژگی های ساختار نظام اجتماعی آن جامعه است اشاره نمود. از جمله وظیفه مهم تلویزیون و برنامه هایی که تولید و پخش می شوند افزایش اعتماد و به عبارتی مخاطب سازی است و اگر بتواند بخوبی به ایفای این وظایف خود بپردازد، در آن صورت می توان گفت تلویزیون در به انجام رساندن رسالت و اهداف خود موفق بوده است.
امروزه به دلایلی فناورانه شاهد گسترش رسانه های جدید دیداری و شنیداری و آغاز عصر ارتباطات چندرسانه ای پلورالیستی هستیم. به دلیل دیجیتالی شدن ارتباطات و به خصوص توسعه تکنولوژی ماهواره و پخش برنامه های تلویزیونی از طریق فناوری ماهواره ای، جذب، نگهداری و افزایش مخاطب تلویزیونی به امری نگران کننده و مهم و جدی تبدیل شده است. در چنین شرایطی دست اندرکاران رسانه ها همواره در پی فراهم کردن شرایطی هستند تا مخاطبان به پیامهای تولید شده توسط آنها بی اعتنا و بی اعتماد نگردند؛ چرا که اعتماد مردم به یک رسانه موجب توجه بیشتر مخاطبان به آن رسانه و زمینه سازی جهت تحقق اهداف مورد نظر آن رسانه در جامعه می شود؛ عواملی که تضمین کننده حیات و موفقیت رسانه ها است. (علیزاده،۶:۱۳۸۹).
به بیان دیگر در عصری که بدلیل پیشرفت فناوری های رسانه ای و ظهور شبکه های ماهواره ای و اینترنتی فراوان (افزایش منابع فرستنده) و گرم شدن بازار رقابت، امکان انتخاب بیشتری برای مخاطبان رسانه ها فراهم شده، رسانه ای می تواند ادامه حیات بدهد که ضمن پاسخ به نیازمندی ها و خواسته های مخاطبان و ارزش های آنها اعتماد و اطمینان مخاطبان بیشتری را به خود جلب کند؛ مخاطبانی که امروزه با ویژگی هایی چون متنوع بودن، فعال بودن و گزینشی عمل کردن، از مخاطبان گذشته متمایز می شوند. گسترش، تنوع و بسط فعالیتهای یک رسانه صرفاً در شرایطی موثر واقع خواهد شد که اعتماد به آن رسانه به عنوان پیش شرط این اقدامات از قبل به وجود آمده باشد یا لااقل ضمن فعالیت رسانه به وجود بیاید و مستمراً افزایش یابد. در واقع اعتماد مخاطب به رسانه بزرگترین سرمایه و ابزار آن رسانه است که مبتنی بر آن می تواند به تداوم هستی خویش امیدوار باشد. ریزش مخاطب به تدریج منجر به سقوط هویت و هستی یک رسانه می شود؛ بنابراین جلب و حفظ اعتماد مخاطب، شرط موفقیت هر رسانه است (همان،۵).
پس با توجه به موارد مذکور امروزه اعتماد به رسانه یکی از مهمترین دغدغه های فکری مسئولان رسانه تبدیل شده و تاثیر بسیار آن بر مخاطب اصلی پذیرفته شده است. مهمترین بحث در زمینه اعتماد میزان اطلاع رسانی و درستی و نادرستی پیامی است که رسانه پخش می کند. درستی اخبار رسانه ها موجب جلب نظر مخاطبان می شود و در نتیجه اعتماد آنان به رسانه را در پی خواهد داشت و هر چه میزان اعتماد مخاطبان به رسانه بیشتر باشد میزان اثرگذاری و آگاهی بخشی آن بیشتر خواهد بود(شاه محمدی، ۱۸۵:۱۳۸۹).
به جرات می توان گفت که برای هیچ رسانه ای به اندازه تلویزیون، مخاطب مهم نیست از این رو می کوشد سلایق و علاقه های گوناگون مخاطبانش را پاسخگو باشد و این موضوع در راستای کارآمدی رسانه بسیار مورد توجه است تا بتواند ارتباطی دو سویه میان مخاطبان و تلویزیون بر قرار نماید (حیاتی،۷:۱۳۸۸).
به همین منظور حفظ مخاطب و جلب اعتماد آنها نیازمند ایفای نقش های پویا در رسانه است. عموماً در زمینه کارکرد باید گفت که وسایل ارتباط جمعی دارای کارکردهای گوناگون زیر در جامعه هستند.
الف) نقش تفریحی[۲]: بطور معمول وسایل ارتباط جمعی اوقات فراغت آدمیان را پر می کنند. جزیی از کارکرد وسایل ارتباطی صرفاً تفریح و تفنن انسانهاست تا از آنان موجوداتی توانا و خلاق برای کار به بار آورد (صداقتی فرد،۱۳۳:۱۳۸۸ به نقل از ساروخانی، ۱۳۶۸).
ب) نقش خبری[۳]: از طریق رسانه ها، اطلاعات و اخبار گوناگون سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، زیستی، و غیره از هر نقطه جهان به سرعت به سایر نقاط ارسال یا پخش می گردد.
.ج) نقش آموزشی[۴]: رسانه های مختلف و در صدر آنها تلویزیون و رادیو می تواند کارکرد آموزشی بس وسیعی داشته باشند، به طوری که به صورت آشکاری اهداف آموزشی نظام آموزش و پرورش را با پخش برنامه های یاد دهی دروس برای دانش آموزان و دانشجویان تحقق بخشد.
د) نقش همگن سازی[۵]: وسایل ارتباط جمعی با اثری مشترک بر افراد جامعه، به نوعی توده مردم را به لحاظ فرهنگی شبیه می سازند و در سطح جهانی بخشی از مفهوم جهانی شدن در همین معنا، یعنی همگن سازی جهانی الگوهای زندگی، علایق و سلایق و انتظارات به کار می رود.
ه) نقش تحول فرهنگی[۶]: رسانه ها اثرات مثبتی را در ارتقای سطح فرهنگ و آگاهی های عمومی مردم می توانند ایفا نمایند. بسیاری از برنامه های آموزشی به صورت آشکار و برنامه های تفریحی از قبیل سریال های تلویزیونی با هدف اشاعه چنین کارکردی تولید می شوند. (صداقتی فرد،۱۳۳:۱۳۸۸)
همچنین برخی معتقدند که یکی دیگر از کارکرد های رسانه های جمعی، نظارت بر محیط است. افراد به واسطه اطلاعات دریافتی از رسانه به ارزیابی محیط پیرامون خود می پردازند. یکی از مهم ترین این تصورات که گربنر[۷] در نظریه کاشت رسانه ای از آن به عنوان یکی از بارزترین اثرات رسانه یاد کرده است، احساس امنیت و یا ناامنی است و این احساس با اعتماد رابطه دارد. اطلاعات دریافتی از رسانه های جمعی ما را در ارزیابی شرایط موجود تصمیم گیری و ارضای حس کنجکاوی یاری می کند. همین امر یکی از علل اصلی تحرک روانی و یا به قول فیسک[۸] تحرک ذهنی می شود. حاصل این تحرک روانی، افزایش مبادله و تعامل بین افراد و در نتیجه عام گرایی در نگاه پارسونزی و کمک به شکل گیری جامعه مدنی در قالب مفهوم گسترده عمومی از نگاه هابرماسی است که در کل نقش اعتماد اجتماعی در بین افراد دارد (علیزاده، ۱۵:۱۳۸۹). کارکرد دیگر رسانه های ارتباط جمعی، ایجاد همبستگی اجتماعی است. همبستگی اجتماعی منشأ روابط عاطفی، تعهد عام و اعتماد اجتماعی است (چلبی،۱۳۷۵ :۱۰۱).
در مجموع، عالمان علوم ارتباطات معتقدند که رسانه کارکردهای مختلفی دارد مهمترین آنها عبارتند از: کارکردهای تفریح و سرگرمی، آموزشی، رهبری و هدایت مخاطبان، آگاه سازی مخاطب، دادن اطلاعات به مخاطب، تبلیغات و احساس تعلق اجتماعی. اهمیت کارکردهای رسانه تا جایی است که ثبات سیاسی و وحدت و امنیت ملی کشورها متاثر از آنها است و به همین علت است که رادیو و تلویزیون عالی ترین جایگاه را در نظام های سیاسی دنیا دارد. بدیهی است ناکارآمدی این دو ابزار، پیامدهایی را به دنبال دارد و ثبات سیاسی و وحدت و امنیت ملی را آسیب پذیر می کند (قمری،۱۳۸۴: ۱۳۰).
Mass media  
[۲]. The role of recreational
[۳]. News role
[۴]. Educational role
[۵]. The role of homogenization
[۶]. The role of cultural evolution
[۷]. Gerbner – George
[۸]. Fiske

تعداد صفحه:۱۲۸

قیمت : ۳۷۵۰۰ تومان

بلافاصله پس از پرداخت، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار میگیرد و  همچنین فایل خریداری شده به ایمیل شما نیز ارسال می شود

پشتیبانی سایت :                 asa.goharii@gmail.com

پایان نامه چگونگی رسیدگی به تخلفات سر دفتران دفاتر اسناد رسمی

 پایان نامه رشته حقوق

دانشگاه آزاد اسلامی
واحد علوم و تحقیقات کرمانشاه
 
 
پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد (M.A)
گرایش: حقوق عمومی
 
عنوان:
چگونگی رسیدگی به تخلفات سر دفتران و دفتر یاران دفاتر اسناد رسمی در پرتو اصول حاکم بر دادرسی منصفانه
 
 
تابستان ۱۳۹۳
فهرست مطالب
چکیده : ۱
مقدمه. ۲
۱)بیان مسأله: ۲
۲)اهمیت و ضرورت تحقیق :. ۳
۳)پیشینه تحقیق :. ۴
۴)دلیل انجام تحقیق: ۴
۵)اهداف تحقیق : ۵
۶)سؤالات تحقیق:. ۵
۷)فرضیه ‏های تحقیق: ۵
۸) روش شناسی تحقیق: ۶
فصل اول : تاریخچه  ، تعاریف و انواع تخلفات انتظامی سردفتران و دفتریاران
مبحث اول :تعاریف انواع تخلفات انتظامی سردفتران و دفتریاران. ۹
گفتار اول : تعاریف و مفاهیم  ۹
بند اول : تعریف تخلف    ۹
بند دوم : تفاوت جرم کیفری با تخلف انتظامی   ۱۰
بند سوم : تعریف تخلف انتظامی سردفتر و دفتریار  ۱۱
بند چهارم : مبنای حقوقی تخلفات انتظامی   ۱۱
بند پنجم : مبنای قانونی تخلفات انتظامی   ۱۲
بند ششم :  رضایت شاکی و تأثیر آن بر مجازات انتظامی و بحث در خصوص تبصره بند «هـ» ماده ۲۹ آئین نامه  ۱۲
گفتار دوم :  انواع تخلفات   ۱۷
بند اول : تخلفات پرسنلی   ۱۸
بند دوم : تخلفات مالی   ۲۱
بند سوم : تخلفات اداری   ۲۲
بند چهارم : تخلفات شغلی و حرفه ای   ۲۴
بند پنجم : سایر تخلفات با امعان نظر بر سایر قوانین   ۲۹
بند ششم :   بررسی موردی تخلفات بر مبنای ترتیب ماده ۲۹ آئین نامه  ۳۲
مبحث دوم : سیر تاریخی قوانین ، انواع مسئولیت ها و بررسی مقایسه ایی تخلفات انتظامی در قوانین سالهای ۱۳۱۶ و ۱۳۵۴  ۴۹
گفتار اول : سیر تاریخی تحولات قوانین مربوط به تخلفات و مجازاتهای انتظامی سردفتران و دفتریاران  ۴۹
گفتار دوم :  انواع مسئولیتها در دفاتر اسناد رسمی   ۵۴
بند اول : مسئولیت انتظامی و اداری‌   ۵۴
بند دوم : مسئولیت کیفری   ۵۵
بند سوم : مسئولیت مدنی   ۵۵
گفتار سوم : بررسی مقایسه ایی تخلفات انتظامی در قوانین سالهای ۱۳۱۶ و ۱۳۵۴  ۵۶
فصل دوم: مراحل شکل گیری پرونده انتظامی سردفتران در پرتو دادرسی عادلانه
مبحث اول: بازرسی و فرایند رسیدگی و مراجع نظارت و بازرسی از دفاتر در پرتو اصول دادرسی عادلانه. ۶۲
گفتار اول: بازرسی و فرایند رسیدگی و توجه به اصول دادرسی منصفانه  ۶۲
بند اول : تشکیلات دادسرای انتظامی   ۶۵
بند دوم : جهات رسیدگی   ۶۶
بند سوم : ترتیب و تشریفات رسیدگی   ۶۷
بند چهارم : تشکیلات دادسرای انتظامی   ۶۹
بند پنجم : نحوه رسیدگی   ۷۰
بند ششم : ابلاغ  اوراق  ۷۲
بند هفتم : دادگاه انتظامی و تشکیلات آن  ۷۲
بند هشتم : نحوه رسیدگی   ۷۳
بند نهم : مجازاتهای انتظامی و  تجدیدنظر از آرای دادگاه انتظامی در پرتو دادرسی عادلانه  ۷۵
گفتار دوم: مراجع نظارت وبازرسی از دفاتر در جهت پیشبرد دادرسی عادلانه  ۷۶
بند اول :   بازرسی سازمان ثبت اسناد واملاک کشور  ۷۶
بند دوم :   بازرسان کانون سردفتران و دفتریاران: ۷۸
بند سوم :  سازمان بازرسی کل کشور: ۷۹
بند چهارم :  سایر مراجعی که حق تعقیب سردفتر را دارند  ۸۰
مبحث سوم : دادسرا و دادگاه انتظامی سردفتران از لوازم دادرسی عادلانه. ۸۷
گفتار اول: دادسرای انتظامی سردفتران  ۸۷
گفتار دوم: دادگاه بدوی انتظامی سردفتران  ۸۹
مبحث چهارم: اداره امور اسناد و سردفتران در جهت پیشبرد اصول دادرسی عادلانه. ۹۵
فصل سوم  : انواع مجازاتهای انتظامی سردفتران و دفتریاران وتضمین های لازم برای رسیدگی منصفانه به آنها
مبحث اول : انواع مجازات انتظامی سردفتران و دفتریاران. ۹۹
گفتار اول : تعاریف    ۹۸
بند اول : تعاریف از دیدگاه صاحب نظران حقوق  ۹۸
بند دوم :  تعریف کلی مجازات انتظامی سردفتران و دفتریاران  ۱۰۰
گفتار دوم :  مبانی قانونی مجازاتهای انتظامی   ۱۰۲
بند اول :  ماده ۳۸ قانون دفاتر اسناد رسمی   ۱۰۲
بند دوم :  ماده ۴۲ قانون دفاتر اسناد رسمی  ؛ سلب صلاحیت و موارد آن  ۱۰۴
بند سوم :  ماده ۴۳ قانون دفاتر اسناد رسمی ؛ تعلیق و موارد آن  ۱۰۵
بند چهارم :  تفاوتهای چهارگانه  بین سلب صلاحیت و تعلیق  ۱۰۶
بند پنجم :   تبصره ماده ۱۰ قانون الحاق . : ۱۰۷
گفتار سوم: مرور زمان انتظامی و بعضی مباحث مربوط به آن  ۱۰۸
بند اول :  تعریف مرور زمان  ۱۰۹
بند دوم :  نظر فقهای شورای نگهبان  ۱۱۱
بند سوم :  نکاتی دیگر در مورد مرور زمان انتظامی : ۱۱۲
مبحث دوم : تضمین های ناظر به یک دادرسی منصفانه تخلفات انتظامی سر دفتران و دفتر یاران. ۱۱۳
گفتار اول :  حق دسترسی به محاکمه در دادگاه صالح، مستقل و بی طرف   ۱۱۴
گفتار دوم :  استقلال محکمه  ۱۱۶
بند اول : اصل تفکیک قوا ۱۱۶
بند دوم : استقلال قضات   ۱۱۸
گفتار سوم : بی طرفی دادرسی کیفری   ۱۲۲
بند اول : بی طرفی دادرس    ۱۲۳
بند دوم: بی طرفی اشخاص دخیل در پرونده ۱۲۵
بند سوم : استقلال و بی طرفی دادرسی در مقررات داخلی    ۱۲۵
گفتار چهارم : آئین دادرسی دادسرا  و دادگاههای بدوی و تجدیدنظر انتظامی سردفتران و دفتریاران  ۱۲۶
نتیجه گیری : ۱۳۰
منابع: ۱۳۲
الف) کتب: ۱۳۲
ب) قوانین و مقررات و مجلات: ۱۳۲
ج ـ منابع آئین نامه ای : ۱۳۴
د ـ منابع انگلیسی : ۱۳۲
چکیده :
ثبت اسناد و املاک، امروزه نقش بسزایی در تثبیت حقوق افراد ایفا می کند؛ به گونه ای که اسناد رسمی در شرایط کنونی، از برترین دلایل اثبات قضیه به شمار می روند. اما، کهنه بودن مقررات ثبتی،تاحدود زیادی نحوه رسیدگی به تخلفات ثبتی ، اتخاذ سیاست ها و رویه های غیر دقیق در این قلمرو، عدم توجه به بهره گیری از ابزار ها و سازوکارهای در جهت روزآمد کردن نحوه رسیدگی به جرایم و تخلفات ثبتی سبب شده است در برخی از موارد از اصول دادرسی منصفانه عدول کنیم . از موارد عدول از دادرسی منصفانه می توان به قانون دفاتر اسناد رسمی مصوب ۲۵ تیر ۱۳۵۴ و همچنین آیین نامه وزارت دادگستری مصوب ۱۷ دی ۱۳۵۴ حق تجدید نظر از احکام صادره را مورد توجه و تاکید قرار داده است. بدین منظور طبق ماده ۳۵ قانون مزبور در کنار دادگاه بدوی دادگاه تجید نظر پیش بینی شده است.  اما اگر در حین رسیدگی حکم تعلیق سر دفتر یا دفتر یار صادر شود . این حکم غیر قابل تجدید نظر و از  موارد عدول از اصول دادرسی منصفانه است .این پژوهش به صورت توصیفی تحلیلی و با بهره گرفتن از روش کتابخانه ایی به چگونگی رسیدگی به تخلفات سر دفتران و دفتر یاران دفاتر اسناد رسمی در پرتو اصول حاکم بر دادرسی منصفانه پرداخته است.
واژگان کلیدی: دفتر اسناد رسمی، ثبت اسناد، تخلف انتظامی،رسیدگی منصفانه ، دادگاه انتظامی
مقدمه

  • بیان مسأله:

همه می‌دانیم که نهاد تنظیم‌کننده سند، قدیمی‌ترین نهاد حقوقی در ایران باستان خصوصاً ایران پس از ظهور اسلام است. این نهاد از چنان اهمیتی برخوردار است که در تمام اعصار تاریخی پس از اسلام مورد توجه خاص بوده و مقررات آن مکرراً دست‌خوش تحول گردیده است.
از طرفی قضاوت و سردفتری از امور مهم دنیای امروز است که اهمیت و اعتبار آن بر هیچ‌کسی پوشیده نیست. خداوند متعال در سوره بقره بر مکتوب کردن معاملات تاکید فرموده و اشتغال به آن در اجرای دستور خداوند و بر افراد واجد شرایط، فرض شده است. علاوه بر آن امین بودن سردفتر از خصایص پیامبر عظیم‌الشأن اسلام(ص) نشأت می‌گیرد و امانت‌داری، رکن اصلی و افتخار دفاتر اسناد رسمی است.
بنابراین به لحاظ اهمیت و حساسیت و اعتبار و موقعیت این حرفه شریف و حفظ و حرمت آنان، قانونگذار در قوانین و مقررات مختلف، لزوم بازرسی عملکرد دفاتر و تخلفات آنان، را تبین کرده است تا اعمال و رفتارشان را زیر‌نظر داشته و در صورت تخطی، مجازاتی متناسب اعمال نماید.
نکته مهمی که در اینجا باید متذکر شد و یکی از حقوق‌دانان نیز بدان اشاره نموده، آن است که مقررات مربوط به تخلفات انتظامی سردفتران باید از صنف سردفتران تراوش کند. به عبارتی، متن تخلفات انتظامی باید از دل کانون سردفتران در آید و این سردفتران هستند که باید بنشینند و بگویند که چه اعمالی موجب کسر اعتبار برای ماست. از نظر این حقوق‌دان، قانون تخلفات انتظامی سردفتران مشروعیت ندارد یعنی در وضع و تنظیم این مقررات انتظامی صنفی با سردفتران و یا کانون سردفتران و دفتریاران مشورت نشده است، هر‌چند که قانون است.
این استاد حقوق کیفری، راه نجات دفاتر اسناد رسمی را استقلال سردفتران می‌داند و معتقد است که بازنویسی مقررات دفاتر اسناد رسمی از جمله تخلفات انتظامی باید با مشارکت گروه‌های کارشناسی خود کانون انجام شود و سپس به متون قانون تبدیل شود و به تصویب قوه‌مقننه برسد.
دادرسی منصفانه به عنوان مجموعه اصولی و قواعدی که رعایت آنها به همه قضات کیفری، حقوقی و اداری توصیه می‌شود، با تأخیری نسبتاً طولانی از نیمه قرن بیستم به این سو مطرح شده است. نخستین توجه بین‌المللی به دادرسی عادلانه به عنوان مجموعه‌ای از اصول حقوق بشری حاکم بر دادرسی‌ها در اعلامیه حقوق بشر مصوب ۱۹۴۸ صورت گرفت. با توجه به توضیحات فوق آین تحقیق درپی آن است که به چگونگی رسیدگی به تخلفات سر دفتران و دفتر یاران دفاتر اسناد رسمی در پرتو اصول حاکم بر دادرسی منصفانه بپزدازد.

  • اهمیت و ضرورت تحقیق :

هر حوزه ای از حقوق اقتضائات خاص خود را داراست و بنا بر طبیعتش برخی اعمال مختص حوزه خاصی از حقوق است و هر چند نوعاً دانشجوی حقوق با اعمالی آشنا می شود که کاربرد عملی بیشتری در جامعه داشته باشد و با حوزه های خاص آشنایی کمتری پیدا می کند، ولی نباید رسیدگی به  جرایم را در حقوق کیفری فقط به حوزه های عمومی مانند سرقت و خیانت در امانت و چک پرداخت نشده محدود کرد.رسیدگی به جرایم سردفتران و دفتریاران در پرتو دادرسی عادلانه حوزه خاصی از  حقوق است و دانشجویان یا با این حوزه آشنا نیستند یا آشنایی کمتری دارند و کمتر مقاله یا کتابی هم به این حوزه می پردازد. پایان نامه   حاضر با درک این مهم به بیان اصول دادرسی منصفانه  سردفتران و دفتر یاران به  نقد و بررسی پرداخته و ابعاد مختلف دارسی به جرایم سردفتران و دفتر یاران را از جهات مختلف به نحو موشکافانه و با ارائه راهکارها و پیشنهاداتی سعی در کمک به حل مشکلات این حوزه کرده و در نهایت به   تجزیه و تحلیل می پردازد.

  • پیشینه تحقیق :

تا کنون در این زمینه پژوهش کامل و مدونی صورت نگرفته است و بیشتر پژوهش انجام شده ابعاد ونوع تخلفات و جرایم سر دفتران و دفتریاران  ، و نه نحوه رسیدگی به این تخلفات واینکه در رسیدگی به این تخلفات آیا اصول دادرسی منصفانه رعایت می شود یا خیر ، را بررسی کرده و ازموضوع این پایان نامه خارج است در نتیجه نیازی به اشاره به آنها احساس نگردید.

  • دلیل انجام تحقیق:

در کتب حقوق معمولاً از  دادرسی جرایمی بحث می شود که بیشتر مبتلا به جامعه می باشند و جرایمی که در قوانین خاص پیش بینی شده اند کمتر مورد نقد و بررسی قرار می گیرند. جرایم سردفتران و دفتریاران  جزء دسته اخیر است. عدم اعتناء به چگونگی رسیدگی به جرایم سردفتران و دفتریاران  از بعد دادرسی منصفانه به دلیل کم اهمیت بودن آنها نیست بلکه شاید به دلیل پیچیدگی خاص این جرایم است که پرداختن به آنها مستلزم آشنایی نگارنده یا دانشجو به مبانی اصلی بحث حقوق ثبت است که به دلیل ( متأسفانه) اختیاری بودن این درس در دانشکده های حقوق و نیز عدم وجود افراط مسلط به این حوزه از حقوق ، نوعاً این شاخه از حقوق مغفول مانده است.که در این پژوهش سعی شده است که مشکلات فوق مرتفع گردد.
۵) اهداف تحقیق :
به هر حال، در این تحقیق  تلاش شده است که مسؤولیت و تخلفات انتظامی سردفتران را از مسؤولیت جزایی منفک کرده و بیشتر بحث روی چگونگی رسیدگی به این تخلفات ، عادلانه بودن رسیدگی مد نظر می باشد. همچنین باقوانین و مقررات پراکنده در این زمینه آنها را از جهت موضوع دسته‌بندی نموده و بنای این نوشته بر این است که به کیفیتی ارائه شود تا برای همگان قابل استفاده باشد.

  • سؤالات تحقیق:

۱- قانون گذار برای رسیدگی به تخلفات سردفتران و دفتریاران چه تمهیداتی اندیشیده است؟
۲- در صورت تخلف سردفتران یا دفتریاران آیا اصول رسیدگی منصفانه در مورد آنها اجرا می شود؟
۳-با توجه به آیین رسیدگی کنونی و نحوه رسیدگی به تخلفات لازم است که در نحوه رسیدگی تجدید نظر شود؟

تعداد صفحه:۱۴۶

قیمت : ۳۷۵۰۰ تومان

بلافاصله پس از پرداخت، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار میگیرد و  همچنین فایل خریداری شده به ایمیل شما نیز ارسال می شود

پشتیبانی سایت :                 asa.goharii@gmail.com

پایان نامه چگونگی تشکیل پرونده شخصیت در نظام کیفری

 پایان نامه رشته حقوق

واحد کرمانشاه
دانشگاه آزاداسلامی
واحد کرمانشاه
دانشکده تحصیلات تکمیلی
پایان نامه جهت دریافت کارشناسی ارشد رشته حقوق (M.A)
 
عنوان:
چگونگی تشکیل پرونده شخصیت در نظام حقوق کیفری ایران
 
 
مرداد ۹۲
فهرست مطالب
چکیده ۱
مقدمه. ۲
فصل اول: کلیات ۴
مبحث اول: روش تحقیق. ۵
الف) بیان مسأله اساسی تحقیق به طور کلی. ۵
ب) اهمیت و ضرورت انجام تحقیق. ۷
ج) مرور ادبیات و سوابق مربوطه. ۸
د) اهداف تحقیق. ۸
اهداف فرعی: ۸
هـ) سؤالات تحقیق. ۹
و) فرضیه های تحقیق. ۹
ز) روش شناسی تحقیق. ۹
مبحث دوم: مفاهیم، مبانی و تاریخچه تشکیل پرونده شخصیت ۱۰
گفتار اول: تعریف شخصیت ۱۱
الف) تعریف لغوی شخصیت ۱۱
ب) تعریف عمومی شخصیت یا معنای عام شخصیت ۱۲
ج) تعریف روانشناسی شخصیت ۱۲
گفتار دوم: عوامل موثر در شکل گیری و شناسایی شخصیت ۱۴
الف) عوامل تعیین کننده شخصیت ۱۴
۱-عامل های زیستی (وراثت) ۱۴
۲-عامل های اجتماعی. ۱۴
۳-عامل های فرهنگی. ۱۴
۴-عامل های موقعیتی. ۱۴
ب) عوامل سازنده سازمان شخصیت ۱۵
۱-محیط قبل از تولد. ۱۵
۲-تجربیات نخستین. ۱۵
۳-آموزشگاه ۱۶
۴-فرهنگ جامعه. ۱۶
ج) اساس و تأثیر مؤلفه های جدید در سازمان شخصیت ۱۷
۱-بنای سازمان شخصیت بر مؤلفه های جدید. ۱۸
۲-اختلال در مؤلفه های سازمان شخصیت ۲۰
گفتار سوم: شناخت شخصیت مجرمانه و بررسی راه های درمان آن. ۲۱
الف) جایگاه شخصیت مجرمانه. ۲۱
ب) تعریف شخصیت مجرمانه. ۲۲
۱-خودبینی (خودمداری) ۲۳
۲-عدم استقرار (ناپایی) ۲۳
۳-پرخاشگری (حالت تهاجمی) ۲۴
۴-بی تفاوتی عاطفی. ۲۴
۵- متغیرها ۲۵
ج) خصوصیات شخصیت مجرمانه. ۲۷
د) چگونگی شناخت شخصیت مجرمانه. ۲۸
۱-نظریه نشانه ها ۲۸
۲-نظریه مقتضیات ۲۸
۳-طبقه بندی بزهکاران. ۲۹
۱-۳-طبقه بندی کرچمر: ۲۹
۲-۳- طبقه بندی شلدون: ۳۰
ه)اهداف شناخت شخصیت مجرمانه. ۳۱
و) روش های درمان شخصیت های مجرمانه. ۳۲
گفتار چهارم: تاریخچه تشکیل پرونده شخصیت در دوران های مختلف ۳۴
الف: دوران نخستین. ۳۴
۱-دوران انتقام خصوصی. ۳۴
۲-دوران دادگستری خصوصی. ۳۵
۳-دوران دادگستری عمومی. ۳۶
ب: پیدایش مکاتب کیفری در دوران معاصر. ۳۷
۱-مکتب کلاسیک ۳۷
۲-مکتب نئوکلاسیک ۳۹
۳-مکتب تحققی (اثباتی) ۴۱
۱-نفی اختیار و آزادی اراده انسان (جبری بودن پدیده بزهکاری) ۴۲
۲-عدم مسئولیت اخلاقی. ۴۴
۴-مکاتب دفاع اجتماعی. ۴۴
۱-۴. مکتب دفاع اجتماعی افراطی. ۴۵
۲-۴. مکتب دفاع اجتماعی نوین. ۴۶
فصل دوم: چگونگی شناسایی شخصیت (ابسرواسیون) و تشکیل پرونده شخصیت ۴۸
چگونگی شناسایی شخصیت (ابسرواسیون) ۵۰
گفتار اول: اقسام جرم شناسی بالینی. ۵۱
الف) جرم شناسی بالینی در محیط آزاد ۵۱
۱-مزایای جرم شناسی بالینی در محیط آزاد ۵۱
۲-اشکالات جرم شناسی بالینی در محیط آزاد ۵۲
ب) جرم شناسی بالینی در محیط بسته. ۵۲
۱-مزایای جرم شناسی بالینی در محیط بسته. ۵۲
۲-اشکالات جرم شناسی بالینی در محیط بسته. ۵۳
گفتار دوم: مراحل مختلف جرم شناسی بالینی (ابسرواسیون) ۵۳
الف) ابسرواسیون در مرحله تحقیقات مقدماتی. ۵۳
ب) ابسرواسیون ضمن محاکمه و پس از محکومیت ۵۴
گفتار سوم: روش های ارزیابی شخصیت جهت تشکیل پرونده شخصیت ۵۴
الف) تحقیق و پژوهش اجتماعی. ۵۵
ب) آزمایش پزشکی. ۵۶
ج) آزمایش روانپزشکی. ۵۷
د) آزمایش روانشناسی. ۵۷
هـ) آزمایش ها و پژوهش های دیگر. ۵۸
مبحث دوم: فرآیند تشکیل پرونده شخصیت ۵۹
گفتار اول: انواع پرونده شخصیت ۵۹
الف) پرونده شخصیت در دادرسی های اطفال و نوجوانان بزهکار. ۵۹
ب) پرونده شخصیت در دادرسی های کیفری بزرگسالان. ۶۲
گفتاردوم: فردی کردن کیفر با تشکیل پرونده شخصیت ۶۴
الف) مفهوم فردی کردن کیفر. ۶۴
ب) مراحل فردی کردن کیفر. ۶۵
۱-فردی کردن تقنینی. ۶۵
۲-فردی کردن قضایی. ۶۶
۳-فردی کردن اجرایی. ۶۷
گفتار سوم: محاسن تشکیل پرونده شخصیت ۶۸
الف) نابودی اعمال ضداجتماعی. ۶۹
ب) جلب اعتماد مردم ۶۹
ج) رعایت عدالت ۷۰
د) اصلاح بزهکار و ممانعت او از تکرار جرم ۷۱
فصل سوم: ضرورت تشکیل پرونده شناسایی شخصیت در مراحل مختلف  رسیدگی کیفری. ۷۲
مبحث اول: مراحل تشکیل پرونده شخصیت ۷۵
گفتار اول: تشکیل پرونده شخصیت در مرحله تحقیقات مقدماتی و تعقیب ۷۵
الف) صدور قرار تأمین. ۷۷
ب) تعلیق تعقیب ۷۹
ج) استنطاق و بازجویی. ۸۰
د) بازداشت موقت ۸۱
گفتار دوم: مراجعه به پرونده شخصیت در مرحله تعیین مجازات ۸۲
الف) شخصیت بزهکار و اصل فردی کردن مجازات ها ۸۳
ب) شخصیت بزهکار و نهاد تعلیق مجازات ۸۵
۱-فلسفه تعلیق مجازات ۸۶
۲- شروط اعطای تعلیق مجازات ۸۷
ج) تأثیر شخصیت بزهکار بر شدت مجازات ۸۸
۱-تخفیف مجازات ۸۹
۲-تشدید مجازات ۹۰
مبحث دوم: اجرای حکم با درنظرگرفتن شخصیت بزهکار. ۹۰
گفتار اول: شخصیت بزهکار و نهاد آزادی مشروط. ۹۲
الف) فلسفه آزادی مشروط. ۹۲
ب) شروط اعطای آزادی مشروط. ۹۳
گفتار دوم: شخصیت بزهکار و نهاد عفو و بخشودگی. ۹۴
الف) عفو عمومی یا عام ۹۵
ب) عفو خصوصی یا خاص. ۹۶
گفتار سوم: اهمیت تشکیل پرونده شخصیت برای زندانیان. ۹۷
الف) روش های اصلاحی و تربیتی. ۹۸
۱-روش تدریجی یا ایرلندی. ۹۸
۲-روش منطبق با شخصیت ۹۸
ب) طبقه بندی زندانیان. ۹۸
فصل چهارم: موانع و دشواری های بکارگیری پرونده شخصیت ۱۰۱
مبحث اول: انتقادات وارد بر اعتبار پرونده شخصیت ۱۰۲
مبحث دوم: انواع موانع. ۱۰۴
گفتار اول: موانع قانونی. ۱۰۴
الف) فقدان الزام قانونی جهت تشکیل پرونده شخصیت ۱۰۴
ب) تراکم پرونده های کیفری و آثار آن. ۱۰۵
ج) تنوع نداشتن ضمانت اجراها ۱۰۶
د) محدودیت قضات در تعیین ضمانت اجراها ۱۰۷
گفتار دوم: موانع قضایی. ۱۰۸
الف) فقدان آموزش تخصصی جهت تشکیل پرونده شخصیت ۱۰۸
ب) تخصصی نبودن انتصاب قضات ۱۰۸
گفتار سوم: موانع اجرایی. ۱۰۹
الف) زمانبر بودن تشکیل پرونده شخصیت ۱۰۹
ب) کمبود امکانات مالی جهت تشکیل پرونده شخصیت ۱۰۹
ج) کمبود آزمایشگاه های مجهز به نیروی متخصص و فناوری پیشرفته. ۱۱۰
فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهاد ۱۱۱
منابع. ۱۱۷
پیوست ها ۱۲۶
 
 

چکیده

اشتغال ذهنی بشر به مسأله جرم و مبارزه با ارتکاب جرم شاید به قدمت تشکیل اولین جوامع در بدوی­ترین اشکال خود بوده باشد ولی علیرغم قدمت و گذشت زمان طولانی بر این موضوع، طرح آن هیچ وقت کهنه نشده و پیوسته به عنوان موضوعی زنده و قابل بحث وجود داشته است. بنابراین مطالعه شخصیت انسان نیز از دوران قدیم مورد توجه بوده است و نظریات مختلفی دراین باره عنوان شده است.
تحت تأثیر اندیشه های مکتب تحققی، دفاع اجتماعی و به ویژه دفاع اجتماعی نوین، کاربرد اصطلاح «پرونده شخصیت» و «گزارش پیش از تعیین ضمانت اجرا» در نظام های کیفری دنیا متداول شد. همچنین در کنگره های بین المللی حقوق جزا و علم زندان ها تأکید شد که کیفر باید متناسب با شخصیت و حالت خطرناک مجرم باشد و اصل فردی کردن مجازات ها باید در قوانین کشورها پذیرفته و اجرا شود. به بیان دیگر سیاست اصلاح و درمان به عنوان شاخه ای از جرم شناسی بالینی موفق نخواهد شد مگر از راه شناسایی شخصیت مجرم و تشکیل پرونده شخصیت که ابزاری برای اجرای این سیاست است.
پرونده شخصیت که ضرورت تشکیل آن برای فرآیند کیفری از نیمه دوم سده بیستم مورد توجه قرار گرفته است حاوی نتایج و آزمایش های روان شناسی، پزشکی و اجتماعی درباره متهم و محکوم است. دست اندرکاران عدالت کیفری با مطالعه این نتایج و به طور کلی اقدامات انجام یافته، سعی در تطبیق مجازاتها، اقدامات تأمینی و تربیتی و به طور کلی تصمیم های قضایی با شخصیت متهم یا بزهکار دارند.
تشکیل چنین پرونده ای در حقوق کیفری ایران در برخی قوانین از جمله در مواد ۲۲ و ۲۵ ق.م.ا. و مواد ۳۷، ۳۹، ۵۹ و ۶۳ لایحه مجازات اسلامی ۱۳۹۰ و نیز در مواد ۴۷ و ۶۴ آئین نامه اجرائی سازمان زندان ها و اقدامات تأمینی و تربیتی کشور به طور ضمنی یا صریح مورد توجه قرار گرفته است. با این وجود در ایران تشکیل چنین پرونده ای در مراحل رسیدگی کیفری الزامی نیست و این در حالی است که در برخی کشورها مانند فرانسه تشکیل پرونده شخصیت در مرحله تحقیقات مقدماتی در مورد جرائم جنایی الزامی است و در مقام اعطای تعلیق و آزادی مشروط نیز رجوع به پرونده شخصیت ضرورت دارد.[۱]
با این وصف، پرونده شخصیت عبارت است از مجموعه آزمایش های جسمی و روانی و پژوهش های جامعه شناختی برای شناسایی شخصیت مجرم. گردآوری اطلاعات دقیق، مصاحبه کامل، مشاهده و معاینه علمی مجرم برای تشکیل پرونده شخصیت به تلاش و همت گروهی از متخصصان علوم مختلف مانند روانشناسی، پزشکی، روانپزشکی، جامعه شناسی، مددکاری و غیره بستگی دارد. این پرونده در فرآیند کیفری و پساکیفری کاربردهای بسیاری دارد که اهمیت و ضرورت تشکیل پرونده شخصیت را نشان می دهند.
با وجود اینکه طی سالها مطالعه و تجربه ضرورت تشکیل پرونده شخصیت و اهمیت آن در فرآیند کیفری و پساکیفری بیش از پیش آشکار شده است اما متأسفانه موانع و چالش هایی برای بکارگیری و بهره­مندی از مزایای آن وجود دارد و به ویژه جایگاه این پرونده درنظام کیفری ایران مطلوب نیست. بنابراین کارکرد پرونده شخصیت در ایران، در زمینه اصلاح و درمان مجرمان مورد توجه کافی قرار گرفته است.
واژگان کلیدی: شخصیت، پرونده شخصیت، جرم شناسی بالینی، اصلاح و درمان، حالت خطرناک
 

مقدمه

شخصیت در لغت به معنی شرافت، نجابت، بزرگواری، مرتبه و درجه آمده است، شخصیت از دیدگاه روان­شناسی با آنچه در اصطلاح عامیانه متداول است متفاوت می باشد. شخصیت ترجمه کلمه personality است و از واژه persona مشتق شده است، پرسونا به معنی ماسکی بود که در قدیم بازیگر تئاتر به چهره خود می زد و آن را تا آخر نمایش نگه می داشت. در تعریف شخصیت باید گفت «شخصیت یعنی عنصر ثابت رفتار فرد، شیوه بودن او و بطور کلی آنچه همراه با او هست و موجب تمایز او از دیگران می شود.»[۲]
از آنجا که عوامل موثر در شکل گیری شخصیت و تکوین آن مشتمل بر عوامل مختلفی است که از آن جمله می توان به عامل ژنتیک، وراثت و محیط اشاره کرد و همچنانکه از دیرباز در میان فلاسفه و متفکران درخصوص جبر و اختیار اختلاف نظر وجود داشته در جرم شناسی نیز اصل اختیار و آزادی در بزهکاری و همچنین تئوری جبر در بزهکاری هر کدام طرفدارانی دارد.
جرم شناسان در بررسی چگونگی تکوین پدیده جزایی در جامعه، علل جرم زایی را به عوامل فردی، روانی، محیطی و اجتماعی تقسیم می نمایند. سن، جنسیت، وراثت، اختلالات و عقده های روانی، نابسامانی های خانوادگی، طلاق، بیکاری، بی سوادی، اعتیاد، فقر فرهنگی و اقتصادی به عنوان بزرگترین عوامل جرم زا، نقش انکارناپذیری در زایش ناهنجاری های اجتماعی همچون جرم دارند.
در نظام حقوقی ایران طبق ماده ۳۸ آئین نامه اجرایی سازمان زندان ها و اقدامات تأمینی و تربیتی مصوب ۱۳۸۴ شناخت شخصیت محکومان به حبس و کشف و حل مشکلات شخصی، خانوادگی و اجتماعی آنان با کسب نظر روان شناسان و ضبط این اطلاعات در پرونده شخصیت صریحاً ذکر شده و مطابق بند «ک» ماده ۱۸ آئین نامه مذکور، تهیه آمار و اطلاعات جهت استفاده در امور اجرایی و مطالعات کیفر شناسانه لازم دانسته شده است.[۳]
با عنایت به اینکه ضرورت تشکیل پرونده شناسایی شخصیت بزهکار در امور کیفری از ضروریات یک دادرسی عادلانه کیفری است و این مسأله مخصوصاً در مرحله اتهامی یا دادسرا با حقوق دفاعی متهم و دفاع از اصل آزادی و حقوق فردی متهمان ملازمه دارد و این مسأله در حقوق کیفری ایران به سکوت برگزار شده است و فقط در یک مورد از این پرونده صحبت به میان آمده و آن هم در مرحله اجرای مجازات حبس که در آئین نامه سازمان زندانها و اقدامات تأمینی و تربیتی مندرج است که وافی به مقصود نمی باشد. لذا به منظور تعدیل عوامل زمینه ساز بزهکاری و در نتیجه مشاهده سیر نزولی آمار جرائم، تشکیل پرونده شخصیت متهم (نه فقط محکومان به حبس) در تمام مراحل دادرسی و اتکا به این پرونده جهت صدور حکم لازم و ضروری است.

فصل اول

کلیات

 

 
 
 
 

مبحث اول: روش تحقیق

الف) بیان مسأله اساسی تحقیق به طور کلی

یکی از مسائل مهم که شاید در کشور ما به آن توجهی نشده است و یا طی چند سال اخیر با اقتباس از کشورهایی نظیر انگلستان به تازگی مورد بررسی قرار گرفته است مسئله پرونده شخصیت و بررسی تأثیر آن بر اصلاح و بازپروری اجتماعی مجرمین و جلوگیری از تکرار جرم می باشد. هر اجتماعی طبق آداب و رسوم، اعتقادات مذهبی، اوضاع اجتماعی، اقتصادی و سیاسی دارای اصول و قواعدی است که اگر فردی اصول و قواعد مزبور را رعایت نکند در انظار عمومی قابلیت انطباق اجتماعی نداشته و دارای حالت خطرناک و در مظان ارتکاب جرم است.
شخصیت عبارت است از تمامیت جسمانی، روانی و اجتماعی فرد. با توجه به این تعریف می توان شخصیت هر فرد را از سه جنبه مورد مطالعه قرار داد: زیست شناسی، روانشناسی و جامعه شناسی. از جنبه زیست شناختی ویژگی هایی مانند سن، جنس، رنگ پوست، نژاد و اندام مورد بررسی قرار می گیرد و به لحاظ روان شناختی، عواطف، تمایلات، نیروی اراده، قوای عاقله، رفتار و مانند آن مورد توجه است. از منظر جامعه شناختی نیز وضعیت خانوادگی و اجتماعی هر فرد مطالعه می شود.
اجرای روش های اصلاحی، تربیتی و یا درمانی به منظور تغییردادن رفتار و کردار و عادت دادن به زندگی عادی اجتماعی انجام می گیرد. طرز اجرای هر روشی بایستی منطبق با شخصیت هر فرد با خنثی نمودن و رفع عوامل جرم زا باشد تا وضع واکنشی، احساسات و تأثرات را تغییر داده، ذوق و استعداد افراد را شکوفا سازد. برای نیل به این هدف بزهکاران و افراد در حالت خطرناک باید از لحاظ سن، ابتلا به بیماری های مختلف، اعتیاد و مدت محکومیت از یکدیگر تفکیک و برنامه های اصلاحی، تربیتی یا درمانی در مورد آنان اجرا شود. به طور خلاصه در جرم شناسی بالینی، هدف انطباق دادن بین روش های خاص با شخصیت بزهکار و تعیین حالت خطرناک و قدرت سازگاری فرد با محیط اجتماعی برای پیشگیری از تکرار و ارتکاب جرم است.[۴] همچنین با تشکیل پرونده شخصیت علاوه بر آزمایش جسمی و روانی، وضع خانوادگی و محیط اجتماعی نیز مورد تحقیق و پژوهش قرار گرفته با تشخیص حالت خطرناک روشی منطبق با شخصیت فرد آزمون شونده پیش بینی می گردد.[۵]
[۱] – نشریه حقوق «آموزه های حقوق کیفری» پاییز و زمستان ۱۳۹۰، شماره ۲.
[۲] – گنجی، حمزه، روان شناسی عمومی، چاپ یازدهم، تهران، نشر ساوالان، ۱۳۷۸، ص۳۰۸.
[۳] – حافظی، گلنوش، ضرورت تشکیل پرونده شخصیت مجرمان، کارشناس حقوق جزا و جرم شناسی (مقاله).
[۴] – دانش، تاج زمان، مجرم کیست، جرم شناسی چیست، چاپ دوم، تهران، انتشارات کیهان، ۱۳۸۴، ص۴۱۸.
[۵] – دانش، تاج زمان، مجرم کیست جرم شناسی چیست، پیشین، ص۴۰۷.

تعداد صفحه:۱۴۳

قیمت : ۳۷۵۰۰ تومان

بلافاصله پس از پرداخت، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار میگیرد و  همچنین فایل خریداری شده به ایمیل شما نیز ارسال می شود

پشتیبانی سایت :                 asa.goharii@gmail.com

پروپوزال تأثیر جهانی شدن بر رشد تروریسم در افغانستان

این پایان نامه هنوز انجام نشده است
فرم شماره یک
فرم اجمالی عنوان پایان نامه
این قسمت توسط اداره ی تحصیلات تکمیلی پر می شود
شماره : تاریخ تحویل: تاریخ بررسی:
تصویب شد: اصلاح شود: اصلاح و در بورد مطرح شود: رد شد:
موارد اصلاح/ دلایل رد:
بورد بررسی دانشگاه در مورد پیش نویس ایراییه شده خواهان وارد نمودن اصلاحات ذیل برای تصویب موضوع میباشد .
۱- ۲- ۳-
۱- عنوان پایان نامه :
فارسی :
تأثیر جهانی شدن بر رشد تروریسم در افغانستان
لاتین :
The effect of globalization on the growth of terrorism in Afghanistan
2- مشخصات دانشجو:
نام: تخلص الم شماره دانشجویی :
رشته : روابط بین الملل گرایش: نیو لیبرال کریدت های گذارنده: ۲۲
شماره تلفن: ایمیل: تاریخ و امضا:
۳- مشخصات استاد راهنما:
نام: : تخلص: تخصص اصلی :
مدرک تحصیلی : رتبه علمی کدر/ مدعو:
شماره تلفن ایمیل: تاریخ و امضا:
۴- نوع تحقیق:
بنیادی ● کاربردی توسعه ای
۵- تبیین موضوع:
در عصر حاضر، تروریسم دیگر با مفهوم کلاسیک که در گذشته بیشتر یک اقدام فردی با تأثیرگذاری محدود بود، قابل تحلیل نیست. بیش از سه دهه است که تروریسم از مرزهای ملی کشورها و حتی از یک موضوع منطقه‌ای فراتر رفته و به یک موضوع فراملی و بین‌المللی تبدیل شده است. به عنوان مثال، گروه‌های ترویستی مانند القاعده، داعش، طالبان و سایر دسته‌ه ای فعال در خاورمیانه، مرزهای ملی کشورها را به رسمیت نمی ‌شناسند و اقدامات‌ نیز فراتر از کشورها، تمام کشورها را هدف قرار داده است. به عبارت دیگر، تروریسم نیز مانند بسیاری از موضوعات دیگر، جهانی شده است و تحلیل علل این جهانی شدن تروریسم و تأثیرگذاری آن نیز در سطح کلان و فراتر از مرز ملی کشورها امکانپذیر است.
در گذشته، مرزهای ملی و حاکمیت ملی کشورها مانع کارآمد و مناسبی برای محدود کردن تحرک و اقدامات گروه‌های تروریستی به شمار می ‌رفت. تجربه دو دهه گذشته، به ویژه حمله ۱۱ سپتامبر و تحولات بعد از آن ثابت کرده است که مرزهای ملی، حاکمیت کشورها بر مرزها و سرزمین‌هایشان، مکانیسم‌های حقوقی بازدارنده و حتی مبارزه هماهنگ جهانی نتوانسته است از تحرک گروه‌های تروریسی در ورای مرزها و حاکمیت کشورها جلوگیری کند. تروریسم اکنون به یک پدیده سیال و فراملی تبدیل شده است که توانسته است امنیت کشورها را به چالش بکشد، بر روابط بین کشورها تأثیر بگذارد و حتی نظم موجود نظام بین‌الملل را به مبارزه بطلبد.
سوال بنیادی این است که چه عواملی باعث سرعت رشد تروریسم و دگردیسی آن از یک موضوع فروملی به یک پدیده فراملی شده است؟
جهانی شدن به عنوان یک موج قدرتمند، تمام ابعاد زندگی بشر امروز را متأثر ساخته است. گسترش و همه‌ گیر شدن ابزارهای ارتباطی به عنوان مبنای اصلی جهانی‌ شدن، زمینه را برای جهانی ‌شدن سایر موضوعات مانند اقتصاد، فرهنگ، حقوق، سیاست و ارزش‌های مشترک فراهم کرده است.
جهانی ‌شدن در بعد فرهنگی و سیاسی، در بعضی از کشورهای جهان سوم، به عنوان مثال کشورهای اسلامی، مرزهای اعتقادی و باورهای دینی را دچار تغییر و تزلزل کرده است؛ یا دست‌ کم پیروان برخی از باورهای دینی احساس می‌ کنند که فرهنگ و باورهای شان مورد تهاجم فرایند جهانی‌ شدن قرار گرفته است. واکنش در برابر موج جهانی‌ شدن، حداقل در یکی از ابعادش بسیار افراطی و تند بوده که از درون همین واکنش گروه‌های تروریستی ظهور کرده است. به باور گروه های تروریستی که مبنای اعتقادی دارند، جهانی شدن از یک طرف مرزهای اعتقادی و فکری جامعه متعلق به آنان را دستخوش تهاجم و تغییر کرده است و در نتیجه آنان جهانی ‌شدن را به مثابه یک تهدید تلقی می‌کنند و همین احساس تهدید، انگیزه آنان را برای کشاندن اقدامات تروریستی شان به ورای مرزهای ملی بیشتر کرده است. از طرف دیگر، پدیده جهانی ‌شدن، تسهیلات بی ‌سابقه‌ ای را در اختیار آنان قرار داده است که تطبیق اهداف و اقدامات عملی را در سطح جهانی برای آنان امکانپذیر ساخته است.
جهانی ‌شدن ارتباطات و گسترش ابزارهای ارتباطی دیجیتالی، به گسترش ایدئولوژی گروه‌های تروریسی و همچنین مصونیت و مخفی ‌ماندن آنان از تعقیب دولت‌ها کمک کرده است. جهانی ‌شدن اقتصاد، منابع مؤثر اقتصادی را در اختیار آنان قرار داده است و از جانب دیگر، نقل و انتقال مخفیانه منابع مالی را برای آنان امکانپذیر کرده است. جهانی‌ شدن فرهنگ و سیاست که نظام اعتقادی و سیاسی جامعه محل زیست این گروه‌ها را دستخوش تحول و تزلزل کرده است، هم به عنوان عامل شکل ‌گیری گروه‌های تروریستی عمل کرده است و هم به مثابه یک ابزار تبلیغاتی و و سربازگیری مناسب آنان را قادر به بسیج پیروانش برای مبارزه با نظم موجود جهانی کرده است. برایند نهایی این فعل و انفعالات، شکل ‌گیری گروه‌های تروریستی فراملی است که به صورت بالقوه و بالفعل، امنیت ملی کشورها با چالش و تهدید مواجه ساخته است.
با توجه به آنچه که در بالا گفته شد، این تحقیق تلاش خواهد کرد تا تأثیر فرایند جهانی ‌شدن را بر رشد گروه‌های تروریستی از دو منظر، یعنی هم به عنوان یک عامل ظهور این گروه‌ها و هم به مثابه یک ابزار مناسب سهولت‌ بخش برای آنان، تحلیل کند. در مرحله بعدی، این تحقیق تأثیر اقدامات گروه‌های تروریستی را که فراتر از مرزهای ملی کشورها عمل می‌کنند، بر امنیت کشورها مورد تحلیل و ارزیابی قرار می دهد.
۶- سوال های تحقیق:
الف- سوال اصلی:
جهانی شدن چه تأثیری بر رشد تروریسم در افغانستان داشته است؟
ب- سوال های فرعی:
۱- کدام عوامل در جهانی شدن تروریسم نقش مهمی داشته اند؟
۲- تروریسم جهانی دارای چه ویژگی ها، اهداف و انگیزه هایی می باشد؟
۷- فرضیه تحقیق
جهانی‌ شدن، به عنوان یک عامل واکنشی در شکل ‌گیری گروه‌های تروریستی و نیز به عنوان بستری برای تسهیل و مخفی ماندن ارتباطات، نقل و انتقال منابع مالی و پخش و نشر اندیشه‌ و تفکر آنان، باعث شکل ‌گیری و رشد گروهای تروریستی فراملی و تضعیف امنیت کشورها بالخصوص افغانستان شده است.
فرضیه های فرعی
۱- جهانی شدن فرهنگ و سیاست به عنوان یک عامل واکنش برانگیز و جهانی شدن ارتباطات به عنوان یک پدیده سهولت بخش نقش مهمی در جهانی شدن تروریسم داشته است.
۲- تروریسم جهانی با بهره گیری ازتکنولوژی های مدرن تسلیحاتی و ارتباطی متضمن خشونت بسیار با عملیات وسیع، مخرب و حمله پیش بینی نشده بر علیه افراد، گروه ها و ملت ها به منظور دفاع از ارزش ها و باورهای اعتقادی خویش نظم و ساختار فعلی روابط بین کشورها می باشد.
چارچوب نظری تحقیق
این تحقیق بر اساس چهارچوب نظری نیولیبرالسیم بنا یافته است. نیو لیبرالسیم یکی از نظریه‌های روابط بین‌الملل است که سیاست‌های جهانی را بر اساس همکاری دولت‌ها و تعدد بازیگران تعریف می‌کند.این مکتب معتقد است که روابط بین الملل ماهیتآ خشونت آمیز نیست و جنگ نیز یک استثنا است . بنابرین حتی درشرایط بی نظمی و فقدان یک حکومت مرکزی در سطح جهان یا همان حالت آنارشی، می توان به کمک نهاد ها و سازمان های بین المللی به همکاری های بین المللی دست یافت .
از دید نیولیبرال ها جهانی شدن فرایندی است که طی آ‌ن شبکه های ارتباطی در سراسر جهان در هم تنیده شده و وضعیت وابستگی ‌‌‌‌‌‌‌متقابل به شدت پیچیده و افرایش یافته است. به بیان دیگر وابستگی متقابل وضعیت حاکم بر جهانی شدن است.آنان در کنار منافع مادی، منافع غیر مادی را ملاک تحلیل عقلانی قرار میدهند . نیولیبرال ها به کمرنگ شدن نقش حکومت و ازدیاد نقش سازمان ها و نهادهای بین المللی تآکید می کنند. کما این‌که برنقش حد اقلی حکومت نیز تاکید دارند و در ضمن انارشیک بودن نظام را نیز می پذیرند.
از سوی دیگر، تروریسم نیز به عنوان یک پدیده‌ی جانبی درعصرجهانی شدن تحول نموده است. این پدیده به رشد گروه های دهشت‌افکن کمک نموده تا اولا این گروه ها، سلاح های قدرتمندتری را بدست آورند، ثانیاً،تحول فوق العاده ای در ارتباطات و پردازش اطلاعات داشته باشند، ثالثاً، توانایی های خود را با استفاده ازکاربرد تکنولوژی های غیر نظامی برای بدست آوردن اهداف نظامی افزایش دهند. در نتیجه امنیت کشور های جهان را با خطر مواجه سازند.
با توجه به کارکردهای ایتلاف جهانی در مبارزه علیه تروریسم، در مواردی چون شکست داعش در سوریه و عراق، تحریم گروه ها و شبکه های تروریستی درسطح دنیا ، هدف قرار دادن ذخایر نفت و گاز دیرالزور در سوریه به عنوان منبع عمده تمویل داعش ، مبازره جهانی علیه تولید و قاچاق مواد مخدر، تحریم نمودن و قراردادن کشور های حامی تروریسم در لیست سیاه سازمان ملل، جامعه جهانی نیز دست آورد های داشته است. ولی از جانب دیگر گرو های تروریستی، نه تنها با کاربرد فناوری و تکنالوژی پیشرفته؛ همچون ابزاری برای رسیدن به اهداف خود استفاده کرده وحملات تروریستی خود را در ابعادی کمی و کیفی شدت بخشیده اند. از طرف دیگر با بهره گرفتن از شبکه های جهانی اطلاعاتی و رسانه های جمعی، سبب ایجاد ترس و وحشت بیشتر میان کشور ها شده اند. بنابرین رشد بیش از حد تجارت، گسترش ارتباطات و پشرفت تکنالوژی درعصر جهانی شدن، تأثیر فزاینده‌ای در رشد تروریسم جهانی داشته است. گروه های تروریستی از تکنالوژی، که یکی ازابعادی مهم جهانی شدن است منحیث ابزار سودمندی در راستای تحقق اهداف شان استفاده کرده اند. از این‌ رو تحقیق درموضوع “تاثیری جهانی شدن بر رشد تروریسم در افغانستان ” ضروری و دارای اهمیت می‌باشد .
۸- اهمیت و ضرورت تحقیق:
از ان جاییکه رشد تروریسم موجب به خطرافتادن امنیت جهانی گردیده و کشور ما (افغانستان) از سال ۲۰۰۱ بعد از حادثه ۱۱ سپتامبر برایالات متحده، قربانی حملات تروریستی گشته و هزینه های هنگفت و جبران ناپذیری در مبارزه با تروریسم پرداخته لازم است تا باعوامل رشد تروریسم و تاثیرگذاری ان بر امنیت کشورها اگاهی حاصل نمایم .از جانب دیگر تروریسم، به عنوان یک پدیده واکنشی در برابر فرهنگ غرب تلقی گردیده و گروه های تروریستی با بهره گرفتن از تکنولوژی که یکی از ابعاد جهانی شدن است امنیت کشورها را با خطر مواجه می کنند، اهمیت و ضرورت این تحقیق، ضروری پنداشته می شود. بالاخره با توجه به اینکه جهانی شدن، در رشد تروریسم و حملات گروه های تروریستی، نقش مهمی داشته و نیز گروه های تروریستی برای رسیدن به اهداف خود از مولفه های جهانی شدن من حیث یک ابزار استفاده می کنند و امنیت کشورها را با مخاطره جدی مواجه می سازند، تحقیقی صورت نگرفته است. لهذا اهمیت و ضرورت این تحقیق مهم تلقی می شود.
۹- پیشینه تحقیق:
با توجه به مطالعات اینجانب در خصوص عنوان موضوع پایان نامه ، کتاب، مقاله یا پایان نامه ای یافت نشد. اما در مورد موضوعات ذیل مطالبی یافتم.
محمود جلالی و زینب سادات موسوی ، جهانی شدن تروریسم: به بررسی تروریسم و راهکارهای حمایت مؤثر آسیب دیدگان و قربانیان آن پرداخته بودند.
آنها در مقاله خود چنین می نویسند: در حمایت از آسیب دیدگان جرایم تروریستی، اصل بر جبران خسارت های مادی و معنوی قربانیان از طریق نهادهای حقوق داخلی همچون مراجع خاص و بودجه عمومی کشورهاست. اما هنوز تعداد قابل توجهی از کشورها به دلایل گوناگون، مقررات حقوق بین الملل را به صورت کامل وارد حیطه کاربردی سیاست جنایی خود نکرده اند. به همین دلیل حمایت کافی از قربانیان بعمل نمی آید.
محسن قنبری، جهانی شدن و واگرایی: به تعریف جهانی شدن، ابعاد جهانی شدن، جهانی شدن اقتصاد، جهانی شدن فرهنگ پرداخته بود. او می گوید: جهانی شدن فرایندی است که چونان اختاپوس، عرصه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی بشر امروز را در چنبره سلطه خود درآورده و استقلال دولت ـ ملت ها را در جهان به چالش کشیده است. این پدیده همواره جلوه های نوینی را در دهکده جهانی از خود نشان داده و تفاسیر و پردازشهای متعدی را بوجود آورده و فراوانی رویکردها به این پدیده و قلمرو هژمونیک آن، موجب سردرگمی پژوهشگران این عرصه شده و ورود و خروج منطقی و جهان گسترانه به آن را با دشواری مواجه ساخته است.
صمد حکمتی، فرید احمد عزتی شورگلی، رضا عزتی، علی دهقانی، تأثیر جهانی شدن و کنترل فساد بر رشد اقتصادی کشورهای با درآمد سرانه پایین: درآمد سرانه متوسط و درآمد سرانه بالا به بررسی تأثیرات جهانی شدن بر اقتصاد کشورهای مختلف پرداخته بودند. این مقاله با بهره گرفتن از داده های تابلویی به بررسی اثرات کنترل فساد و جهانی شدن بر رشد اقتصادی کشورهای با درآمد سرانه بالا، کشورهای با درآمد سرانه متوسط و کشورهای با درآمد سرانه پائین، طی دوره (۲۰۱۰-۲۰۰۲) و در بین ۱۱۳ کشور مختلف جهان می پردازد.
هم چنین محمد علی ناجی راد در کتاب خود تحت عنوان «جهانی شدن تروریسم» به بحث و بررسی این موضوع پرداخته بود. ناجی راد در کتاب خود جهانی شدن تروریسم را از دیدگاه والتر لکوار چنین تعریف می کند: آن را تروریسمی با پسوند پست مدرن می نامد و دلیل آن را فروپاشی نظام دو قطبی که به آن چهره همواره توجیه گر مخوف ترین تروریست بوده است که از رویداد ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ متداول و به نقطه اوج خود رسیده که آسیب روحی عمیق بر آگاه و ناخودآگاه وارد کرده است.
جعفر حیدر قلی زاده، جمال بیگی و مسعود مطلبی، دگردیسی مفهومی تروریسم از منظر حقوق بین الملل: تروریسم پدیده ای جدید و نوظهور نه، بلکه یکی از پیچیده ترین موضوع هایی است که از زمان پیدایش حکومت ها به اشکال مختلف در سراسر جهان وجود داشته و قربانیان بسیاری را گرفته است. اما این پدیده در طول تاریخ به مرور زمان متناسب با شرایط نظام بین المللی، دگردیسی هایی در شکل و روش های اجرایی داشته است.
محمدرضا دهشیری، جهانی شدن و نظام بین الملل: سرعت تحولات در فرایند جهانی شدن سبب شده که نظام بین‌الملل به‌ ویژه پس از فروپاشی نظام دو قطبی، همچنان در حالت گذار و انتقالی باقی بماند. این موضوع نخست سبب تحول درماهیت قدرت شده، (گرچه همچنان نوعی نوسان بین چهره چهارم قدرت، یعنی قدرت گفتمانی یا قدرت نرم از یک سو و قدرت هوشمند از سوی دیگر وجود دارد)؛ دوم، نوع و تعداد بازیگران، به‌ گونه‌ ای تحول یافته که علاوه بر قدرت‌های بزرگ بین‌المللی، بازیگران منطقه ‌ای نیز به ایفای نقش می‌پردازند؛ همچنین در کنار دولت‌ها، نهادهای مدنی بین‌المللی، سازمان‌های مردم نهاد بین‌المللی، سازمان‌های بین‌الدول بین‌المللی، نهادهای چند جانبه غیر رسمی، احزاب، رسانه‌ها، قومیت‌ها، سندیکاها، شرکت‌های چند ملیتی، افراد و افکار عمومی بین ‌المللی نیز نقش آفرین شده‌اند که در مجموع موجب چند ضلعی شدن نظام بین‌الملل شده است؛ بنابراین با توجه به فرسایش حاکمیت دولت‌ها در کنار کم‌ رنگ‌ شدن مرزها، شاهد تغییر ظرف فعالیت و کارکرد دولت‌ها در فضای تعامل و رقابت با بازیگران فراملّی و فروملّی هستیم.
۱۰- ساختار اجمالی تحقیق
این تحقیق مشتمل بر ۴ فصل می باشد:
فصل اول: مقدمه و کلیات تحقیق
فصل دوم: تبیین ویژگی ها و عوامل جهانی شدن و جهانی شدن امنیت
فصل سوم: بررسی پیامدهای مثبت و منفی جهانی شدن
فصل چهارم: بررسی تأثیر جهانی شدن بر رشد تروریسم در افغانستان
۱۱- منابع تحقیق
۱. آلن ال فراست، (۱۳۷۹)، «جهانی شدن و امنیت ملی: دستور کاری استراتژیک»، فصلنامه گفتمان امنیت ملی.
۲. الخنسا، می، (۱۳۹۰)، «تروریسم صهیونیستی و مقابله با آن در حقوق بین الملل امروز، مجموعه مقالات ارائه شده در کنفرانس بین المللی ائتلاف جهانی علیه تروریسم برای صلح عادلانه، چاپ اول، تهران، نشر مجمع جهان صلح اسلامی.
۳. الشایب، عبدالرئوف، (۱۳۹۰)،« تروریسم بحرین و مسولیت جامعه بین المللی»، مجموعه مقالات ارائه شده در کنفرانس بین المللی ائتلاف جهانی علیه تروریسم برای صلح عادلانه، چاپ اول، تهران، نشر مجمع جهان صلح اسلامی.
۴. پورسعید، فرزاد، (۱۳۸۸)، « تحول تروریسم در روابط بین الملل» فصلنامه راهبردی، سال دوازدهم، ش ۴.
۵. تقاء، احمد رضا و علمایی، داود، (۱۳۸۳)، «استراتژی نظامی و وضیعت نیروی امریکادر قرن بیست و یکم»، کتاب شناسی تفصیلی تروریسم،چاپ اول،تهران، نشر دفتر مطالعات بین المللی مبارزه با تروربیسم دانشگاه آزاد اسلامی.
۶. حیدر قلی زاده، جعفر، (۱۳۹۲)، تروریسم هسته ای و اقدامات جهانی جهت مقابله حقوقی آن»، مجموعه مقالات پنجمین همایش مجازی بین المللی تحولات جدید ایران و جهان، دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین.
۷. خوشخو، بهرام، (۱۳۸۴)، « جهانی سازی؛ مولد و مبدأ تروریسم»، مجله بازتاب اندیشه، ش ۴۶.
۸. درشاوتیز، آلان ام، (۱۳۸۳)، تروریسم چرا عمل می کند؟ کتاب شناسی تفصیلی تروریسم، مرکز انتشارات علمی دانشگاه آزاد اسلامی.
۹. رضایی، صالح، (۱۳۹۰)، «حقوق بین الملل و مقابله با تروریسم هسته ای»، مجموعه مقالات ارائه شده در کنفرانس بین المللی ائتلاف جهانی علیه تروریسم برای صلح عادلانه، چاپ اول، تهران، نشر مجمع جهان صلح اسلام.
۱۰. سی پلیتر، استفان، (۱۳۸۳)، « Terrorism) تروریسم» کتابشناسی تفصیلی تروریسم، چاپ اول، تهران، نشر دفتر مطالعات بین المللی مبارزه با تروربیسم دانشگاه آزاد اسلامی.
۱۱. شریفیان، مرتضی، (۱۳۸۵)، «تروریسم، تداوم و تغییر»، مجله تاریخ معاصر، سال پنجم، ش ۵۱.
۱۲. طبیب، علیرضا، (۱۳۸۲)، « تروریسم تاریخ جامعه شناسی، گفتمان حقوق»، چاپ اول، تهران، نشر نی.
۱۳. عباس زاده فتح آبادی، مهدی (۱۳۸۹)، «القاعده پس از ۱۱ سپتامبر با تأکید بر عراق)، فصلنامه سیاست، مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دوره ۴۰، ش ۲.
۱۴. علیزاده طباطبایی، سید موسی، (۱۳۸۸)، «روند صلح در خاورمیانه، موانع و چالش ها»، مجموعه نشست های دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران.
۱۵. قهرمان پور، رحمان، (۱۳۸۵)، « تقابل آرمان گرایی درونی و واقع گرایی بیرونی در سیاست خارجی ایران در پوتو تحولات جدید»، فصلنامه مطالعات بین المللی، سال سوم، ش ۲.
۱۶. گزارش پژوهی راهبردی، (۱۳۸۱)، سومین شوک امنیتی ۱۱ سپتامبر.
۱۷. گزارش پژوهی راهبردی، ۱۳۸۱، مفهوم امنیتی حادثه ۱۱ سپتامبر.
۱۸. لگوار، والتر، (۱۳۸۳)، «تاریخ تروریسم»، کتابشناسی تفصیلی تروریسم، چاپ اول ،تهران، نشر دفتر مطالعات بین المللی مبارزه با تروریسم دانشگاه آزاد اسلامی.
۱۹. ناجی راد، محمدعلی، (۱۳۸۵)، « هانی شدن تروریسم و علل همکاری کشو ر های جهان علیه آن»، رساله دکترای دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران.
۲۰. هابر ماس، یورگن و ریدای ژاک، (۲۰۰۴)،« گفتگو با دو روشنفکر بزرگ درباره مفهوم تروریسم، روزنامه لومونر.
منابع انگلیسی
۱. Jacobovic, Simeha“ .The Ideology of Terror ‘ .Middle East focus, Vol. 4. September 1981. Edward mickolous, “Trends in International Terrorism”, in Marius H. Livingston, et al. 9Eds.), International Terrorism in Contemporary world. (Conn: Green wood Press, 1978)
2. Lequeur, W. “The Age Of Terrorism”, (Boston, Little Brown &Company 1987).
3. JENKINS, B., International Terrorism, Los Angeles: Crescent Publication, 1975.
4. Slann, Martin. and Schechter man Bernard, (Eds.), 1987 .Multidimensional Terrorism, (Boulder, Lynne Rienner Publisher ).
5. Tim Weiner, “Afghan Camps, Hidden in Hills, Stymied Soviet Attacks for Years “ , New York Times, August 24, 1998
6. Axtmann, Roland: ”Globalization and Europe”, Pinter(London,1998.)
7. Beck, U:”What is Globalization ?”,(Cambridge: Polity, 2000.)
8. Bobbi, Said: “Fundamental Fairs”

چالشهای فرانوگرایانۀ اصول حقوق کیفری مدرن

چالشهای فرانوگرایانۀ اصول حقوق کیفری مدرن
مجتبی جعفریð
استادیار گروه حقوق دانشگاه سمنان
(تاریخ دریافت: ۲۴/۷/۱۳۹۴ – تاریخ تصویب: ۲/۹/۱۳۹۵)

چکیده

آنچه از حقوق کیفری معاصر چه در قلمرو قانونگذاری، چه در قلمرو اجرای قوانین و چه در قلمـرو دکتـرینحقوقی مشاهده میشود، بیانگر تحولاتی است که در حوزه اصـول و هنجارهـای اساسـی حقـوق کیفـری درروزگار کنونی نسبت به دوره های ابتدایی شکلگیری حقوق کیفری مدرن یا لیبرال بوجود آمـده اسـت. ایـنتحولات بهخصوص در کشورهایی صورت گرفته است که خود منادی اصلی اصول و هنجارهای حقوق کیفری مدرن بودهاند. از این رو، این پرسش در ذهن اهل نظر شکل خواهد گرفت که چه عواملی باعث شـده اسـتکه طرفداران اصلی تئوری حقوق کیفری مدرن از ارزشهای قبلی تا حدودی فاصله گرفته و به فکر تأسـیسارزشها و هنجارهای تازهای بیفتند. یک تحلیل فلسفی و جامعهشناختی بر اساس روش ساختارشکنی دریدا نشان خواهد داد که آموزههای پست مدرن که تحت تأثیر اقتضائات خاص کنونی بوجود آمدهاند، بر تحولات اندیشه های کیفری تأثیر گذاشته و زمینـۀ ایجـاد و شـکل گیـری حقـوق کیفـری پسـت مـدرن را حتّّـی درکشورهای اسلامی فراهم کردهاند. مهم ترین جلوه این تحول را میتوان در عقبنشینی محسـوس کشـورهایغربی از برخی اصول بنیادین حقوق کیفری مدرن مشاهده کرد. در این مقاله سعی کردهایم با تمرکز بر ایـنجلوه مهم، چالشهای فرانوگرایانۀ اصول حقوق کیفری مدرن را به تصویر بکشیم.
 
 

کلید واژگان

حقوق کیفری پست مدرن، مدرنیته، اصول بنیادین حقوق کیفری، تحولات اندیشه ها، حقوق کیفری کلاسیک
                                                        
* dr.mdjafari@semnan.ac.ir

مقدمه

امروزه نویسندگان متعددی در کشورهای غربی سعی مـی کننـد در نوشـتگان خـود بـه بازسـازی وبازاندیشی در قلمرو حقوق کیفری بپردازند۱. این رویکرد را میتوان هـم عّلّـّت و هـم معلـول وضـعپست مدرن در حقوق معاصر دانست. به این معنی که از طرفی میتـوان ادبیـات جدیـد را متـأثّّر ازوجود چنین وضعی در قلمرو علوم انسانی و بهخصوص علم حقوق دانست و از طرف دیگر مـی تـوانگفت که ترویج اندیشه های نو و بیاعتقادی به ارزشهای مدرنیته در نوشتگان حقوق کیفری معاصر میتواند به تثبیت جایگاه حقوق کیفری پست مدرن در کشورهای غربی و نفوذ آن به سایر ممالـککمک نماید. ما در این مقاله، بحث خود را از وضـع پسـت مدرنیتـه آغـاز کـرده و سـعی مـیکنـیمجهشهای جدید حقوق کیفری را با آموزههای پست مدرنیسم تطبیق و توجیه نماییم۲. این تحلیل به ما کمک خواهد کرد که گسستهای معرفت شناختی که حقوق کیفری و علوم جنایی معاصـر رااز سوابق مدرن خود تفکیک مینماید به خـوبی درک نمـوده و هـر چـه بیشـتر بـا ادعـای جنـبشمطالعات انتقادی حقوق۳ مبنی بر فقدان مبنای اصولی و عقلانی حقوق کیفری مدرن همراه گردیم.
                                                        

  1. ۱. از جمله مهمترین آثاری که با این رویکرد در حقوق کیفری به نگارش درآمدهاند میتوان به موارد زیر اشاره کرد:

  • Nicola Lacey and, Reconstructing criminal law, Cambridge university press, 3° edition, 2010
  • George P. Fletcher, Rethinking criminal law, Oxford University Press, 2000

  1. در اینجا لازم است بر این نکته مهم تأکید کنیم که »وضع پست مـدرن « غیـر از مفهـوم »پسـت مدرنیسـم« اسـت .

منظور از وضع پست مدرن تحولاتی است که در دهه های اخیر نسبت به اصول عقائد مدرنیته ایجاد گشته و تبـدیلبه ارزش شدهاند (نورمالیته). همانگونه که ژان فرانسوا لیوتار در کتاب تأثیرگـذار خـود بـه نـاموضـع پسـت مـدرن:
گزارشی درباره دانش میگوید: »من پست مدرنیته را بیاعتقادی نسبت به فراروایتها تعریف میکنم«. امـا مـراد ازپست مدرنیسم انگاره جدیدی است کـه برخـی بنـا دارنـد آن را جـایگزین انگـاره مدرنیسـم نمـوده و بـدین سـانهنجارهای تازهای ایجاد نمایند (نورماتیویته). در اینجا فقط بحث بیاعتقادی به ارزشهای مدرنیتـه مطـرح نیسـتبلکه هدف بزرگ تری وجود دارد که عبارت است از تلاش برای بیاعتبار کردن یا حداقل بـه چـالش کشـیدن روش،پیش فرضها و اندیشه های مدرنیسم. برای مطالعۀ بیشتر در این زمینه ر.ک: ریموند وکس (۱۳۸۹)، فلسفۀ حقـوق؛مختصر و مفید، ترجمۀ باقر انصاری و مسلم آقایی طوق، چاپ اول، انتشارات جاودانه، صص ۱۲۱ و بعد.

  1. جنبش مطالعات انتقادی حقوق یکی از جنبشهای سیاسی اواخر قرن بیستم است که ابتدا در آمریکا و سپس در برخـیدیگر از کشورهای غربی ظهور کرد. هدف این جنبش نقد آموزههای لیبرال در حقوق بود که بـر مبنـای آن بسـیاری ازادعاهای لیبرالیسم از جمله در خصوص حاکمیت قانون و قانونی بودن جرایم و مجازاتها مـورد تردیـد و انتقـاد جـدیقرار گرفت. از نظر جنبش مطالعات انتقادی حقوق نمیتوان پذیرفت کـه آمـوزههـای حقـوق کیفـری مـدرن و لیبـرالمبنای عقلانی و اصولی داشته باشند بلکه باید آنها را متأثر از شرایط و اوضـاع اجتمـاعی و سیاسـی و تـاریخی دانسـت.

برای مطالعۀ بیشتر در این خصوص، ر.ک: مجتبی جعفری، رویکرد جنبش مطالعات انتقادی حقوق بـه حقـوق کیفـری،رساله دکتری دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی، به راهنمایی: دکتر باقر شاملو، تابستان ۱۳۹۱.
روش مطالعۀ ما در این مقاله  تا حدودی مبتنی بر روش ساختارشکنی[۱] است که توسـط فیلسـوففقید ژاک دریدا بنیانگذاری شده است. با این روش، سعی خواهیم کرد واقعیتهای موجـود را از پـسقوانین و وقایع اجتماعی آشکار کرده و نشان دهیم که چگونه اندیشه های اصلی حقوق کیفـری مـدرنتحت تأثیر اقتضائات خاص اجتماعی و سیاسی دگرگون شـده و شـرایط شـکل گیـری حقـوق کیفـریپست مدرن را فراهم کردهاند. با این همـه، در ایـن تحقیـق از روش تحلیـل تـاریخی-انتقـادی هـماستفاده خواهیم کرد تا رابطۀ بین تاریخ و حقوق کیفری را در مقایسه با رابطۀ بـین عقـل و حقـوقکیفری بهتر به تصویر بکشیم. با توجه به اینکه در قلمروهای مختلـف شـاهد کنـار گذاشـته شـدناصول متع دد حقوق کیفری مدرن هستیم محور بحث خود را حول مقوله های حقـوق کیفـری قـرارمیدهیم و در ذیل هر مقوله به تحلیل جایگـاه پیشـین و معاصـر برخـی از اصـول بنیـادین حقـوقکیفری مدرن میپردازیم. از این رو، این مقاله از دو قسمت تشکیل شـده اسـت: ابتـدا بحـرانهـایحقوق کیفری مدرن را از ابتدای شکلگیری تا زمان طرح اندیشه های پست مدرن مورد بررسی قرار خواهیم داد تا با زمینه های شکلگیری حقوق کیفری پست مدرن آشنا شویم (الف) و در آخر نیز به تحلیل مهم ترین گسستهای معرفت شناختی حقوق کیفری معاصر از حقوق کیفری مدرن خـواهیمپرداخت (ب).
الف) بحرانهای حقوق کیفری مدرن؛ زمینه های شکلگیری حقوق کیفری پست مدرن به طور کلّیّ، مدرنیته به دورانی گفته میشود که بـا گسسـت از دوران کلاسـیک آغـاز گشـت. اگـرابتدای شکلگیری دوران کلاسیک را به دوره رنسانس[۲] نسبت دهیم این وضعیت تا پس از رنسانس یعنی قرنهای هفده و هجدهم ادامه مییابد، به طوری که قـرن نـوزده اوج حاکمیـت اندیشـههـایسنّّتی و کلاسیک در علوم اجتماعی بخصوص حقوق محسوب میشود. بدین سان، مدرنیتـه از قـرننوزدهم آغاز گشته و تا نیمۀ دوم قرن بیستم به اقتدار خود ادامه میدهـد و تقریبـاً از اواسـط دهـۀ۱۹۷۰ نیز زمینه های گسست معرفشناختی از اندیشه های دوره مدرنیته شکل میگیرد.
در خصوص حقوق کیفری مدرن دو سؤال مطرح است: اول اینکه این انگاره دقیقاً از چه زمانی شـروعشد؟ و دیگر اینکه چه بحرانهایی را پشت سر گذاشت؟ بنابراین، دو موضوع را باید در اینجا مورد بررسـیقرار دهیم: ابتدای شکلگیری حقوق کیفری مدرن (۱) و بحرانهای حقوق کیفری مدرن (۲).

۱. ابتدای شکلگیری حقوق کیفری مدرن

نویسندگان در مورد ابتدای شکلگیری حقوق کیفری مدرن اتّفّاق نظر ندارند. در واقـع، آنچـه کـه بـهعقیده برخی ابتدای دوران حقوق کیفری مدرن محسوب میشـود بـه اعتقـاد برخـی دیگـر در قلمـروحقوق کیفری کلاسیک قرار دارد و برعکس. بنابراین، به نظر میرسد بین حقـوق کیفـری کلاسـیک وحقوق کیفری مدرن دورانی وجود دارد که همزمان میتوان آن را کلاسیک یا مـدرن در نظـر گرفـت،هرچند آموزههای حقوق کیفری کلاسیک هیچ گاه بـه طـور کامـل از حقـوق کیفـری مـدرن تفکیـکنگردیدهاند و حتّّی امروزه نیز میتوان نشانههایی از نفوذ این آموزههـا را در قـوانین و نوشـتگان حقـوقکیفری مشاهده کرد. با وجود این، یکی از حقوقدانان فرانسوی، اواسط قرن نوزدهم را آغاز شکلگیـریحقوق کیفری مدرن دانسته است ( Rassat, 2014, p.20 ). به عقیده او تا پیش از این تاریخ تحول حقـوقکیفری ساده و بسیط بوده است، اما بعد از این تاریخ و تحت تأثیر عوامـل سـه گانـهای پیچیـده شـدهاست. این عوامل عبارتند از: تنوع مفـاهیم نظـری زیربنـای مجـازات کیفـری، تولّـّد مفهـوم و اندیشـۀسیاست جنایی و وجود فاصلۀ زمانی در گذار از مرحلۀ تحول به مرحلۀ تـأثیر بـر قانونگـذاری ( Rassat, 2014, p. 22  ). برخی دیگر، تصویب قانون جزایی ۱۸۱۰ فرانسه را نقطۀ آغاز شکلگیری حقـوق کیفـریمدرن دانستهاند. از نظر ایشان، آموزههای جدیدی که در این قانون وارد شد به تدریج بـر اندیشـههـایحقوقی سراسر جهان تأثیر گذاشت و لذا نمیتوان تأثیر این قانون بر شکلگیری حقوق کیفـری مـدرنرا نادیده گرفت (Conte et Maistre du Chambon, 2005, p.6 ). عدهای دیگر، ظهور حقوق کیفری مـدرن را بـاپیدایش مکتب نئوکلاسیک قرن نوزده همزمان میدانند (Garé et Ginestet, 2002, p. 63 ).
با این همه، اگر در مبانی، آموزه ها و اهداف حقوق کیفری کلاسیک دقّتّ کنـیم خـواهیم دیـد کـهبخش عمدهای از تحولات قرن نوزدهم در قلمرو حقوق کیفـری کلاسـیک قـرار دارد. حقـوق کیفـریکلاسیک به عنوان انگارهای که در میان واکنشهای اجتمـاعی علیـه جـرم، همزمـان طرفـدار رویکـردفایدهگرایی و سزاگرایی میباشد، ریشه در اندیشه های بکاریا، بنتام و فوئرباخ دارد و هـدف آن حمایـتاز شهروندان در برابر خودسری قضات از یک سو، و مجازات هرگونه سوء استفاده از آزادیهـای فـردیاز سوی دیگر میباشد. این دیدگاه ها تا زمان پیدایش اندیشۀ نئوکلاسیک قرن نوزده ادامـه داشـت وبعد از آن نیز صرفًاً پیشرفتهای خیلی محدودی صورت گرفت از قبیل: توجه به مؤلّّفـه هـای عینـیمسئولیت کیفری مثل کیفیات مشدده و مخفّّفه یا ملاحظۀ سوابق کیفـری مرتکـب بـدون در نظـرگرفتن پرونده شخصیتی وی. به عبارت دیگر، در حقوق کیفری نئوکلاسیک تحول چشمگیـری کـهبتواند آن را از حقوق کیفری کلاسیک جدا نموده یا در ذیل حقوق کیفری مدرن قرار دهد مشـاهدهنمیکنیم۱. بنابراین، پس از پیدایش مکتب نئوکلاسیک حقوق کیفری نیز همچنان بایـد در انتظـارظهور حقوق کیفری مدرن بنشینیم.
حقیقت این است که نقطۀ آغازین شکلگیری حقوق کیفری مدرن را بایـد در سـالهـا پـس ازپیدایش مکتب نئوکلاسیک جستجو کرد. یعنی زمانی که کتاب سـزار لـومبروزو بـا عنـوان »انسـانبزهکار« منتشر شد. بدین سان، میتوان گفت که دوره زمانی بعد از انقلاب فرانسـه تـا سـال ۱۸۷۶ که کتاب لومبروزو منتشر شد، تماماً در قلمرو حقوق کیفری کلاسیک قرار دارد و از این تاریخ است که حقوق کیفری مدرن متولّدّ میشود. در واقع، انگاره اخیـر تحـت تـأثیر تحـولات ناشـی از اندیشـۀپوزیتیویستی که مفروضات پذیرفته شده تا آن زمان را با تردید مواجه میکرد بوجود آمـد . بـه عبـارتدیگر، ظهور اثباتگرایی اواخر قرن نوزدهم آموزههای جدیدی را وارد حقوق کیفری نمود که مـی تـواناز آن تحت عنوان حقوق کیفری مدرن یاد کرد. آموزههایی از قبیل اینکه: آزادی اراده وجـود نـدارد ومجازات کیفری کارایی لازم را ندارد و از این رو، باید به اقدامات تأمینی متوسل شد و بیش از مجـازاتبه پیشگیری از جرم بها داد. در همین دوران است که توجه به شخصیت مرتکب جرم و فـردی کـردنمجازات بر اساس آموزههای جرمشناختی اهمیت مییابد.
در اینجا ممکن است این ابهام در ذهن خواننده شکل بگیرد که مگـر مـی شـود حقـوق کیفـریمدرن که مبتنی بر فردگرایی است بـا پیـدایش مکتـب اثبـات گرایـی قـرن نـوزده کـه مبتنـی بـرجبرگرایی می باشد آغاز شده باشد؟ به دیگر سخن، چه نسبتی بین فردگرایی و جبرگرایی است که هر دو از یک خانواده اند؟! در پاسخ باید توجه داشته باشیم که اولاً، نباید تصـور نمـود کـه گـذار ازدوران حقوق کیفری کلاسیک به دوران حقوق کیفری مدرن توأم با تحـولات رادیکـال بـوده اسـت. چنانکه از نظر مبانی، آموزههای حقوق طبیعی و نظریۀ قرارداد اجتماعی مبنای حقوق کیفری مدرن را تشکیل میدهند و انسانگرایی در مرکـز گفتمـان حقـوقی هـر دو دوره قـرار دارد. ثانیـاً، اگر چـهمهم ترین ارزش فردگرایی تأکید آن بر آزادی اراده است که از این جهت شاید این رویکرد در تناقض با
                                                        
1 – برای مطالعۀ تفصیلی این تحولات، رک: مجتبی جعفری، مقدمه علم حقوق کیفری، چاپ نخست، انتشـارات میـزان،
۱۳۹۴، صص ۸۵ و بعد.
اندیشه های جبرگرایی مکتب اثباتی به نظر برسد، این نکتۀ مهم نباید بـه فراموشـی سـپرده شـود کـهآزادی اراده یا فقدان آن تنها در مقام تجربه و در صحنۀ عمل قابل تشخیص است و نمیتوان نسبت به آن یک نگاه انتزاعی صرف داشت و لذا باید گفت که فردگرایی و جبراندیشی به دو دلیل هر دو از یـکخانوادهاند: هم از این رو که انسان در هر دو مورد جایگاه مهمی دارد و هم از این جهت کـه هـر دو درمحدوده اندیشۀ اثباتی قرار میگیرند. ثالثاً، اگرچه حقوق مدرن از مدتها پیش بـر اسـاس آمـوزههـایحقوق طبیعی مدرن و قرارداد اجتماعی روسو شکل گرفته بود، اما حقوق کیفری نتوانسته بود خـودرا از قیود اندیشه های کلاسیک راجع به نقش اخلاق و مذهب در حقوق رها گرداند و نخستین بار با پیدایش اندیشه های اثباتی و به چالش کشیده شدن دیدگاه های کلاسیک و بخصوص برجسـتهشدن نقش انسان در شکلگیری حقوق، فضایی برای ورود اندیشههـای مـدرن بـه قلمـرو حقـوقکیفری گشوده شد.

۱. بحرانهای حقوق کیفری مدرن

تئوری حقوقی مدرن که از نظر تاریخی از اواخر قرن نوزده بوجود آمد به تدریج بحرانهای فکـری وعملی گوناگونی را به خود دید؛ به گونهای که هرچه از آغاز شکلگیـری ایـن پـارادایم مـیگذشـت ، نشانه های عدول از اصول و ارزشهای ابتدایی آن به نحو ملموستری قابل مشاهده بـود . مهـم تـرینبحرانهایی که میتوان گفت تئوری حقوقی مدرن را به تدریج در بر گرفت شـامل ایـن مـوارد بـود:
عدم تعین حقوق[۳]، رویکردهای تناقضآمیز و نادیده گرفتن حاکمیت قانون. این بحرانهـا در قلمـروحقوق کیفری نیز آثار خاص خود را به همراه داشت به نحوی که حقوق کیفری مـدرن را از اصـولکلّیّ خود در این چارچوب دور نمود. در ادامه، با توضیح مختصر در مورد هر یک از ایـن بحـرانهـاسعی خواهیم کرد زمینه های طرح اندیشۀ پست مدرن در حقوق کیفری را تبیین نماییم.

۱.۱. بحران عدم تعین حقوق

در تئوری حقوقی مدرن اعتقاد بر این است که با وجود قانون و جایگاه بالای آن در تصمیمگیـری هـایحقوقی و قضایی همۀ تصمیمها از قبل قابل پیشبینی است. بـه ع بـارت دیگـر، اثبـاتگرایـی حقـوقیزمینۀ تعین حقوقی است و از این طریق میتوان به اجرای عدالت در این تئوری حقوقی امیدوار بود. با این همه، این ادعا به تدریج ضعفهای خود را نشـان داد . در واقـع، مبنـای تعـین حقـوقی طبـق ایـناستدلال از یک سو، وجود قوانین شّفّاّف، دقیق و غیر قابل تفسیر و از سوی دیگر، تصمیمگیری قضـاتبر اساس آن قوانین است که هر دو مبنا با چالشهایی مواجه شده است. قانونگذار گاه قـوانین مـبهمو قابل تفسیر تصویب میکند و لذا هیچکس نمیداند که دادرس در مقام اجـرای آن قـانون چـهبرداشتی از عبارات و واژگان قانونگذار خواهـد داشـت. ضـمن اینکـه، شـرایط و اوضـاع و احـوالسیاسی، اجتماعی و اقتصادی و همچنین ایدئولوژی موردنظر دادرس در انتخاب نوع برداشت وی از قانون دخیل خواهد بود (جعفـری ،۱۳۹۲، ص. ۸۲). بنابراین، آنچه که دادرس در حکم خود مـی آورد ممکن است ترکیبی از منظور قانونگذار، استلزامات مربوط به شـرایط و اوضـاع و احـوال مختلـفسیاسی، اجتماعی و اقتصادی و همینطور برداشت شخصی دادرس از حکم قانونگذار باشد. بدیهی است در این صورت نمیتوان به تعین حقوقی و قابل پیشبینی بودن تصمیم قضایی امیدوار بـود  (Cutler and Nye, 1983, p. 50). بدیهی است در یک نظام حقوقی غیـر قابـل پـیشبینـی، عـدالت بـامخاطرات جدی روبرو است و بخصوص در قلمرو حقوق کیفری این مسئله نگرانیهایی را در بین اندیشمندان حقوقی ایجاد کرده است.

۱.۲. رویکردهای تناقضآمیز حقوق کیفری مدرن

مقوله های مختلف در تئوری حقوقی مدرن گاه بـا یکـدیگر متعـارض هسـتند و بـه نظـر مـیرسـدرویکردهای متناقضی را در این نظام حقوقی بوجود آورده است. امـروزه ، بـ ه خـاطر شـیوع بـیش ازپیش این تناقضها نمیتوان با قاطع یت در مورد جهانبینی تئوری حقوقی مدرن اظهار نظر کرد. در واقع، دقیقاً معلوم نیست که آیا در این تئوری قواعد[۴] برتری دارند یا معیارها[۵]؟ آیا فردگرایی بر نـوعدوستی غلبه دارد؟ آیا انسان دارای اراده آزاد است یا اینکه رفتار او بیشتر تحت تأثیر عوامل جبـریقرار دارد؟ به عنوان مثال، در قلمرو حقوق کیفری مدرن از یک سو، به عنوان یک قاعده بـر تقصـیر(سهلانگاری) در مقام عنصر روانی جرایم غیر عمدی تأکید میشود و از سـوی دیگـر، در تشـخیصاینکه آیا تقصیر در یک مورد خاص رخ داده است یا خیر رفتار انسانهای معقول و متعارف به عنوان یک معیار در نظر گرفته میشود. در همین راستا میتوان به تنـاقض بـین رویکـرد حقـوق کیفـریمدرن نسبت به مسئولیت کیفری اشخاص حقوقی با رویکرد آن نسـبت بـه اهمیـت اراده در تحقّّـقمسئولیت کیفری اشاره کرد. حقوق کیفری مدرن از یک سو، در یک رویکرد فردگرایانه ادعا میکند که اراده مبنای مسئولیت کیفری است و بدون اراده اصوًلاً نمیتـوان فـردی را بخـاطر رفتـاری کـهانجام داده است از نظر کیفری مسئول دانست؛ زیرا در واقع آن رفتار به او منتسب نیست[۶]. از سـویدیگر، اما، در یک رویکرد نوع دوستی بخاطر مصالح اجتماعی و حمایت از جامعه تصمیم میگیرد که نوعی مسئولیت کیفری برای اشخاص حقوقی در نظر بگیرد.
با این همه، مهم ترین تناقض موجود در حقوق کیفری مدرن تناقض بین اعتقـاد  بـه آزادی ارادهاز یک سو و جبرگرایی از سوی دیگر است (Kelman, 1987, p. 86). حقـوق کیفـری مـدرن بـر اسـاسآموزههایی که از حقوق طبیعی و نظریۀ قرارداد اجتماعی اقتباس کرده است، عقیده بـه آزادی ارادهداشته و آن را مبنای مسئولیت کیفری در نظر میگیرد. این در حـالی اسـت کـه بـر اسـاس نظریـۀاثباتگرایی قرن نوزده انسان مجبور است و بخاطر جبری که بر رفتار او تأثیر میگذارد اصولاً نمیتواند دارای مسئولیت اخلاقی باشد. به این تناقض میتوان یک تنـاقض دیگـر هـم اضـافه نمـود: بـر اسـاستئوری حقوقی مدرن ما آزاد هستیم که مثلاً در موارد اضطرار یا دفاع مشروع به هر گونه که میتـوانیمجان خود یا دیگری را نجات دهیم، اما در عین حال مجبور هستیم کـه در ایـن راسـتا برخـی شـرایطقانونی را رعایت نماییم. اگر این شرایط را رعایت نکنیم بعداً در محضر دادگاه مؤاخـذه خـواهیم شـد وحال آنکه ممکن است تخطّّی از آن شرایط واقعا در اثر جبر بوده باشـد . بـه عبـارت دیگـر، اگـر مـوارداضطرار و دفاع مشروع را محدود به شرایط تحقّّقً جبر روانی، فیزیکی یا اجتمـاعی بـدانیم پـس نبایـدکسی که در آن شرایط مرتکب رفتاری شده است بخاطر آن مؤاخذه گردد و اگر میتوان چنین فـردیرا بخاطر مثلاً دو مورد از پنج رفتاری که در آن شرایط انجام داده است مؤاخذه کرد، پـس بایـد گفـتکه اصولااصولاً هیچ جبری وجود نداشته است و قواعد عمومی حقوق کیفری را باید به اجرا گذاشت.

۱.۳. نقض حاکمیت قانون در حقوق کیفری مدرن

اصل قانونی بودن جرایم و مجازاتها و نتایج منطقی آن اگرچه در حقوق کیفری کلاسیک مـوردتوجه قرار گرفتند اما از جمله اصولی هستند که همچنان در حقوق کیفـری مـدرن نیـز جایگـاهمهمی را در تئوری حقوقی به خود اختصاص دادهاند. به عبارت دیگر، حاکمیت قانون[۷] در تئوری حقوقی مدرن یکی از مهم ترین راهبردهای نظری تلقّی مـی شـود . در عمـل، امـا ایـن تئـوری در اجرای حاکمیت قانون موفّق نبوده است. بخشی از این تناقض به ابهـام و تفسـیر پـذیری قـوانینمربوط میشود که ظاهرا عمدی است. وجود قوانین مبهم و دو پهلو که قابل تفسیر باشد در واقع به مثابه ابزاری است که بًه دادرس داده میشود تا بوسیلۀ آن برداشت خود را به عنوان قانون بـهاجرا بگذارد. صلاحدید قضایی در این شرایط محملی برای بیعدالتی مـی شـود و زمینـه را بـرایاقتدارگرایی و فرار از قانون فراهم مینماید (جعفری ،۱۳۹۲، صص ۱۹۲ و بعد). با این همه، بخش مهمـیاز این بحران نیز به تأثیر و نفوذ افکار عمومی و گروه های فشار بر تشخیص و اظهـار نظـر قضـاتمربوط میگردد. مطالبات افکار عمومی یا گروه های فشار گاه از چنان قدرتی برخوردار اسـت کـهممکن است به نقض قانون بینجامد (جعفری ،۱۳۹۲ ، صص ۱۴۳ و بعد). به عنوان مثال، بـا وجـود اینکـهقانون رسیدگی به جرمی را در صلاحیت دادگاه خاصی قرار داده است رسیدگی به آن به دادگـاهدیگری سپرده میشود یا با وجود اینکه قانونگذار رفتاری را جرمانگاری نکرده است، دادرس مورد را با قانون دیگری که به زعم او رفتار مرتکب به جرم پیشبینی شده در آن قانون نزدیک یا شبیه است تطبیق مینماید. چنانکه سال ها در حقوق جزای فرانسه قضات دادگاههـا، در فقـدان مقـرّرهقانونی، رفتار کسی را که پس از صرف غذا در رستوران اظهار عجز از پرداخت هزینه مـی کـرد بـاموارد جرم سرقت یا کلاهبرداری تطبیق مینمودند[۸].

ج) مهمترین گسستهای معرفتشناختی از حقوق کیفری مدرن در دوره پست مدرن

انگاره حقوق کیفری پست مدرن را میتوان به دو صورت از انگاره حقوق کیفری مدرن جدا نمود: از نظر زمانی و از نظر معرفت شناسی. با این توضیح که در هر دو مورد، ترسیم مرز دقیق و قاطع بـیناین دو انگاره غیر ممکن است و تنها میتوان فرضیاتی را که البتّّه قابل اثبات و قابل قبـول هسـتند، در این زمینه ارائه نمود. در خصوص تفکیک زمانی حقوق کیفـری پسـت مـدرن از حقـوق کیفـریمدرن فقط اشاره به این نکته در اینجا کافی به نظر میرسد کـه از نظـر مـورخین آغـاز دوره پسـتمدرن به سالهای دهۀ ۱۹۷۰ بر میگردد که نخستین تلاشها و رویکردهـای انتقـادی بـه گفتمـانمدرنیسم شکل گرفت. اینان عقیده دارند که با فروپاشی دیوار برلین در سـال ۱۹۸۹ و حمـلات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ گفتمان پست مدرن تثبیت شد، زیرا این رویدادها نشانهای از پایان دو قطبـی گـریدر جهان محسوب میشوند (Van Enis, 2013, p. 6). از همان دهۀ ۱۹۷۰ تئوری حقـوقی مـدرن نیـزمورد انتقاد جریانهای چپ قرار گرفت و همزمان نشانه های اعتـراض بـه وضـع موجـود ابتـدا درخیابانها و سپس در دانشگاههای کشورهای غربی مشـاهده شـد. مبنـای فلسـفی گفتمـانهـایانتقادی دانشگاهی را اندیشه های فلاسفهای مثل دریـدا و لیوتـار تشـکیل مـیداد کـه در نهایـتجریانهای انتقادی مختلفی در تئوری حقوقی پدید آمد و بدین سان آمـوزه هـای حقـوق کیفـریمدرن نیز مورد تردید و انتقاد جدی قرار گرفت.
اما آنچه مهم تر است تفکیک معرفتشناختی حقوق کیفری پست مدرن از حقوق کیفری مدرن میباشد. باید دید چه تحولات معرفتشناختی در گذار از دوره مدرنیته بـه دوره پسـت مدرنیتـه درمورد حقوق کیفری رخ داد؟ به نظر میرسد حقـوق کیفـری مـدرن در دهـههـای اخیـر دو تحـولمعرفتشناختی را به خود دیده است: تحول در اصول بنیادین حقوق کیفری مـدرن و شـکلگیـرییک ایدئولوژی عملگرا در مرکز گفتمان حقوق کیفری مدرن. در این قسمت سعی میکنیم هـر دو تحول را به اختصار مورد بررسی قرار دهیم.

۱.تنزّّل جایگاه اصول بنیادین حقوق کیفری مدرن

در دهه های اخیر برخی کشورهای غربی سعی کردهانـد در قلمروهـای خـاص از برخـی اصـولبنیادین حقوق کیفری مدرن فاصله بگیرند. این تجدید نظر مبتنی بر تحولات جدیدی است که در ارتباط با این قلمروها بوجود آمده و طبیعتا رویکردهای فردگرای لیبرال نمیتوانسته اسـتبا این تحولات جدید سازگار باشد. به عنوان نمًونه، در اینجا بـه دو حـوزه مهمـی کـه در آنهـاشاهد دور شدن از برخی اصول بنیادین حقوق کیفری بودهایم مـی پـردازیم : جـرایم جنسـی وجرمانگاری در قلمرو سیاست.

۱.۱. تحول در قلمرو جرایم جنسی

در ابتدا اشاره به این نکته ضروری است که ممکن است برخی بر این عقیده باشند که تبیین تحـولدر قلمرو جرایم جنسی ذیل اصول حقوق کیفری مدرن به مراتب دسترس پذیرتر از تببین آن ذیـلحرکت از مدرنیته به سمت پست مدرنیه می باشد. به عنوان مثال، ممکن است چنـین تصـور شـودکه تفسیر غیراخلاقی بودن ذیل معیار مضر بودن، می تواند تحولات گسترده در برخـورد بـا جـرایمجنسی را تبیین کند. در پاسخ باید بگوییم که، ضمن احترام به این دیدگاه، از آنجا که برخی از این تحولات مبتنی بر اندیشه های فرانوگرایانه و در راستای زیر سؤال بردن ارزش های مورد قبول حقوق مدرن صورت گرفتند ما تصمیم گرفتیم مجموعۀ آنها را به عنوان تحولات مبتنی بر پست مدرنیسـمدر نظر بگیریم. تعرّّض به تعریف یک جرم بر اساس نفوذ در عمق مفهـوم واژگـان بـه کـار رفتـه درتعریف سابق و لاحق یک ابزار ساختارشکنانه است که حکایـت از وفـاداری بـه اندیشـههـای پسـتمدرنیسم و دریدا دارد.
به هر حال، تنوع و تعدد جرایم جنسی در روزگار کنونی که باعث تشدید مجازاتهـای اینگونـهجرایم در برخی از قوانین دنیا شده است از یک سو، و تحرّّکات فعال انجمنهای حمایت از قربانیـاناینگونه جرایم در کشورهای غربی از سوی دیگر زمینه را برای ازدیاد قوانین تحقیرآمیز در خصـوصجرایم جنسی فراهم کرده است[۹]. این قوانین نشـانه هـایی از ناپدیـد شـدن معیارهـا و دور شـدن ازمرزهای سنّّتی حقوق کیفری را برای ما ترسیم میکنند. اولاً، دامنۀ اجرای قـوانین کیفـری در ایـنحوزه نسبت به گذشته گستردهتر شده است. با وجود اینکه طبق اصول سرزمینی بودن حقوق جزا و اعمال حّقّ حاکم یت کشورها در قلمرو حقوق کیفری نمیتوان به جرمـی کـه در خـارج از مرزهـاییک کشور ارتکاب یافته است بر اساس قوانین آن کشـور رسـیدگی کـرد (خـالقی، ۱۳۸۸، ص ۳۷) ، ایـناصول در خصوص ارتکاب جرایم جنسی علیه کودکـان در خـارج از کشـور کنـار گذاشـته شـدهانـد  (Leturmy, 2009, p. 125). البتّّه از گذشته این استثنا راجع به جرایم ارتکابی علیه امنیت ملّّی در خـارجاز کشور پیشبینی شده بود۱ اما در خصوص سایر جرایم کشورها به حقّ حاکمیت یکـدیگر احتـرامگذاشته و تعقیب جرمی که در خارج از کشور ارتکاب یافته باشد را بنـا بـه قاعـده منـع محاکمـه ومجازات مجدد۲ مجاز نمیدانستند.
ثانیا، در قلمرو جرایم جنسی قواعد عمومی مربوط به اعاده حیثیت و حق فرامـوش شـدن تـاحدودیً کنار گذاشته شده است. از یک سو، ساز و کارهای حذف و پـاک شـدّن محکومیـتهـایگذشته به شدت محدود شده است و از سوی دیگر، سجل قضـایی مسـتقلّی در مـورد بزهکـارانجرایم جنسی ایجاد شده است که بر اساس آن تعقیب جامّعوی و قضایی اینگونه بزهکاران همواره
حفظ میشود و اثر انگشت آنها در دفتر ملّی هوشمند ثبت میگـرد د (Leturmy, 2009, p. 125). ایـنرویکرد به همراه افزایش تدابیر نظارتی در مورد بزهکاران جرایم جنسی حاکی از لغزش حقوق کیفری مدرن از واکنش مشروع نسبت به جرم ارتکابی به سمت پیشگیری شدید از جرم مخوف است. طی سال های اخیر مفهوم تازه خطرناکی۳ در مـورد تکرارکننـدگان جـرایم جنسـی وارد
                                                                                                                                             
اصولی و عقلانی بودن قواعد کیفری دفاع کنند. در پرتو اندیشه های پست مدرن اما گاه ممکـن اسـت افکـارعمومی یا گروه های فشار منشأ شکلگیری قوانین تازهای در حقوق کیفری شوند بدون اینکه آن قانون جدید نسبتی با قاعده شناسایی داشته باشد. تحولات امروزین مقرّرات راجع به جرایم جنسی در اغلـب کشـورهایغربی منطبق با این عقاید پست مدرن میباشد. برای مطالعۀ بیشتر، رک: مجتبی جعفری، نقـش گـروههـایفشار در شکلگیری، اجرا و تحول حقوق کیفری، دایره المعارف علـوم جنـایی، کتـاب دوم، زیـر نظـر: علـیحسین نجفی ابرندآبادی، بنیاد حقوقی میزان، بهار ۱۳۹۲، صص ۱۰۶۳ و بعد.
۱ – ماده ۵ قانون مجازات اسلامی به این استثنا مربوط میشود. البتّّه مواد ۶، ۷ و ۸ همین قانون نیز با شـرایطی امکـانتعقیب برخی از جرایم واقع شده در خارج بر اساس قانون مجازات اسلامی ایران را پـیش بینـی کـرده اسـت. نقطـۀمشترک همۀ این مقرّّرات در این است که جرایم موضوع آنها مرتبط با حاکمیت ملّّی بوده یا مرتکب و قربـانی جـرمبه نوعی ایرانی محسوب میشوند و در مورد جرایم عادی که مرتکب یا قربانی آن ایرانی نیستند چنین اسـتثناهاییدیده نمیشود.

  1. Non bis in idem
  2. Dangerosité      مسلّّماً مفهوم خطرناکی از ابداعات حقوق کیفری مدرن است اما همانطور که میدانیم در چارچوب حقـوق کیفـریمدرن این مفهوم برای اتّّخاذ تدابیر تأمینی در مورد افرادی به کار برده میشود که نشـانه هـای ناسـازگاری در آنهـا

قوانین کیفری کشورها شده اسـت در حـالی کـه معیـار سـنجش خطرنـاکی مشـخّص نیسـت
.(Leturmy, 2009, p. 136)
ثالثًاً، امروزه در قلمرو جرایم جنسی برای پیشبینی جرایم هم آثار کیفری در نظر گرفتـه شـدهاست. دیگر رسالت حقوق جزا منحصراً در مجازات کسی کـه هنجـار کیفـری را نقـض کـرده اسـتخلاصه نمیشود. در واقع، شناسایی کسی که ممکن است مجدداً در آینده مرتکـب جـرایم جنسـیشود نیز جایگاهی را در حقوق جزای امروز به دست آورده است. میتوان گفت حقوق کیفری جدید در یک رویکرد خائنانه نسبت به حقوق کیفری مدرن تبدیل به یک حقوق پیشبینی۱ شـ ده اسـت .
در این رویکرد جدید، حقوق کیفری مأموریت یافته اسـت کـه بـه کمـک یـک تشـخیص بـالینی ازخطرات احتمالی پیشگیری نماید (Landry, 2002, p. 35). در چارچوب این مأموریت بزهکـاران جنسـیطبقهبندی شده و در مورد برخی از آنها حتّّی امکان تعقیب پس از آزادی از زندان نیـز پـیشبینـیشده که البتّّه تشخیص این امر بر عهده کارشناسان و کمیسیونهای متعددی است که نحوه ارزیابی و قضاوت آنها نیز خود محلّ تردید است. بیتردید، محور اصلی بحثها در اینگونه کمیسـیون هـا بـرمدار مدیریت خطر اجتماعی میچرخد که تعارض آشکار آن با فردگرایی حقوق کیفـری مـدرن بـرکسی پوشیده نیست.
رابعاً، امروزه با احیای اقدامات تأمینی مفهوم سنّّتی مجازات دچـار تغییـر و تحـول شـده اسـت. قابلیت ردیابی پدیدهای است که حقوق کیفری امروز با آن مواجه است۲. در واقع، نظارت جـامعوی – قضایی، نظارت الکترونیکی و اجرای فایلهای ردیابی مجرمین صراحت کافی در امکان ردیـابیمجرمین جنسی دارد. در این میان، نظارت اجتماعی-قضایی نامعینی در مجازات را رقم میزند زیرا این نوع نظارت در واقع یک مجازات تکمیلی مـی باشـد کـه چگـونگی و مـدت اعمـال آنمشخّص نیست.
                                                                                                                                            
دیده شده است. اگرچه لومبروزو معتقد بود که مجرم مادرزاد و مجرم دیوانه خطرناک محسوب میشوند که اولـی راباید اعدام و دومی را تبعید کرد، این راه حل نه تنها با استقبال قانونگذاران مـدرن مواجـه نشـد بلکـه انتقـاد جـدیحقوقدانان مختلف در دوران مدرن را نیز در پی داشت. با این همه، اکنون میبینیم که مفهـوم خطرنـاکی در مـوردجرایم خاصی از قبیل جرایم جنسی به عنوان یکی از مؤلفه های جرم شناخته میشـود بـدون اینکـه معیـار خاصـیبرای تشخیص آن اعلام شده باشد. بیتردید، این رویکرد که با اصول بنیادین حقوق کیفری مدرن در تعارض اسـتتنها در پرتو اندیشه های پست مدرن قابل توجیه است.

  1. Un droit pénal de l’anticipation
  2. droit pénal de la traçabilité

۱.۲. تحول در قلمرو جرمانگاری سیاست

ساختار حقوق کیفری مدرن و بخصوص نخستین قوانین کیفری کشورهای غربی بر مبنـای تثبیـتقدرت سیاسی استوار شـده اسـت. برخـی نویسـندگان حقـوق کیفـری در ایـن مـورد از اصـطلاح»مرزهای طبیعی حقوق کیفری« سخن گفتهاند (Cartuyvels, 2003, p. 3) که منظـور آنهـا از مرزهـایطبیعی همان قدرت سیاسی حکومتها میباشد. از نظر روسـو، بکاریـا و سـایر اندیشـمندان حقـوقکیفری مدرن مجازات هم خانواده سرزمین و حقّ حاکمیت است و حقّ مجازات کردن منحصـراً بـهدولت و نظام حاکم تعلّّق داشته و در خدمت آن است. بنابراین، فراتر از حکومت و دولت هیچ قدرت بشری که بتواند نظام سیاسی را محاکمه و محکوم نماید وجود ندارد (روسو ،۱۳۸۵، ص ۱۱۴). از ایـن رو،به دلیل مصونیت و غیر قابل تعرّّض بودن کسانی که اعمال حاکمیت میکنند این افراد اگر نگـوییمقانوناً به یقین عملاً در پناه حقوق کیفری قرار دارند. در عمل نیز تعقیب کیفـری دارنـدگان مناصـبسیاسی در دادگاههای کیفری داخلی غیر ممکن یا لااقل نادر بـوده اسـت. در صـحنۀ بـینالمللـی نیـزدادگاههای کیفری بین المللی برای تعقیب کیفری این افراد بخاطر جرایمی که در داخـل کشـور خـودمرتکب شدهاند وجود نداشته است.
با این همه، از اواخر سال های دهـۀ ۱۹۸۰ مسـئولان رده بـالای سیاسـی بـیش از پـیش مـوردتعقیب کیفری قرار گرفته و گاهی حتّّی محکوم نیز شدهاند. این روند هم در محاکم داخلی کشـورهاو هم در دادگاههای جدید بین المللی جریان داشته است[۱۰]. این            واقعیتها بیانگر گسست مهمی است که بین حقوق کیفری معاصر و حقوق کیفری مدرن ایجاد شده اسـت ؛ زیـرا همانگونـه کـه توضـیحدادیم حقوق کیفری مدرن به هیچ عنوان در برابر دولتها عرض اندام نمیکرد و طبیعتـاً منتسـبینبه دولت و سیاست در خارج از چارچوب حقوق کیفری قرار میگرفتند، هرچند قانوناً چنین مجوزی پیشبینی نشده بود. امروزه پروندههای سیاسی و مالی فراوانی در کشورهای مختلـف علیـه مقامـاتدولتی و حکومتی در جریان است و بهخصوص مبارزه با فساد در تعقیب کیفری مسـئولان مختلـفحکومتی معنی و خلاصه میشود. در صحنۀ بین المللی نیز یک عدالت کیفری بین المللی در جریـاناست که نطفۀ آن در دادگاه نورمبرگ منعقد شد. در شرایط کنونی از یک سـو ، در وضـعیت جزایـیمسئولان دولتی تجدید نظر شده است و از سوی دیگر، افزایش صلاحیت جهانی و تجـارب مـوردیدادگاههای بین المللی حکایت از پایان مصونیت اینگونه اشخاص دارد. این تحولات را میتوان حاصل یک جنبش دوگانه بر ضد حقوق مدرن دانست: جنبش حذف تدریجی مصـونی تهـا (اعـم از حـذفعملی یا قانونی) که مسئولان رده بالای سیاسی را در پناه خـود قـرار داده بـود؛ و جنـبش طرفـدارافزایش اختیارات قضایی با تکیه بر جامعۀ مدنی (رسانه ها، بزهدیدگان، نهادهای غیر دولتی و .).
وانگهی، در حقوق کیفری پست مدرن دیگر سیاست و مقامات سیاسی جایگاه والاتری نسبت به افراد عادی ندارند و این مسئله جای خود را به ایدئولوژی حقوق مشترک داده است که نمونـۀآشکار آن را در اروپا با عنوان حقوق مشترک اروپایی شاهد بـوده ایـم و تأسـیس دادگـاه اروپـاییحقوق بشر به دنبال تصویب کنوانسیون حقوق بشر اروپا نیز در همین راستا بـوده اسـت. در ایـنچارچوب امکان تعقیب کیفری سیاستمداران و قضاتی که با تصمیم و رفتـار خـود زمینـۀ نقـضحقوق شهروندی را فراهم کردهاند وجود دارد. همچنین، امـروزه صـحبت از برابـری مطلـق بـینشهروندان بدون در نظر گرفتن جایگاه اجتماعی آنها شده است. این برابری، هرچند از آموزههـایحقوق کیفری مدرن میباشد اما این پارادایم حقوقی در عمل نتوانسته بـود از جایگـاه واقعـی آنمحافظت نماید. در واقع، برابری مورد نظر حقوق مدرن صرفا شامل برابری در برابر قانون، برابری در حقوق یا در بالاترین درجه ناظر به برابری در رفتار بود. امًا در پرتو اندیشههـای پسـت مـدرنبحث برابری در فرصتها مطرح میشود و این ایده با نفوذ در قوانین کیفری بسیاری از کشورها جلوههایی از حقوق کیفری پست مدرن را به نمایش میگذارد که یکی از مهمتـرین مصـادیق آنباز تعریف جرم تجاوز جنسی به گونهای است که شامل تجاوز زن به مرد هم بشود.

نتیجهگیری

تح ولات حقوق کیفری در طول دهه های آخر قرن گذشته تا به امـروز بـه گونـهای بـوده اسـت کـهآموزههای این رشته را در معرض چالشهای گاه جدی و گاه کم اهمیت قـرار داده اسـت. بـه طـورکلّّی، میتوان گفت که امروزه پـارادایم حقـوق کیفـری مـدرن کـه اغلـب مبتنـی بـر اندیشـههـایلیبرالیسم بوده و ریشه در عقلگرایی و انسان محوری اواخر قرن هجدهم دارد با چالشهایی مواجـهشده که آن را از اعتبار و قدرت نخستین خود ساقط کرده است. امروزه، دیگر نمـی تـوان بـا اقتـدارتمام از اصول و ارزشهای ادعایی حقوق کیفری لیبرال و مدرن دفاع نمود. جریان شکاکیت و تردید که در اواخر قرن بیستم ابتدا در اروپا و سپس در آمریکا شکل گرفت زمینه های تردیـد و شـکاکیتنسبت به تمامی ارزشهای حقوق مدرن را فراهم کرد. حتّیّ ارزشی تحت عنوان »حاکمیت قـانون « که در حقوق مدرن به شدت مورد توجه بوده است، اکنون آن جایگاه خود را از دسـت داده اسـت ودیگر نمیتوان به حاکمیت مطلق قانون در روند دادرسیهای کیفری چنـدان امیـدوار بـود. امـروزهتحت تأثیر دو جریان عمده اجتماعی و سیاسی از مطلقگرایی دوران مدرن فاصله گرفته شده است:
از یک سو، جریان اجتماعی که زمینۀ ظهور و عـرض انـدام گـروههـا و هنجارهـای اجتمـاعی را درتمامی عرصه ها فراهم کرده است، این تص ور را که تمام تصـمیم هـا در مراکـز قانونگـذاری و اجـرایقانون بر اساس عقلانیت و در چارچوب اصول بنیادین عقلی اتّّخاذ مـی گـردد بـه یـک خیـال باطـلتبدیل نموده است.
از سوی دیگر، جریان سیاسی هم که در سال های اخیـر بـا رویـدادهای مختلـف تروریسـتی درسرتاسر جهان مواجه شده است، به اتّّخاذ تدابیر محدود کننده آزادی به بهانۀ تضمین امنیـت ملّّـیتمایل نشان داده است و حال آنکه در اینجا دیگر مراد از امنیت ملّّی، امنیت برای شهروندان نیست که بتوانیم یا بخواهیم برای آشتی دادن بین ارزشهای آزادی و امنیت تلاش نماییم. در حقیقـت دراینجا منظور از امنیت ملّیّ امنیت برای تداوم حکمرانی است که در آن دولتها حاضرند برای نیل به این مقصود از مهمترین حقوق شهروندی شهروندان خود یعنی آزادی و امن یت فردی هم صرف نظـرکنند. با این همه، این تحول نیز دو جانبه بوده است. به همان نسبت که دولتها برای بقـا و امنیـتخود ناگزیر از تهاجم به حقوق و آزادیهای فردی گشتهاند و این رویکرد بخاطر ریاکارانـه بـودن آنچندان مخالفتی در پی نداشته است، شهروندان نیز در پرتو تلاشهایی که گروه های اجتماعی فعال در زمینۀ حقوق بشر انجام دادهاند اندک اندک این امکان و فرصت را در برابر خود گشوده میبیننـدکه بتوانند با شکایت به نهادهای بین المللی دولتمردان خود را مورد تعقیب کیفـری و حقـوقی قـراردهند. این پدیده در سابق نه تنها وجود نداشت بلکه مورد بی مهری فلاسفۀ حقـوق و سیاسـت هـمقرار گرفته بود. علی ای حال، در پایان این مقاله تو جه به دو نکته را ضروری میدانم:
اولاً، اصطلاح »پست مدرن« هرچند به معنای دوره بعد از مدرنیسم میباشد، اما هرگز به دنبـالالقای مفهوم »گذار« از دوره مدرنیته نیست. در واقع، بهرغم اینکه حقوق کیفری مدرن و همینطـورحقوق کیفری کلاسیک دارای سرآغاز مشخّّصی میباشند که آن را از حقوق کیفری سابق بـر خـودتفکیک میکند حقوق کیفری پست مدرن چنین خصیصهای ندارد و نمیتوان مرز دقیقی بین ایـنآموزهها و آموزههای حقوق کیفری مدرن برقرار کرد. البتّّه همانطور که گفتیم ابتـدای شـکلگیـریاندیشههای پست مدرن به اواخر قرن گذشته باز میگردد ا مـا نـه بـه ایـن معنـی کـه در آن دوراناندیشههای مدرن به پایان حیات خود رسیده باشد. به عبارت دیگـر، در حـال حاضـر اندیشـههـایپست مدرن حقوق کیفری در کنار اندیشه های مدرن آن همزیستی دارنـد ، امـا ایـن همزیسـتی بـهیقین مسالمت آمیز نیست. چارچوب اصلی حقوق کیفری کشورها مبتنی بر همان آموزههای مـدرناست اما مخالفتهای پست مدرنی با این آموزه ها نیز وجود دارد.
ثانیا، برخی از اصول و قواعد حقوق کیفری مدرن تحت تأثیر آمـوزه هـای پسـت مـدرن بـاچالشهاًیی مواجه شده است. امروزه، دیگر اصل قانونی بودن جایگـاه واقعـی خـود را نـدارد وشخصی بودن مجازاتها هم قادر به تأمین مصالح مختلف کشورها نیسـت . تعـاریف در حقـوقکیفری امروزی بر خلاف دغدغه های موجود در اندیشه های لیبرال و مدرن به گونهای مـبهم وقابل تفسیر و دارای بافت باز هستند تا هرچـه بهتـر مصـالح سیاسـی و اجتمـاعی دولـتهـا رابرآورده نماید. همچنین، بر خلاف آموزههای مدرن امروزه میتوان از مسئولیت کیفری دولتها و سران آنها در داخل یک کشور صحبت کرد بدون اینکه به جایگـاه مقتـدر حکومـت سیاسـیخدشهای وارد شود.
منابع  الف) فارسی 

  1. بیکس، برایان ،(۱۳۸۹)، فرهنگ نظریۀ حقوقی، ترجمه: محمد راسخ، چاپ اول، نشر نی.
  2. جعفری، مجتبی ،(۱۳۹۲)، جامعهشناسی حقوق کیفری؛ رویکرد انتقادی به حقوق کیفری، چاپ نخست، نشر میزان.
  3. جعفری، مجتبی ،(۱۳۹۱)، رویکرد جنبش مطالعات انتقادی حقوق به حقوق کیفری، رساله دکتری دانشـکده حقـوقدانشگاه شهید بهشتی، به راهنمایی: دکتر باقر شاملو
  4. جعفری، مجتبی ،(۱۳۹۴)، مقدمه علم حقوق کیفری، چاپ نخست، انتشارات میزان.
  5. جعفری، مجتبی،(۱۳۹۲)، نقش گروه های فشار در شکلگیری، اجرا و تحـول حقـوق کیفـری، دایـره المعـارف علـومجنایی، کتاب دوم، زیر نظر: علی حسین نجفی ابرندآبادی، بنیاد حقوقی میزان
  6. خالقی، علی ،(۱۳۸۸)، جستارهایی از حقوق جزای بینالملل، چاپ اول، انتشارات شهردانش.
  7. روسو، ژان ژاک ،(۱۳۸۵)، قرارداد اجتماعی: متن و در زمینه متن، هیأت تحریریه: ژرار شومین، آنـدره سـنیک، کلـودمورالی، ژوزه مدینا، ترجمه مرتضی کلانتریان، نشر آگه.
  8. کوریک، جیمز آ ،(۱۳۸۴)، رنسانس، ترجمۀ آزیتا یاسائی، تهران: انتشارات ققنوس.
  9. وکس، ریموند ،(۱۳۸۹)، فلسفۀ حقوق؛ مختصر و مفید، ترجمۀ باقر انصاری و مسلم آقایی طوق، چـاپ اول، انتشـاراتجاودانه.

ب) انگلیسی

.۰۱ Cartuyvels, Y., « Le droit pénal : des frontières naturelles en question », in Le droit pénal à l’épreuve de
l’internationalisation ( M. Henzelin et R. Roth (dir.) ), Paris, LGDJ, Bruxelles, Bruylant, 2003.
.11 Conte, P. et Maistre du Chambon, P., Droit pénal general, 7˚ éd., Paris, Armand Colin, 2005.
.21 Cutler, Antony and Nye, David, Justice and predictability, The Macmillan Press LTD, 1983.
.31 Garé, T. et Ginestet, C., Droit pénal général et procedure pénale, Coll. « Hyper-Cours », ۲˚ éd. Paris, Dalloz, 2002.
.41 Kelman, Mark, A guide to Critical legal studies, Harward University Press, 1987.
.51 Landry, M., L’état dangereux: Un jugement déguisé en diagnostic, l’Harmattan, 2002.
.61 Leturmy Laurence, La répression de la délinquance sexuelle, in: André Giudicelli, Jean-Paul Jean, Michel Massé ; Un droit pénal postmoderne : mise en perspective des évolutions et ruptures, Puf, 2009.
.71 Rassat, M. L., Droit pénal général, 3˚ éd. Paris, Ellipses, 2014.
Van Enis, Nicole, Le Postmodernisme, Publication Barricade, Belgique, 2013.
[1] . Deconstruction:
ساختار شکنی اساساً یک مفهوم مربوط به نظریۀ ادبی است که توسط دریدا مطرح شده اسـت ، امـا نظریـه پـردازاندر حوزه های نظریۀ حقوقی پست مدرن، مطالعات انتقادی حقوقی، جنبش ادبیات و حقوق، نظریۀ نژادی انتقـادی ونظریۀ حقوقی فمینیستی به اشکال مختلف از آن بهره گرفتهاند. این رویکـرد از آن رو در حقـوق و نظریـۀ حقـوقیاهمیت دارد که امکان تفسیر صریح یا صحیح از متون حقوقی را تضعیف میکند. همچنـین، شـکاکیت و تردیـد درخصوص رسیدن به معرفت ناب در حقوق و این ادعا که پرسشهای حقوقی پاسخ درست یا دست کم پاسخ درسـتواحد ندارند (عدم تعین حقوق)، از نتایج رویکرد ساختارشـکنانه بـه حقـوق اسـت کـه در دوران کنـونی شـاهد آنهستیم. برای مطالعۀ بیشتر در این زمینه ها، ر.ک: برایان بیکس (۱۳۸۹)، فرهنگ نظریـۀ حقـوقی، ترجمـه: محمـدراسخ، چاپ اول، نشر نی، صص ۲۲۱ و بعد- ۲۳۹ و بعد.
[۲] . شروع رنسانس یا همان انقلاب فکری در علوم را باید از سالهای ۱۳۰۰ میلادی در ایتالیا دانست کـه تـا قـرن هفـدهمیلادی ادامه داشت و در این مدت سراسر اروپا را در برگرفت. در این دوران، اندیشمندانی مثل کوپرنیک، گالیلـه ودکارت انقلابهای فکری در علوم را رقم زدند. برای مطالعۀ بیشتر در خصـوص تحـولات ایـن دوران ر.ک: جیمـز آ .
کوریک (۱۳۸۴)، رنسانس، ترجمۀ آزیتا یاسائی، تهران: انتشارات ققنوس.
[3] – Indeterminacy of law
[4] . Rules
[5] . Standards
[6] . مهم ترین ارزش مورد توجه در حقوق مدرن، تمرکز آن بر »اراده آزاد« به عنوان مبنای مسـئولیت کیفـری اسـت. بـهاین معنی که بدون وجود اراده آزاد اصولاً نمیتوان مرتکب را مسئول عمل خود دانست. در عـین حـال، ایـن نظـامحقوقی با تأکید بر مسئلۀ شخصی بودن مجازاتها و فردی بودن مسئولیت کیفری مخالف مجـازات و محاکمـۀ هـرشخص دیگری غیر از مرتکب است.
[7] – Rule of law
[8] . البته روشن است که دیوان عالی کشور فرانسه این موارد را مغایر با اصل قانونی بودن جرایم و مجازاتها تلقّّـی کـرده و رأیصادره را نقض مینمود، اما به هر حال قضات در چنین مواردی به گونهای که گفته شد اتّّخاذ تصمیم میکردند.
[۹] – این تحول درست بر خلاف اصول اندیشه های حقوق کیفری مدرن اسـت کـه بـر اسـاس آن قـوانین در یـکسلسله مراتب هنجاری از قاعده شناسایی نشأت میگیرند و این ویژگی باعث میشود که حقوقدانان مدرن از
[۱۰] . مسلّمًّاً تأسیس و تشکیل دادگاههای کیفری بین المللی از همان دوران حقوق کیفری مدرن آغاز گشته بود ا ما هـدفاز تشکیل این دادگاهها در آن دوران محاکمۀ افراد عا دی یا کسانی بود که از سمتهای خود کنار رفتـه  بودنـد . امـادر دوره کنونی مجالی برای محاکمۀ سران دولتها و سیاستمداران در همـان زمـانی کـه صـاحب منصـب سیاسـیهستند بوجود آمده است. این رویکرد بر خلاف عقایدی است که در حقوق کیفری مدرن مبنی بر غیر قابـل تعـرّّضبودن صاحب منصبان سیاسی شکل گرفته بود.

گویندگان ناشناس در نوبت ثالثه کشفالاسرار-میبدی ،کشفالاسرار، نوبت سوم، اقوال ناشناس، پیر طریقت.

 
 
 
 
 
گویندگان ناشناس در نوبت ثالثه کشفالاسرار
مریم مشرفّ
دانشیار گروه زبان و ادبیّّات فارسی دانشگاه شهید بهشتی بهدخت نژادحقیقی۱
دانشجوی دکتری زبان و ادبیّّات فارسی دانشگاه شهید بهشتی
)از ص ۱۴ تا ۵۶( تاریخ دریافت مقاله: ۹/۶/۴۹۹۵، تاریخ پذیرش مقاله: ۹۳/۹/۴۹۹۵
 
چکیده
نوبت ثالثه تفسیر کشفالاسرار مجموعهای از اقوال صوفیّه در تفسیر قرآن است. بسیاری از این سخنان به «پیر طریقت» یا عناوین کلی و نامشخص دیگر نسبت داده شدهاند. پیش از این تصور میشد که پیر طریقت، فرد مشخصی است که احتمالاً پیرِ معنویِ میبدی هم بوده است. مسجعبودن برخی از این عباراتِ منسوب به پیر طریقت هم این ظن را تقویت میکرد که این عنوان، همهجا به خواجهعبدالله انصاری برمیگردد تا آنجا که برخی به دنبال استخراج تفسیر خواجه عبدالله از میان تفسیر میبدی و تخمین حجمِ احتمالیِ آن بودهاند .بعدتر این فرضیه مطرح شد که این پیر طریقتها به فرد خاصی برنمیگردد و گویندگان مختلفی داردِ. این مقاله هویّت برخی از این گویندگاِن مجهول را شنِاسایی می-کند و  پیشینه آن اقوال را در منابع پیش از میبدی پیمیگیرد. با بررسی آمار گویندگان ناشناس در نوبت سوم، فرضیه دیگری هم در این باب مطرح میشود که ممکن است اساساً بسیاری از این پیر طریقتها هیچ منبع و مرجعِ مشخصی نداشته باشند و احتمالاً خودِ میبدی این عنوان را به بسیاری از عبارتها که الگوی مشخصی هم دارند، افزوده است.
 
واژههای کلیدی: میبدی ،کشفالاسرار، نوبت سوم، اقوال ناشناس، پیر طریقت.
                                                              
behdokht.n@gmail.com                                                                  :رایانامه نویسنده مسئول .۴
۲۴

  1. ۱. مقدمه

کشفالاسرار میبدی را نخستین و بزرگترین تفسیر کامل صوفیانه قرآن به زبانفارسی دانستهاند. نوبت سومِ این تفسیر که به «رموز عارفان» و «اشارات صوفیاّن» و «لطائف مذکّّران» میپردازد، در ادبیّات عرفانی فارسی جایگاه ویژهای دارد. این نوبت علاوه بر اینکه عرصه خلاقیّتها و ابتکارات ذوقی و فکری میبدی در تفسیر و تأویلِ برخی آیات است، مجموعهای عظیم از سخنان صوفیّان و عارفان پیش از او،     بهویژه چهار قرن نخست است که با اشاره به نام آنها یا بدون ذکر نامشان در کتاب آمده است.
این اقوال ،نوبت سوم را به کشکولی از عبارات عارفانه و صوفیّانه تبدیل کرده است. حجمِ فراوان این سخنان در نوبت سوم، نشان از دیدگاه خاص میبدی در تفسیر قرآن دارد. او که شافعی اهل حدیث است و با تأویل، مخالف )خیاطیان و سلمانی ،۴۹۹۳: ۹۵- ۵۳(  با آوردن حجمی فشرده از اقوال صوفیانه در نوبت سوم، رسماً آن را به تفسیر عرفانی قرآن بدل کرده است. از سوی دیگر، نیاوردن منابع برای این سخنان، موجب شده است که به انتحال متهم شود۴ )شفیعیکدکنی ،۴۹۹۱: ۹۹- ۹۱(؛ لذا محققان را برانگیخته است تا برای درک وسعت اطلاعات و میزان دسترسیاش به کتبِکتب تفسیریتفسیریِ پیشین، منابع او را شناسایی کنند و متنِ پنهانی که کتابی بزرگ و حجیم کشفالاسرار را ساخته است ،کشف نمایند.
نخستین گام در این راه، تعیین تاریخ دقیق نگارش کتاب است، امّا تاکنون اتفّاقنظر و قطعیّتی برای این تاریخ نبوده و آگاهی بسیار اندک ما درباره شخص و زندگی میبدی به این ابهام دامن زده است. باری، اگر به پیشنهاد شفیعیکدکنی تاریخ نگارش     کشفالاسرار یک قرن جابهجا شود، در تعیین منابع میبدی تأثیر بسیار خواهد داشت
)شفیعیکدکنی ،۴۹۹۱: ۱۳(. چنانکه اشاره شده است، میبدی خود با نوعی تلمیح و براعت استهلال به این دو منبع اشاره میکند: حقایقالتفسیر سلمی و لطایفالاشارات قشیری )میبدی ،۴۹۶۴، ج ۴: ۴(؛ البته اینها جز تفسیری است که به شیخالاسلام انصاری نسبت میدهد و اساس کار خود را شرح و بسطِ تفسیر او میداند .از سوی دیگر، پژوهشها نشان داده که گویا خواجهعبدالله انصاری کتاب تفسیری نداشته و میبدی او را با پیرِ هرویِ دیگری یکی دانسته است )شفیعیکدکنی ،۴۹۱۱(. بهعلاوه، این فرضیه مطرح شده است که عناوینِ کلیِ اقوالِ ناشناس و مهمتر از همه آنها، «پیر طریقت» به یک نفر برنمیگردد و مراجع مختلفی دارد؛ بنابراین، یافتنِ مرجعهای این سخنان، اعم از شناس

۲۹/

و ناشناس، بخش مهمی از کار کشف منابع میبدی است و قطعاتِ تصویرِ پنهان را دراین تفسیر کنار هم قرارمیدهد تا به شناخت کاملتری از آن برسیم.

  1. ۴. راویان اقوال نوبت سوم

اقوال نوبت سوم را به اعتبار گوینده آنها میتوان به دو گروه تقسیم کرد؛ ما از این دو گونه به  «شناس» و «ناشناس» تعبیر میکنیم؛ اقوال شناس، سخنانی هستند که نام گوینده آنها )درست یا نادرست( ذکر شده و اقوال ناشناس، مواردیاند که به نام  گوینده آنها اشاره نشده است و تحت عناوین کلی «پیر طریقت»، «عالم طریقت»، «یکی از بزرگان طریقت»، «آن عزیز» و مشابه آن آمدهاند. میتوان گفت انتساب اقوالِ ناشناس در نوبت سوم به چهار صورت انجام شده است:
دسته اوّل، انتساب به گروهی با عنوانی کلی و دستهای نامعلوم: اربابالقلوب )میبدی، ۴۹۶۴، ج ۴: ۱۹۹(، ارباب حقایق )همان، ج ۴: ۴۴۱(، خداوندان معرفت و جوانمردان طریقت )همان، ج ۱: ۱۴۵(، پیران طریقت )همان، ج ۹: ۱۹۴؛ ج ۱: ۴۳۶ و ج ۱: ۴۱۳(، پیران طریقت و ارباب معرفت )همان، ج ۹: ۵۶(، ارباب طریقت )همان: ج ۵: ۹۱۱(، اهل معرفت )همان، ج ۱: ۴۹۵( و جوانمردان طریقت و ارباب معرفت )همان: ج ۹: ۱۱۹(.
دسته دوم، انتساب به یک نفر از گروهی با عنوانی کلی: یکی از بزرگان طریقت )همان، ج ۴: ۱۶۳ و ۵۶۱ و نیز ج ۱: ۱۱۹(، پیری از پیران طریقت )همان، ج ۱: ۱۵ و ج ۶: ۴۹۳(، پیری از بزرگان دین )همان، ج ۱: ۱۱(، یکی از بزرگان )همان، ج ۱: ۱۶۱(، یکی از بزرگان
دین )همان، ج ۱: ۴۵۴ و ۵۶۱؛ ج ۹: ۵۵۹؛ ج ۱: ۱۴۹؛ ج ۹: ۱۴۳ و ۵۳۴ و نیز ج ۴۳: ۶۵۱(، یکی از بزرگان دین و ائمه طریقت )همان، ج ۹: ۱۹۶(، یکی از عالمان طریقت )همان، ج ۹: ۱۵۶(، یکی از جوانمردان طریقت )همان، ج ۹: ۴۶۵(، یکی از پیران طریقت )همان، ج ۱: ۴۵۴؛ ج ۹:
۱۹۹؛ ج ۵: ۹۱۱ و ج ۴: ۱۳(، پیران طریقت و ارباب معرفت )همان، ج ۹: ۵۶۳(، پیری از عزیزان طریقت )همان، ج ۴: ۵۱۶(، جوانمردی از عزیزان راه حق )همان: ج ۴۳: ۱۹۵(، یکی از جمله بزرگان دین )همان: ۹۹۳( و یکی از علماء طریقت )همان: ۶۹۱(.
دسته سوم، انتساب به عناوینِ مفردِ پراکنده با نشانه زبانیِ شناس )معرفه( یا
ناشناس )نکره:( درویشی )همان، ج ۴: ۴۹۴؛ ج ۱: ۱۱؛ ج ۱: ۴۹؛ ج ۶: ۱۱۴ و ۱۹۹ و نیز ج ۴:
۱۹۵(، یکی شوریده )همان، ج ۴: ۹۶۶(، آن عزیز روزگار )همان، ج ۴: ۱۹۳(، پیر صوفیان
)همان، ج ۴: ۱۹۹(، آن پیر بزرگوار )همان، ج ۴: ۵۱۴(، شوریدهای )همان، ج ۴: ۵۹۱(، بزرگی
۲۲
)همان، ج ۱: ۴۱۴؛ ج ۵: ۹۶۴؛ ج ۱: ۱۹۹؛ ج ۹: ۴۴۱ و ۱۹۶ و ج ۴۳: ۱۹۹، ۹۴۳ و ۱۹۹- ۱۹۱(،مردی )همان، ج ۱: ۱۱۱(، جوانمردی )همان، ج ۱: ۵۹۱؛ ج ۹: ۵۳۱؛ ج ۱: ۱۴۹ و ج ۱: ۹۱۳(، آندرویش )همان، ج ۹: ۱۵۴ و ج ۹: ۹۴(، آن جوانمرد طریقت )همان، ج ۹: ۱۴۳ و ج ۴: ۹۵۹(، عالم طریقت )همان، ج ۱: ۹۶(، پیری )همان، ج ۱: ۱۳۵؛ ج ۵: ۴۶۱ و ۶۴۳؛ ج ۴: ۴۱۱، ۱۵۵ و ۱۴۵ و نیز ج ۱: ۱۱۱(، یکی )همان، ج ۵: ۴۴۴(، آن عزیزی )همان، ج ۶: ۴۱؛ ج ۶: ۶۱، ۹۵۶ و
۵۴۵؛ ج ۴: ۵۶ و  146؛ ج ۹: ۹۱۶ و ۹۴۱؛ ج ۱: ۱۵۶ و ج ۴۳: ۵۴۱(، اعرابی )همان، ج ۶: ۹۴۴ و
۹۴۴(، آن عزیز وقت )همان، ج ۶: ۵۴۱(، عزیزی )همان، ج ۴۳: ۶۴( و عزیز )همان: ج ۴۳: ۵۹۹(.
دسته چهارم، انتساب به عنوانِ مکرّر و شبههبرانگیزِ «پیر طریقت»: این عنوان گاه با ضمیر اشاره «آن» آمده است )برای نمونه ن.ک: همان، ج ۱: ۹۵ و ۹۱۴؛ ج ۹: ۴۵۴، ۴۴۱ و ج ۴: ۹۹۴(.  
آمار تقریبی در کشفالاسرار نشان میدهد حدود ۹۶۳ قول ناشناس در نوبت سوم آمده که البته برخی از آنها تکراری است. دراینمیان، حدود ۹۳ قول در دسته های اولّ تا سومِ این تقسیمبندی میگنجند و حدود ۱۴۳ قول، تحت عنوان «پیر طریقت» یا «آن پیر طریقت» آمده است. در میان این ۱۴۳ قول، حدود ۴۹۵ قول، یعنی نیمی از آن، بهروشنی ساختار مناجات/ الهینامه۱ دارند و این مناجاتها جز در دو مورد )همان، ج ۱:  156 و ج ۴۳: ۶۵۱( همه به پیر طریقت منسوب است. فراوانیِ عناوینِ راویان ناشناس نوبت سوم را میتوان در این نمودار دید:
دسته نخست از موضوع بحث این مقاله خارج است؛ چون عناوین به یک نفر اشاره ندارند و ریشهیابی آنها نشان میدهد در منابع پیشین هم به همین شکل نقل    شدهاند و یک گوینده مشخص ندارند، امّا برای روشن شدن موضوع ،از هر چهار دسته اقوال ناشناس، نمونههایی میآوریم که جستوجو و پیگیری آن قول را در منابع پیشین نشان /۲۱میدهد. این نمونه ها از میان انبوه اقوال ناشناس انتخاب شده است که گوینده آنها را درمنابع پیشین یافتهایم، جز در دسته اوّل که در منابع پیشین هم ناشناساند.
عدد سمت راست، شماره گروه یا دسته قول را نشان میدهد و عدد سمت چپ نیز شماره نمونه یا نمونه های آن گروه است.
۴-۴.  این قول که نمونهای برای دسته نخست است، در طبقاتالصوفیه که به یقین از منابع میبدی بوده، به واسطه ابوبکر واسطی و از قول یکی از مشایخ آمده است:
«پیران طریقِت ازینجا گفته اند: مَن ذَکَرَ فَقَدِ افتَرى، و مَن صَبَرَ فَقَدِ اجتَرى، و مَن عَرَفَ فَقَد ابتَری» )میبدی ،۴۹۶۴، ج ۹: ۱۹۴(.

  • «و واسطى باِزگفته و پسندیده که کِسى گفت از مشایخ: مَن ذَکَرَ فَقَددِ افتَرى ، و مَن صبََرَ فَقدَ اختَرى و مَن عَرَفَ فَقَد ابتَرى» )انصارى ،۴۹۶۱: ۶۵۱(.

۴-۱. نمونه دیگر قولی است که در منبعِ خودگفته میبدی، یعنی لطایفالاشارات آمده است، امّا میبدی نام گوینده )قشیری( را حذف کرده و آن را به عنوانِ کلیِ «اربابالقلوب» نسبت داده است:
«ارباب القلوب گفتند- مِن عَلاماتِ الاِشتیاق تَمَنَّى المَوتِ عَلى بَساطِ العَوافى»
)میبدی ،۴۹۶۴، ج ۴: ۱۹۹(.

  • «مِن عَلاماتِ الاِشتیاقِ  تَمَنىَّ المَوتِ عَلى بَساطِ العَوافی؛ فَمَن وَثَقَ بِأن له الجنه قطعاً- فَلا مُحالَه- یشتاق إلَیها، و لَمّّا لمَ یَتَمَّنوا الموتَ- و أخبر اللّّه سبحانه أنهم لن یَتَمَّنَوه أبداً- صارَ هذا التَعریفُ معجزهً لِلرَّسولِ صَلَواتُ اللّهِ عَلَیه و عَلى آلِه إذ کانَ کَما قالَ» )قشیری ،۴۹۱۴،  ج ۴: ۴۳۴(.

۱-۴.  این قول که نمونهای از دسته دوم است، در منابع پیش از میبدی به نام بایزید بسطامی آمده است و در روحالبیان که تفسیر قرن دوازدهمی است و کشفالاسرار میبدی از منابع پراستفاده آن بوده است، همین قول به علی )ع( نسبت داده شده است۹:
 «و منِهُ قولُ بَعضهِم: لَو حجَبتُ عنَهُ ساعهً لَمِتُّ» )میبدی ،۴۹۶۴، ج ۴: ۵۶۱ و ج ۱:  119(.

  • «و سُئِلَ أبو یزید هَل رَأیتَ ربَّکَ؟ فَقالَ: لَو حَجبتُ عَنهَ لحظهً لَمِتُّ» ۱ )الجنید ،

.)۹۶ :۴۱۱۵

  • «و سُئِلَ أبو یزید: هَل رَأیتَ ربَّکَ؟ فَقالَ: لَو حَجبتُ عَنهُ لحظهً لَمِتُّ» )الجنید ،

.)۱۴۳ :۴۱۱۶

  • «و سُئِلَ أبو یزید: هَل رَأیتَ ربَّکَ؟ فَقالَ: لَو حَجبتُ عنَهُ لَمِتُّ» )خرگوشی ،۴۱۱۴:  61(.

۲۶
۹-۴. نخستین نمونه دسته سوم، عبارت نسبتاً مشهوری در متون صوفیّه است کهمیبدی نام گوینده آن را فراموش یا حذف کرده است و در منابعِ پیش از میبدی به نقلاز فارِِس آمده است:
«آن عزیز روزگار گفت- قُلوبُ المُشتاقینَ مُنَوّرَهٌ بنِورِ اللَّهِ، و اذِا تَحَرَّکَ اشتیاقُهم اضَاءَ النورُ ما بَینَ السماءِ و الارضِ، فیَعرضُهُمُ اللَّهُ علىَ الملائکهِ، فَیَقولُ هؤلاءِ المُشتاقونَ اِلىََّ، اَشهدکُُم اِنّّى اِلیهِم اَشوقَُ، و قیلَ مَن اشتاقَ الِىَ اللَّهِ اشتاقَ الِیهِ کلُّ شَى ءٍ» )میبدی ،۴۹۶۴، ج ۴: ۱۹۳(.

  • و قالَ فارسِ: قُلوبُ المُشتاقینَ  مُنَورَّهٌ بِنورِ اللّهِ تَعالى، فَإذا تَحَرَّکَ الاِشتیاقُ، أضاءَ النورُ ما بَینَ السّالسّماءِماء و الأرضِالأرض، فَیعرضُهُمُ اللّهُ تَعالى عَلىَ الملَائکَهِ، فَیقَولُ: «هؤُلاءلاءِ المُشتاقونَِ إلَىَّ أَشهدَُکمُ أنىّ إلَیهم أشوقَُ» )خرگوشی ،۴۱۱۴: ۵۹(.
  • و قالَ فارس: قُلوبُ المُشتاقینَ  مُنَوّرَهٌ بنِورِ اللّهِ تَعالى، فَإذا تَحَرَّکَ اِشتیاقُهم أضاءَ النورُ ما بَینَ السماءِ و الأرضِ، فیُعرضُهم اللّهُ عَلىَ الملائکهِ فیَقَولُ: هؤُلاءِ المُشتاقونَ إلى . أشهدُکُم أنى إلیهم أشوَقُ . )قشیری ،۴۹۱۹: ۱۶۴(.

۹-۱. نمونه دوم در منابع پیشین که احتمالاً از منابعِ میبدی هم بوده، به نقل از ذوالنون مصری آمده است، اماّ در روحالارواح سمعانی که هنوز مشخص نیست کدام بر دیگری اثر گذاشته است، یکسان است و با همان عنوان «عزیزی/ آن عزیزی» آمده است:
«عزیزى میگوید: در عیادت درویشى شدم او را در بلاى عظیم دیدم، گفتم: لَیسَ بِصادقٍ فى حُبِّهِ مَن لمَ یَصبِرُ على ضَربِهِ. در دوستىِ اللََّّه تعالى صادق نیست
آن کس که در زخم بلاء او صابر نیست، درویش سر برآورد گفت: اى جوانمرد
غلط کردى، لیَسَ بِصادقٍ فى حُبِّهِ مَن لَم یَتَلَذّذُ بِضَربِهِ. در دوستى او صادق نیست کسى کش با زخم او خوش نیست» )میبدی ،۴۹۶۴، ج ۶: ۶۱ و ج ۴: ۱۴۶(.

  • «حَکَىَ عَن ذىالنون  رحمهُ الله انّّه قالَ دخلتُ عَلى مریضٍ اعوده فبََینَما کان یُکَلّمُنى أن انّه فَقُلتُ لَه لَیسَ ببِصادقٍصادق فى حبُِّهِه مَن  لمَ یَصبِصبرُ عَلىَ ضَربه قالَ فَقالَ  بَل لَیسَ بِصادقٍ فى حُبِّهِ مَن لَم یتََلَذّذُ بِضَربِه » )السرّاج الطوسی، ۴۹۴۱: ۵۳(.
  • «و دَخَلَ ذو النون على مریضٍ مِن اَصحابِهِ یَعودُهُ فَقالَ  ]له [ لَیسَ بِصادقٍ فى حُبِّهِ مَن لَم یَصبِرُ عَلى ضَربِهِ فَقالَ المَریضُ لَیسَ بِصادقٍ فى حُبِّهِ مَن لَم یَتَلَذَّذُ بِضَربِه» )همان: ۱۳۹(.

 

۲۴/

 «ذوالنون مصرى مى گوید: دَخَلتُ على مَریضٍ اعَُودُهُ فبَیَنَما کانَ یکَُلِّمُنى اذانانَّهُ فَقُلتُ لَهُ لَیسَ بِصادقٍ فى حبُِّهِ مَن لمَ یَصبِرُ على ضَربِه فَقالَ لى لَیسَ بِصادقٍ فى حُبِّهِ مَن لمَ یتََلَذِّذُ بِضَربِهِ» )مستملی بخاری ،۴۹۶۹، ج ۹: ۴۱۹۱(.

  • «آن عزیزى مى گوید: به عیادت آن درویشى رفتم و گفتم: لَیسَ بِصادقٍ  فى  حُبِّهِ  مَن لَم یَصبِرُ عَلى ضَربِهِ. هرکه در زخم او صبر نکند، در حُبّ او صادق نبود. آن درویش سر برآورده و گفت: غلط کردى، و گفت: لَیسَ  بِصادقٍ  فى  حبُِّهِ  مَن لَم یَتَلَذِّذُ بِضَربِهِ. هرکه از زخم او لذت نیابد در محبّّت او صادق نبود» )سمعانی ،۴۹۹۴: ۴۴۱(.

۹-۹. این مورد ،نمونه بسیار خوبی است برای اثبات این فرضیه که میبدی واژه
«پیر» را نه برای فرد یا افرادی مشخص، بلکه برای بسیاری از عرفا بهکارمیبرده است .
در منابع پیشین یک بار به ابنعطاء و بار دیگر به حلاج نسبت داده شده و میبدی با نسبتدادن به «پیری» بسنده کرده است:
«پیرى را پرسیدند که این فراسه چیست؟ جواب داد که ارواحٌ تَتَقَلَّبُ بِالمَلَکوتِ فتََِشَرَّفٍُ على مَعانِى الغُیوبِ، فَتَنطِقُ عَن اَسرارِ الحَقِ نُطقَ مشُاهدهِ لا نطقَ ظنٍّ و حسبان» )میبدی ،۴۹۶۴، ج ۴: ۵۱(.

  • «و قیلَ ِلأبى العَباسِِ بنِ عَطاء: لِمَ جَعَلَ لبَِعضِ المُؤمِنینَ فراسه دونَ بَعض؟ فَقالَ: مَن کانَ حَظُّهُ من مُشاهداتِشاهدات الخطَابطابِ أکثرُ، کانَ اطّلاعُهُ علىَ الأسرارالأسرارِ أتمَّ. و سئُِلَ آخَرٌ عَنِ الفَراسَهِ، فَقالَ: أرواحٌ تَتقََلَّبُ  فى المَلکَوتِ، فَتشََرَّفَ على معانِى الغیوبِ، فتََنطِقُ عَن أسرارِ الخَلقِ نُطقَ مُشاهدهِ لا نطقَ الظنّونِ و الحسِبانِ» )خرگوشی ،۴۱۱۴: ۱۹۵(.
  • «حلاج: و سُئِلَ بَعضُهم عَنِ الفَراسَهِ، فَقالَ: أرواحٌ تَتقََلَّبُ  فى المَلَکوتِ، فَتَشَرَّفَ على مَعانعانِى الغُیوبِیوب، فَتَنطنطِقُ عَن أسرارِأسرار الخَلقِلق نُطقَ مشُاهدهٍ، لا نُطقَ ظَنٍّ و حِسبانٍ» )قشیری ،۴۹۱۹: ۹۱۵(.

  1. ۱. نمونه های دسته چهارم را میتوان به دو گروه تقسیم کرد: گروه نخست، اقوالی با ساختاری مشابهِ تمام اقوالِ پیشین، امّا تحت عنوان «پیر طریقت» و گروه دوم، اقوالی که مشخصاً ساختار مناجات دارند و پیشازاین به آنها اشاره کردیم.

اقوال گروه نخستِ این دسته شاهد بسیار خوبی برای این فرضیه هستند که عناوین «پیر طریقت» در نوبت سوم ،برخلاف تصور بسیاری، به یک نفر برنمیگردد و این فرضیه که انبوه مکرر «پیر طریقت» نشان از پیر معنوی میبدی دارد و آن پیر همانا
۲۱
خواجه عبدالله انصاری است، متزلزل میشود. برخی از این پیر طریقتها دیگراناند وبرخی خواجه عبدِالله. ما برای هر دو مورد نمونههایی میآوریم:
۱-۴-۴. قول نمونه در منابع پیش از میبدی به گویندههای مختلفی نسبت داده شده است. اگر همه این منابع پیشین را از منابع میبدی بدانیم، که چندان بیراه نیست،      میتوانیم احتمال دهیم که به دلیلِ همین تنوع و اختلاف در نام گوینده، میبدی ترجیح داده است که آن را به پیر طریقت نسبت دهد:
 «آن پیر طریقت که گفت: ریاءُ العارفینَ خَیرٌ مِن اِخلاصِ المُریدینَ» )میبدی ،
۴۹۶۴، ج ۱:  195(.

  • «و قالَ ابوتراب، رَحمَِهُ اللهُ تعالى، ریاءُ العارفینَ إخلاصُ المُریدینَ» )السراج الطوسی، ۴۹۴۱: ۱۳۶(.
  • «و لِذلکَ قالَ ذوالنّّون: ریاءُ العارفینَ إخلاصُ المُریدینَ» )سلمی ،۴۹۱۱، ج ۹:  511(.
  • «سمَِعتُ أبا الحسین محمد بن على بن حبیش یَقولُ کانَ رُویَم یقَولُ: السکُونُ

إلىَ الاَحوالحوالِ اِاغتِغترارٌ. و کانَ یَقولُ: ریاءُ العارفینَ  أفضلُ مِمن إخلاصإخلاصِ المُریدینَ» )ابونعیم، بیتا، ج ۴۳:  194(.

  • «ذوالنون ـ رَحمَِهُ اللهُ ـ که ذُنوبُ المقُرّبینَ حَسَناتُ الاَبرارِ. و کسى دیگر از بزرگان گفته است: ریاءُ العارفینَ اِخلاصُ المُریدینَ» )مستملی بخاری ،۴۹۶۹، ج ۹: ۴۱۴۶(.

۱-۴-۱. این قول که پرسش مکرری از معنای حقیقتِ تصوف است، در منابع پیشین به رویم بن عبدالله منسوب است؛ حال آنکه میبدی آن را به پیر طریقت نسبت داده است .این نمونه نیز همانند نمونه پیشین شاهد خوبی است برای این فرضیه که میبدی بسیاری از عرفای پیشین را با عنوان پیر طریقت یاد کرده است؛ فرقی نمیکند این کار به عمد بوده یا چون بسیاری از اقوال را از حافظه نقل میکرده، ضعف و خطای حافظه را با این روش میپوشانده است؛ چون بههرحال، در پسزمینه ذهنش این عارفان بزرگ را پیران طریقت میدانسته و این عنوان را برای آنها کاملاً مناسب دیده است:
«پیرِ طرِیقت را از حقیقت تصوف پرسیدند، گفت: ما هُوَ اِلّّا بَذلُ الروحِ فَلا تَشتَغلُ بتُرَّهاتهاتِ المُدّعینَ» )میبدی ،۴۹۶۴، ج ۶: ۱۶۱(.

  • «و قالَ أبو عُبَیدِ بنِ خفَیف لَماّ فارَقتُ رویم بن عبداللّّه قلتُ لَهُ: أوصنِی فَقالَ: یا بُنَیَّ ما هُوَ إلّّا بَذلُ الروحِ و النَفسِ، یعنی التَصَوُّف، فَإن قَدَرتَ على ذلکَ و إلّّا فَلا تَشتَغِل بِتُرَّهاتِ الصوفیهِ» )سلمی ،۴۱۴۱: ۹۵۱(.

۲۳/

«و قالَ ابوعبداللّهِ بنِ خفَیف: لَماّ فارَقتُ رویم بن عبداللّّه قُلتُ لَهُ اوصِنی فَقالَ: یا بُنَیَّ ما هُوَ اِلاّ بَذلُ  الروحِ  و النَّفسِ یعنی التَصَوُّف فَاِن قَدَرتَ على ذلکَ و الا فَلا تَشتَغِل بِتُرُّهاتِ الصوفیهِ» )سلمی ،۴۹۱۱، ج ۱: ۵۴۱(.
1-4-9. این قول نمونه جالبی است؛ شکل آن در منبع اصلی، یعنی لطایفالاشارت قشیری، با شکل ضبطشده در کشفالاسرار متفاوت است، امّا همین قول در روحالارواح
سمعانی، البته با ذکر گوینده آن، قشیری ،به همان صورتی آمده است که در       کشفالاسرار هست. محتمل است که میبدی قول را از سمعانی گرفته و نام گوینده را به هر دلیل عمدی یا سهوی حذف کرده باشد:
«پیر طریقت گفت: الاَغیارُ فی وُجودِهِ فَقدٌ و الرُّسومُ و الاَطلالُ عِندَ شُهودِ حقَِّهِ،
مَحوٌ. وجودى که حدودش به عدم باز شود، آن وجود مجاز گویند نه وجود حقیقت» )میبدی ،۴۹۶۴، ج ۴۳: ۶۶۵(.

  • «و یُقالُ لا إِلهَ إلََِّّا أَنََا: الأغیارُ فى وُجودى فَقدٌ و الرُسومُ  و الأطلالُ  عِندَ ثُبوتِ حَقّّى، مَحوٌ» )قشیری ،۴۹۱۴، ج ۱: ۱۱۹(.
  • «استاد ابوالقاسم قشیرى گفت- قدََّسَ اللّهُ روحَهُ العَزیز- که الاغیارُ فى وُجودِهِ  فَقدٌ و الرّسومُ و الاَطلالُ عِندَ شُهودِ حَقِّهِ مَحوٌ» )سمعانی ،۴۹۹۴: ۴۶۵(.

۱-۴-۱. این نمونه از منازلالسائرین انصاری است. با این قول نیز مثل سه قول پیشین رفتار شده است؛ بدینترتیب که آن را تحت عنوان «پیر طریقت» آورده و این بار، پیر طریقت، خواجهعبدالله انصاری است.
«پیر طریقت گفت: نارٌ اضَرَمَها صفَوُ المحَُبّهِ فنََغَّصَت العیَشَ. و سَلبََت السَّلوَهَ و لَم یَنهنهها معزٌّ دونَ الَلقّاءِ» )میبدی ،۴۹۶۴، ج ۴۳: ۶۴۹(.

  • «و الدرجه الثالثه نار أضرَمَها صَفوُ المُحَبّهِ، فَنَغََّصَت العَیشَ، و سَلَبَت السَّلوَهَ، و لَم ینهنهها معزٌّ دونَ الِلقاءِ» )انصاری ،۴۱۴۴: ۴۳۱(.

اماّ دسته نخست از گروه چهارم، نمونه های دیگری هم دارد و آن ،انبوه عبارات مسجعی است که تحت همان عنوان «پیر طریقت» آمده است و لزوماً مناجاتگونه هم نیست .مسجعبودن این عبارات گمان ما را به خواجهعبدالله انصاری سوق میدهد، امّا ازاینمیان، فقط تعداد اندکی را در مقایسه با رقم کلی آنها، میتوان در آثار        خواجهعبدالله یافت. این سخنان شواهد بسیار خوبی برای نشاندادن تمرین سجعنویسی میبدی و جملات تقلیدگونه، امّا زیبا در تفسیر عرفانی اوست .در اینگونه موارد ،هسته
۱۵
اصلی عبارت نگه داشته شده و با جملات دیگری ادامه یافته است و یا هسته اصلیمعنایی، در عبارتی دیگر آمده است .نمونههایی از آن را اینجا نقل میکنیم:
نمونه ۴:

  • «پیر طریقت گفت: در سر گریستنى دارم دراز، ندانم که از حسرت گریم یا از ناز، گریستن از حسرت بهره یتیم و گریستن شمع بهره ناز، از ناز گریستن چون بود این قصه ایست دراز» )میبدی ،۴۹۶۴، ج ۴: ۱۱۳- ۱۱۴؛ ج ۶: ۱۱۱ و ج ۱: ۹۱۴(.

■ «گریستنی دارم درین سر دراز، ندانم تا از حسرت گریَم یا از ناز» )شفیعیکدکنی ،
۴۹۹۱: ۹۴۳؛ ش .۱۴۹(.۵ نمونه ۱:

  • «پیر طریقت گفت: پاداش بر روى مهرتاش است! بازخواستن خود را از دوست، پرخاش است! همه یافتها دریافت آزادى لاش است!» )میبدی ،۴۹۶۴، ج ۱: ۴۳۹(.
  • «پرداخت با خود بر روی دوستی تاشِ است بازخواستن خود از دوست با دوست پرخاش است، همه یافتها در یافت دوستی لاش است» )شفیعیکدکنی ،۴۹۹۱:

۱۱۱؛ ش. ۹۴۹(.
نمونه ۹:
«پیر طریقت گفت: نشان یافت اجابت دوستى رضاست. افزاینده آب دوستى وفاست. مایه گنج دوستى همه نور است. بار درخت دوستى همه سرور است. هرکه از دو گیتى جدا ماند، در دوستى معذور است. هرکه از دوست جزاء دوست جوید، نسپاس است؛ دوستى، دوستى حق است، و دیگر همه وسواس است.» )میبدی ،۴۹۶۴: ج ۹، ۴۵۵(.

  • «نشان طلب در راهِ دوستی رجاست، گواه یافت در اجابتِ دوستی رضاست، افزاینده آبِآب دوستی در دوستی وفاست» )شفیعیکدکنی ،۴۹۹۱: ۱۱۴؛ ش .۹۳۴(.

نمونه ۱:
«پیر طریقت گفت: اگر مردمان نور قرب در عارف ببینند، همه بسوزند، ور عارف نور قرب در خود بیند، بسوزد. علم قرب در میان زبان و گوش نگنجد که آن راهى تنگ است و از همراهى آب و گل زبان قرب را ننگ است، هر گه که قرب روى نمود، عالم و آدم را چه جاى درنگ است.» )میبدی ،۴۹۶۴، ج ۴۳: ۱۹۹- ۱۹۱(.

۱۱/

«میانِ زبان و گوش علمِ توحید را راه تنگ است، میانِ سخن و میانِ یافت جاویدجنگ است» )شفیعیکدکنی ،۴۹۹۱: ۹۹۱؛ ش .۴۳۹۶(.
۱-۱. در این قسمت اقوالی را بررسی میکنیم که ساختار مناجات دارند. همانطور که خواهیم دید، بسیاری از این اقوال، یک هسته مشخص معنایی دارند که شامل یک تا چند جمله میشود و میتوان عین آن یا مشابهِ مضمونی آن را در مناجاتهای    خواجهعبدالله انصاری یافت، امّا این اقوال در کشفالاسرار به روش سجعگویی منسوب به خواجه عبدالله ادامه و شاخوبرگ یافته است.
نمونه نخست، چهار بار در نوبت سوم آمده است؛ دو بار تحت عنوان «پیر طریقت» و یک بار با عنوان «بزرگان دین» که این میتواند شاهد خوبی باشد برای این ادعا که میبدی بسیاری از اقوال را از حافظه نقل کرده است. نکته مهم دیگر این است که همین سخن، نخستینبار که در کشفالاسرار آمده، به نام شیخالاسلام انصاری است. پیگیری این قول نشان میدهد در طبقاتالصوفیه انصاری نیز آمده است، اماّ گوینده آن انصاری نیست، بلکه مشخصاً از قول ابوحفص حداد نقل شده است؛ لذا این پرسش مطرح میشود که آیا میبدی منبع را دیده و به اشتباه آن سخن را به نویسنده کتاب )شیخالاسلام انصاری( منسوب کرده یا باز هم به حافظه اتکا کرده است؟ نکته دیگر این است که این قول یک بار با عبارات مسجعِ دیگر ادامه یافته که در باقیِ منابع نیست و جملات اصلیِ آن، همان قسمتی است که در متن مشخص شده، امّا قسمتِ اضافهشده، به آن ساختار مناجات داده است؛ به همین دلیل ما آن را در این بخش بررسی کردهایم:

  • «پیر طریقت گفت: سبب ندیدن جهل است، امّا با سبب بماندن شرک است، از سبب برگذر تا به مسبّّب رسى، در سبب مبند تا در خود برسى، عارف را چشم نه بر لوح است نه بر قلم، نه بسته حوّّاست نه اسیر آدم، عطشى دارد دایم هر چند قدحها دارد دمادم، اى مهیمن اکرم، اى مفضّّل ارحم، یک بار قدح بازگیر تا این بیچاره برزند دم» )میبدی ،۴۹۶۴، ج ۵: ۱۴ و ۱۱۵-۱۱۶ و نیز ج ۶: ۱۹۶؛ با عنوان «بزرگان دین» برای راوی(.
  • «شیخالاسلام انصارى گفت: سبب ندیدن  جهل است، امّّا با سبب بماندن شرک است» )همان، ج ۱: ۵۴۳(.
  • «باحفص حداد گفت که سبب ندیدن جهل است، لکن با سبب بماندن شرک است» )انصارى ،۴۹۶۱: ۴۴(.

۱۴
نمونه های بعدی، همه در اصل ،ساختار مناجات دارند و آنها را جای دیگری جز درآثار خواجهعبدالله انصاری نیافتهایم. برای یکدستبودن کار، تمام این سخنان را در کتاب شفیعیکدکنی با عنوان در هرگز و همیشه انسان جُُستهایم؛ چون اقوال در این کتاب، شکل کاملاً کهنهتر و بعضاً متفاوتی دارند .
نمونه ۴:
«پیر طریقت گفت روزگارى او را مى جستم، خود را مى یافتم. اکنون خود را میجویم او را مى یابم، اى حجت را یاد و انس را یادگار! چون حاضرى این جستن به چه کار؟ الهى یافته میجویم، با دیده ور میگویم، که دارم چه جویم، که مى بینم چه گویم؟ شیفته این جستوجویم، گرفتار این گفتوگویم، اى پیش از هر روز و جدا از هر کس! مرا در این سور هزار مطرب نه بس» )میبدی ،۴۹۶۴، ج ۶: ۴۴ و ج ۹: ۹۳(.

  • «روزگارى او را مى جستم ، خود را مى یافتم. اکنون خود را مى جویم، او را مى یابم» )انصاری ،۴۹۶۱: ۹۴(.

نمونه ۱:
«آن پیر طریقت که نیکو گفت: اى مهیمن اکرم! اى مفضل ارحم! اى محتجب به جلال و متجلى به کرم! قسام پیش از لوح و قلم، نماینده سور هدى پس از هزاران ماتم! بادا که باز رهم روزى از زحمت حوا و آدم! آزاد شوم از بند وجود و عدم. از دل بیرون کنم این حسرت و ندم. با دوست برآسایم یک دم. در مجلس انس قدح شادى بر دست نهاده دمادم» )میبدی ،۴۹۶۴: ج ۹، ۴۵۴(.

  • «نینی اینجا که منم ]نه[ شادیست نه غم، نه شفاست نه اَلََم، نه حوّّاست نه آدم، نه وجود است نه عدم» )شفیعیکدکنی ،۴۹۹۱: ۹۱۳؛ ش .۴۴۳۵(.

نمونه ۹:
«پیر طریقت گفت: الهى نه جز از شناخت تو شادیست، نه جز از یافت تو زندگانى، زنده بى تو چون مرده زندانى است، زندگانى بى تو مرگیست و زنده تو زنده جاودانى است» )میبدی ،۴۹۶۴، ج ۱، ۹۶(.

  • «آنک زنده به جان است، نه زنده است؛ آنک زنده به دوست است، زنده جاویدان است» )شفیعیکدکنی ،۴۹۹۱: ۹۳۴؛ ش .۴۱۱(.

/19نمونه ۱:
«پیر طریقت گفت: الهى دانى به چه شادم؟ به آنک نه به خویشتن به تو افتادم؛ الهى تو خواستى، نه من خواستم؛ دوست بر بالین دیدم، چو از خواب برخاستم» )میبدی ،۴۹۶۴، ج ۵: ۱۳۴- ۱۳۱ و ۱۴۵(.

  • «الهی شادم شادم شادم که نه به خویشتن، به تو افتادم» )شفیعیکدکنی ،۴۹۹۱:

۴۱۱؛ ش .۵۱(.

  • «الهی دانی به چه شادم؟ به آنک نه به خود، به توافتادم» )همان: ۱۹۱؛ ش .۴۳۵( نمونه ۵:

«پیر طریقت گفت در مناجات خویش: الهى این چه بتر روزى است؟ ترسم که مرا از تو جز از حسرت نه روزیست، الهى مى لرزم از آنک نه ارزم، وز آنک نه ارزم، چه سازم؟ جز از آنک مى سوزم تا ازین افتادگى برخیزم. الهى از بخت خود چون پرهیزم و از بودنى کجا گریزم و ناچاره را چه آمیزم و در هامون کجا گریزم؟ الهى کان حسرتست این دل من، مایه درد و غم است این تن من، نیارم گفت که این همه چرا بهره من، نه دست رسد مرا به معدن چاره من. » )میبدی ،۴۹۶۴، ج ۵: ۱۱۹(.

  • «الهی میترسم که نیرزم، از آن همچنین میلرزم» )شفیعیکدکنی ،۴۹۹۱: ۹۱۶؛ ش .۹۴۴(.

بررسیها نشان میدهد ناشناسبودن گوینده اقوال در کشفالاسرار به این علت است که میبدی بسیاری از آنها را از حافظه نقل میکرده و گویندگان مختلف این سخنانِ صوفیانه را شایسته لقب «پیر طریقت» میدانسته است. امّا در گروهِ چهارم اقوال، گذشته از متفاوتبودن برخی عبارات، طولانیترشدن آنها در نقل میبدی و دنبالهدارشدنِ برخی از این جملاتِ مسجع، این پرسشها را پیش میآورد که آیا او به منابع یا نسخ دیگری دسترسی داشته و آیا شکل این عبارات در آنها تا این حد متفاوت بوده است و یا از سرِ ذوق و ارادتی که به این روشِ سجعگویی و لهجه هرات داشته است، تکجملهای را از خاطر خویش، در میان جملات مسجع دیگر که خود به آن افزوده، آورده است؟ آیا تکرار این کار میتواند این احتمال را بهوجود آورد که برخی از این جملات که به پیر طریقت هم نسبت داده شدهاند، اساساً گویندهای جز خودِ میبدی نداشتهاند؟ آیا ممکن است کتابی در دسترس میبدی بوده باشد که حجم فراوان سخنانی باقیمانده از گذشتگان را در خود داشته و هیچ نشانی از این اقوال در منابع پیش و پس از میبدی باقی نمانده بوده باشد؟ چرا همه این اقوال ساختار مشابهی دارند؛ همه از الگوی سجعنویسی پیروی
۱۲
میکنند و تمام مناجاتگونهها در همین الگو میگنجند؟ بعید است کاتبان، تمام این«پیر طریقت»ها را افزوده باشند، آن هم با دقتی تمام و بر سر عباراتی با الگوی یکسان .آیا چنین نیست که میبدی خود را هم یکی از همین پیر طریقتها دانسته و برخی جملات و عباراتِ خود را با همین عنوان در میانِ انبوهِ اقوالِ دیگر گنجانده باشد؟

  1. ۹. نتیجه

یکی از کسانی که در نوبت سوم سخنان فراوانی به وی نسبت داده میشود، پیر طریقت است. تعداد اقوالِ منسوب به این پیر، تقریباً معادلِ اقوال دیگری است که گویندههای مشخص یا شناس دارند. گویندگان واقعی برخی از این سخنانِ منسوب به پیر طریقت، شناسایی شدهاند و یا سابقه آنها در منابع پیشین یافت شده است، امّّا بسیاری دیگر همچنان مجهول ماندهاند. این اقوال فراوانی که صاحبان آنها مجهولاند، از نظر شکل ظاهری با هم شباهت بسیاری دارند. اختلافِ متنِ برخی اقوال یا نام گوینده آنها، در مقایسه با منابع پیشین، بهروشنی نشان میدهد میبدی بسیاری از سخنان را از حافظه خویش نقل میکرده است. افزودن شاخوبرگ به اقوال در گروه چهارم، یعنی عبارات مسجع و مناجاتگونهها، این احتمال را پیش میآورد که بسیاری از جملات را خودِ میبدی افزوده و بهتبعِ آن گوینده بسیاری از سخنانی که به پیر طریقت نسبت داده شده است، ممکن است خودِ او باشد .
خلاقیّت در تفسیر عرفانیِ کاملاً متفاوتِ برخی آیات در نوبت سوم، نشان میدهد استعداد میبدی برای این نوع تفسیر یا تأویلِ خاص بسیار زیاد بوده است؛ تا بدان حد که برخی منتقدان تفسیر او را درباره برخی آیات کاملاً نامربوط و دور میدانند )ن.ک:
استادی ،۴۹۴۵: ۴۴۹(. میتوان احتمال داد که این ابتکار، در اقوال ناشناسناشناسِ منسوب به پیر طریقت نیز خودش را نشان داده و او را واداشته است تا از سر تواضع یا اعتمادبهنفس، عنوان «پیر طریقت» را در ابتدای عباراتی بیاورد که تقلید از الگویی مشخص به نظر  میرسد، امّا بههرحال از آنِ خود اوست؛ دستکم تا زمانی که بسیاری از این سخنان را در منابع دیگر نیافتهایم.
پینوشت

  1. ۴. در این مقاله شباهت بسیار زیاد الکشف و البیان ثعلبی با نوبت دوم کشفالاسرار، میبدی را متهم به غارت و انتحال کرده است.

۱۱/

  1. ۱. هر عبارتی را که مخاطب آن خداوند باشد و البته در آن عبارت، اصولی از بیان هنری وجود داشته باشد، مصداق مناجات دانستهاند )نک: شفیعیکدکنی ،۴۹۹۱: ۱۴-۱۱( و برای اطلاعات بیشتر مشخصاً درباره شکل صوری مناجاتهای خواجه عبدالله: )نک: مولایی ،۴۹۱۹: چهلوپنج- پنجاه.(
  2. ۹. «و در کشفالاسرار از شیخالإسلام الأنصاری نقل میکند که مشغول ]مشمول؟[ نعمت بهشت از آن عامه مؤمنانست، امّا مقرّبان حضرت از مطالعه شهود و ملاحظه نور وجود یک لحظه با نعیم بهشت نپردازند؛ قال عَلى، رَضِىَ اللّهُ عَنهُ، لََو حَجبتُ عَنهَ ساعهً لَمِتُّ » )حقیّ بروسوی، بیتا، ج ۴: ۱۴۶(.
  3. ۱. در این منبِع قول دیِگری پس از این آمده است که میتواند علت تغییر نام گوینده در منابع بعدی باشد: « و سُئلَ علی بن أبی طالب ـ رضیَ اللّهُ عَنهُ ـ تَعبُدُ مَن تَرى أَو لا مَن تَرى؟ فَقالَ: أعبُدُ مَن أرَى لا رؤیهَ عینٍ و لکِن رؤیه القَلبِ بمُِشاهدهِ الإیمان» )الجنید ،۴۱۱۵: ۹۶(.
  4. ۵. در کتاب هرگز و همیشه انسان ،در هر صفحه برای هر عبارت یک شماره درج شده است؛ لذا ما برای رجوع آسان به آن، در ارجاعات درونمتنی شماره عبارتها را نیز با نشانه اختصاری «ش.» آوردهایم.

منابع
ابونعیم، احمد )بیتا( ،حلیهالاولیاء و طبقاتالأصفیاء، مجلد ۴۳، قاهره ،دار امالقراء للطباعه و النشر.
استادی، رضا) ۴۹۴۵(، «ابوالفضل میبدی و تفسیر کشفالاسرار»، کیهان اندیشه، ش ۶۵، فروردین و اردیبهشت ،۴۶۴-۴۴۱.
انصاری، خواجهعبدالله) ۴۱۴۴(، منازلالسائرین، تصحیح و تحقیق علی شیروانی، تهران، دارالعلم.
                        )4961(،  طبقاتالصوفیه، تصحیح محمدسرور مولایی، تهران، توس.
الجنید ، ابوالقاسم )۴۱۱۵(، رسائل الجنید، تصحیح و تحقیق جمال رجب سیدبی ،دمشق ،دار اقرأ للطباعه و النشر و التوزیع .
                        )4116(، السر فی انفاس الصوفیه، تحقیق و تصحیح عبدالباری محمد داوود، قاهره ،دارالجوامع الکلم.
حقی بروسوی، اسماعیل )بیتا( ،تفسیر روحالبیان، جلد ۴، بیروت ،دارالفکر.
الخرگوشی، ابوسعدعبدالملک) ۴۱۱۴(، تهذیبالاسرار فی اصولالتصوف، تصحیح و تحقیق امامسید محمدعلی، بیروت، دارالکتب العلمیه.
خیاطیان، قدرتالله و یاسمن سلمانی) ۴۹۹۳(، «بررسی مفهوم تأویلگرایی در تفاسیر عرفانی میبدی و   ابن عربی»، ادیان و عرفان؛ الهّیّات تطبیقی، ش ۶، پاییز و زمستان ،۹۵-۵۳.
السراجالطوسی، ابونصر) ۴۹۴۱(، اللمع فیالتصوف، تصحیح رینولد آلین نیکلسون ، لیدن، مطبعه بریل.
سلمی، ابوعبدالرحمن) ۴۹۱۱(، مجموعه آثار؛ بخشهایی از حقائقالتفسیر و رسائل دیگر، گردآوری نصرالله پورجوادی ،جلد ۱ و ۹، تهران، مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران.
                        )4141(، تسعه کتب فى اصول التصوف و الزهد، تصحیح و تحقیق سلیمان ابراهیم آتش ، الناشر للطباعه و النشر و التوزیع و الاعلان.
۱۶
سمعانی، شهابالدیناحمد )۴۹۹۴(، روحالارواح فی شرح اسماءالملک الفتاح، به اهتمام و تصحیح نجیب مایل هروی، تهران، علمی و فرهنگی.
شفیعیکدکنی، محمدرضا) ۴۹۹۱(،  در هر گز و همیشه انسان، تهران، سخن.
                        )4991(، «ثعلبی/ میبدی»، اوراق عتیق، دفتر سوم، صص ۹۹-۵۴.
                        )4911(، «پیر هری غیر از خواجه عبدالله انصاری است!»، نامه بهارستان، سال دهم ، دفتر
۴۵: صص ۴۱۵-۴۹۱.
قشیری، عبدالکریم )۴۹۱۴(، لطایفالاشارات فی حقایق العبارات، تفسیر صوفی کامل للقرآن الکریم، به اهتمام ابراهیم بسیونی، جلد ۴ و ۱، قاهره، الهیئه المصریه العامه للکتاب.
                        )4919(، رساله قشیریه، ترجمه ابوعلیحسن بن احمد عثمانی، با تصحیحات و استدراکات   بدیعالزمان فروزانفر ،تهران ،علمی و فرهنگی.
مستملی بخاری، اسماعیل) ۴۹۶۹(، شرح التعرف لمذهب التصوف، تصحیح و تحشیه محمد روشن ،ج ۹، تهران، اساطیر.
میبدی ،رشیدالدینفضلالله) ۴۹۶۴(، کشفالاسرار و عدهالابرار، تصحیح علیاصغر حکمت ،تهران ،امیرکبیر.

پایان نامه :خالص سازی جلبک کلرلا و جدا سازی ترکیبات بیولوژیکی فعال درآن جلبک

متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته :فیزیولوژی گیاهی

عنوان :خالص سازی جلبک کلرلا و جدا سازی ترکیبات بیولوژیکی فعال درآن جلبک

Continue reading “پایان نامه :خالص سازی جلبک کلرلا و جدا سازی ترکیبات بیولوژیکی فعال درآن جلبک”

پایان نامه :تحلیل خطای نوشتاری فارسی آموزان چینی زبان

متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته : زبان شناسی

عنوان :تحلیل خطای نوشتاری فارسی آموزان چینی زبان

گرایش:آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانان

Continue reading “پایان نامه :تحلیل خطای نوشتاری فارسی آموزان چینی زبان”

بررسی سطح تعارض بین افراد و واحدهای سازمانی در شرکت پایانه نفتی خارگ

متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته :حمل و نقل دریایی

عنوان :بررسی سطح تعارض بین افراد و واحدهای سازمانی در شرکت پایانه نفتی خارگ وپیشنهاد راهکارهای مناسب برای مدیریت تعارض (مطالعه موردی در واحد عملیات دریایی)

 

Continue reading “بررسی سطح تعارض بین افراد و واحدهای سازمانی در شرکت پایانه نفتی خارگ”

پایان نامه بررسی کامل نیروگاه جزر و مدی و انرژی دریا – تولید برق از جزر و مد دریاها

 دانلود متن کامل پایان نامه

بررسی کامل نیروگاه جزر و مدی و انرژی دریا – تولید برق از جزر و مد دریاها

Continue reading “پایان نامه بررسی کامل نیروگاه جزر و مدی و انرژی دریا – تولید برق از جزر و مد دریاها”

پژوهش بررسی اثربخشی تحلیل رفتار متقابل به شیوه گروهی بر کاهش پرخاشگری و تعارضات زناشویی زوجین معتاد ساکن شهر سبزوار

 دانلود متن کامل پایان نامه حقوق

پژوهش بررسی اثربخشی تحلیل رفتار متقابل به شیوه گروهی بر کاهش پرخاشگری و تعارضات زناشویی زوجین معتاد ساکن شهر سبزوار

Continue reading “پژوهش بررسی اثربخشی تحلیل رفتار متقابل به شیوه گروهی بر کاهش پرخاشگری و تعارضات زناشویی زوجین معتاد ساکن شهر سبزوار”

پایان نامه ارشد : طراحی و تولید درس افزار آموزشی علوم پایه ششم و بررسی نقش آن بر میزان یادگیری و یادداری

پایان نامه رشته : تکنولوژی آموزشی

عنوان : طراحی و تولید درس افزار آموزشی علوم پایه ششم و بررسی نقش آن بر میزان یادگیری و یادداری

Continue reading “پایان نامه ارشد : طراحی و تولید درس افزار آموزشی علوم پایه ششم و بررسی نقش آن بر میزان یادگیری و یادداری”

پایان نامه ارشد : نقش تصویر – واژه بر کاهش اشکالات املایی دانش آموزان مقطع چهارم دبستان در شهرستان کرمانشاه

پایان نامه رشته : تکنولوژی آموزشی

عنوان : نقش تصویر – واژه بر کاهش اشکالات املایی دانش آموزان مقطع چهارم دبستان در شهرستان کرمانشاه

Continue reading “پایان نامه ارشد : نقش تصویر – واژه بر کاهش اشکالات املایی دانش آموزان مقطع چهارم دبستان در شهرستان کرمانشاه”

پایان نامه ارشد : طراحی، تهیه و استاندارد سازی ( روایی و پایایی) ابزار اندازه گیری کاربرد فناوری در ارتقای روحیه ی کارآفرینی

عنوان : طراحی، تهیه و استاندارد سازی ( روایی و پایایی) ابزار اندازه گیری کاربرد فناوری در ارتقای روحیه ی کارآفرینی

Continue reading “پایان نامه ارشد : طراحی، تهیه و استاندارد سازی ( روایی و پایایی) ابزار اندازه گیری کاربرد فناوری در ارتقای روحیه ی کارآفرینی”

پایان نامه :تأثیر آسیب دیدگی میله سوخت بر روند پیشرفت حوادث سنگین

پایان نامه رشته :مهندسی هسته ای

گرایش : راکتور

عنوان : تأثیر آسیب دیدگی میله سوخت بر روند پیشرفت حوادث سنگین

Continue reading “پایان نامه :تأثیر آسیب دیدگی میله سوخت بر روند پیشرفت حوادث سنگین”

پایان نامه :تحلیل فراوانی منطقه­ای حداکثر دوره خشکی با بهره گرفتن از گشتاورهای خطی

پایان نامه رشته  مهندسی منابع آب

عنوان : تحلیل  فراوانی منطقه­ای حداکثر دوره خشکی با بهره گرفتن از گشتاورهای خطی

Continue reading “پایان نامه :تحلیل فراوانی منطقه­ای حداکثر دوره خشکی با بهره گرفتن از گشتاورهای خطی”

پایان نامه بررسی تاثیر اخلاق ترافیک شهروندی بر رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی؛ مطالعه موردی شهر اصفهان

پایان نامه رشته علوم و فنون راهنمایی و رانندگی

عنوان : بررسی تاثیر اخلاق ترافیک شهروندی بر رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی؛ مطالعه موردی شهر اصفهان

Continue reading “پایان نامه بررسی تاثیر اخلاق ترافیک شهروندی بر رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی؛ مطالعه موردی شهر اصفهان”

پایان نامه بررسی تاثیر روش درمانی افزایش تدریجی طول و پیچیدگی گفتار GILCU بر کاهش ناروانی گفتار کودکان دبستانی ۱۱- ۶ سال مبتلا به لکنت

پایان نامه رشته گفتار درمانی

عنوان : بررسی تاثیر روش درمانی افزایش تدریجی طول و پیچیدگی گفتار  GILCUبر کاهش ناروانی گفتار کودکان دبستانی ۱۱- ۶ سال مبتلا به لکنت

Continue reading “پایان نامه بررسی تاثیر روش درمانی افزایش تدریجی طول و پیچیدگی گفتار GILCU بر کاهش ناروانی گفتار کودکان دبستانی ۱۱- ۶ سال مبتلا به لکنت”